پایگاه خبری تحلیلی”صبح خرد”(sobhekherad.ir)

فرهنگی دهدشتی بعد از سی سال خدمت در آموزش وپرورش با نگارش دلنوشته ای اثرگذار بازنشسته شد.

به گزارش“پایگاه خبری تحلیلی صبح خرد”، متن دلنوشته حسین بویراحمدی اصل چنین است ؛

بعد از ۳۰سال خدمت معلمی خداحافظ….
انگار همین دیروز بود که با ابلاغ دبیر ادبیات فارسی؛ آقایان: بهزادی مسؤول آموزش،درخش و رضایی کارگزینی در محل آموزش و پرورش قدیم به روستای قلعه گل رفتم و فارسی را پاس می داشتم و چون دبیر کمبود بود انگلیسی را و چون کمبودتر بود جغرافی را نیز مدرس شدم.
وآی که چقدر دیروزها ، زود امروز می شوند!
یادم هست شب یلدا را به عنوان مدیر در کنار بچه های خوب دبیرستان امام صادق(ع)( مدرسه زندگی) در خوابگاه کمیته امداد گذراندم اما هنگام برگشت تا کفشهایم نیست ، دیدم تا واکس زده اند براق و در طبقه بالای جا کفشی برق می زنند، فردایش در صندوق مکاتبه با مدیر ، نامه ای به این مضمون یافتم: *سلام آقای مدیر، من همون دانش آموزی هستم که دیشب کفشهایت را واکس زدم ،تنها دارایی ام ته مانده واکسی بود که با آن کفشهای هر دو را واکس زدم تا شاید ذره ای از محبت های شما را جبران کرده باشم.
و امروز احساس می کنم به سنی از روزگار رسیده ام که باید همان کفشها را آویزان کنم. و بروم
رفتم و به اشکهایی که هنگام رفتنم از چشمان پاک دانش آموزانم جاری شد افتخار می کنم که آخرین اشکهایم را در آخرین مراسم آغازین در صبحگاه یکشنبه ۱۴بهمن ماه در دبیرستان فرهیختگان برای آموزش ریختم.
وقتی معلم و دانش آموز هر دو با هم و هر دو برای هم اشک می ریرند این نقطه اوج احساسات است در آموزش!
و تعلیم و تربیت یعنی همین، یعنی کنش و واکنش متقابل، یعنی تعامل با فراگیر و یادگیرنده.
اما در پاره ای اوقات در بعضی از محیط های کاری آموزش همانند آن روغن پاک محلی و حاصل دسترنج چند ماهه زن روستایی می شود که به علت آغشته شدن به مقداری ناپاکی ها در معرض قضاوت حسین پناهی در لباس روحانیت قرار می گیرد همین جا بود که حسین پناهی را در صدور رأی و حکم در ناپاک بودن روغن ، دچار تردید و عذاب وجدان نمود.
آن حسین لباس روحانیت را رها کرد و معلم شد!
و این حسین هم آموزش را رها کرد و راحت شد!
شاید بعضی از همکاران بپرسند که چرا این موقع از سال رفتید؟
در پاسخ آنها باید بگویم که
گاهی برای بودن باید رفت…
زیرا ماندن همیشه خوب نیست…
و رفتن هم همیشه بد نیست…
اما گاهی اگر نروی هر آنچه ماندنی ست خواهد رفت!!!
*می دانم که رفتن همیشه رسیدن نیست ولی گاهی برای رسیدن، راهی جز رفتن نیست!*
…و من می روم تا  برسم، برسم به زندگی، برسم به خانواده ام ، برسم به آرامش و برسم به آسایش!
در طول دوران خدمتم *نمره پاک ، کارنامه پاک ، زندگی پاک* شعاری ماندگار بود.
نظم – قانونمندی دو اصل استوار بود.
دانش آموز ، محور بود و معلم هم مدار بود.
اول مهر ۹۷ بازنشسته شدم قصد داشتم بعد از بازنشستگی،چند سالی در کنار مدیران زحمتکش، صادق،و بی ادعایی چون شما باشم اما چهار و نیم ماه بیشتر دوام نیاوردم! و نامه قطع همکاری ام را به مدیر فهیم و توانمند اداره متبوع تحویل دادم و همینجا هم جا دارد به خاطر موافقت ایشان تقدیر و تشکر نمایم.
شاید نتوانستم مدیر خوبی برای آموزش و پرورش باشم اما از خداوند می خواهم که اشتباهات – قصور و سهل انگاری هایم را در رسالت شریف معلمی ببخشاید.
و از شما و همه کسانی که در اردوگاه تعلیم و تربیت در فضای نقد و نقادی چه با گفتار و چه با نوشتارِ صاحبِ این قلم آزرده خاطر شدند عاجزانه تقاضای عفو ، بخشش و طلب حلالیت دارم.

پایگاه خبری تحلیلی”صبح خرد”(sobhekherad.ir)

این خبر را به اشتراک بگذارید :