پایگاه خبری تحلیلی”صبح خرد”(sobhekherad.ir)

به ناچار در چنین شرایطی اصلاح طلبان استفاده از توپ جمع کن های سیاسی را در اولویت گذاشتند و تیمی مهیا کردند بنام لیست امید.تیمی که بر رقیب غلبه کرد رقیب حذف شد اما اصلاحات هم چیزی بدست نیاورد.مسعود شصت چی ها از دل این لیست سر بر آوردند و به ریش هر دو جناح سیاسی خندیدند و میخندند و خود را به لفظ مضحک (مستقل) می آرایند و به نفی چپ و راست و اصولگرا و اصلاح طلب میپردازند.

عملکرد ضعیف و دور از انتظار مجلس شورای اسلامی و لیست امید موجی از نگرانی را در کشور خصوصا جریان موسوم اصلاحات ایجاد کرد.ایرج اقبال فر از کنشگران  صاحب قلم کهگیلویه با نگارش یادداشتی کوتاه با نقد عملکرد شورای نگهبان خواستار اتحاد وانسجام ملی از طریق میدان دادن به همه دلسوزان نظام و انقلاب شد.

به گزارش“پایگاه خبری تحلیلی صبح خرد”، متن یادداشت سیاسی انتقادی وی چنین است ؛

قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران،تفسیر قانون اساسی را بر عهده شورای محترم نگهبان گذاشته است.
از جمله تفسیر از نظارت بر انتخابات را هم بر عهده همین شورا گذاشته است.این شورا هم در اوایل دهه هفتاد این نظارت را به نظارت استصوابی تفسیر نمود.
از آن هنگام تاکنون،بسیاری از چهره های توانمند و شاخص جریان اصلاحات،توسط این شورا رد صلاحیت شده اند.
فارغ از مباحث حقوقی و منازعات جناحی،عملکرد نظارت استصوابی،پیامدهای جدی هم در عرصه داخلی و متعاقب آن در عرصه بین المللی برای ایران اسلامی را در پی داشت.
ظهور میان مایگان و کم مایگان سیاسی و شخصیت های اتفاقی در عرصه سیاست داخلی از بدیهی ترین پیامدهای این نوع نظارت است.در خلا وجودی شخصیت های توانمند و در فقدان افراد موثر،کسانی پای به عرصه وجود گذاشته اند که از کمترین وزن سیاسی و توان مدیریتی و حتی حقوقی،برخوردار بوده اند.
تا آنجا که دبیر محترم شورای نگهبان در اظهار نظری کم سابقه گفت : یک نماینده مجلسی را دیدم که توان تعریف از شخصیت حقوقی را هم دارا نبود.
برآیند عملکرد تیغ تیز نظارت استصوابی دایره خودی های نظام را چنان تنگ کرده است که شوربختانه شاهد ضعیف ترین مجلس تاریخ جمهوری اسلامی هستیم.

مجلسی که جدا از موضع گیری های سیاسی فاقد کارآئی حتی در بدیهی ترین امور مملکت است.مجلسی که باید در راس امور باشد و عصاره فضائل ملت به یک لابی شخصی برای تامین منافع شخصی و قومی و کسب امتیازات از وزرا و دولت تبدیل شده است.اندک تعدادی از افراد توانمند هم که توان عبور از فیلترها را داشته اند در اقلیت محض اند و توان تاثیر بر اپورچونیستها را ندارند.
 در سال ۹۴ و در انتخابات مجلس رد صلاحیت ها چنان شدت داشت که حتی لایه های سوم و چهارم جبهه اصلاحات را در هم شکست.
اگر عرصه رقابت سیاسی را به میدان فوتبال تشبیه کنیم رقیب با عملکرد داور با تمام بازیکنانش به میدانی آمد که خالی از بازیکن بود.برای اصلاحات حتی بر روی نیمکت هم به تعداد کافی بازیکنی نمانده بود.
به ناچار در چنین شرایطی اصلاح طلبان استفاده از توپ جمع کن های سیاسی را در اولویت گذاشتند و تیمی مهیا کردند بنام لیست امید.تیمی که بر رقیب غلبه کرد رقیب حذف شد اما اصلاحات هم چیزی بدست نیاورد.مسعود شصت چی ها از دل این لیست سر بر آوردند و به ریش هر دو جناح سیاسی خندیدند و میخندند و خود را به لفظ مضحک (مستقل) می آرایند و به نفی چپ و راست و اصولگرا و اصلاح طلب میپردازند.
تجربه نشان داده است که انسجام داخلی به هر ملتی این امکان را میدهد که حتی در مقابل همه قدرتهای جهانی سربلند شود.اگر چه آمریکایی ها همراه با متحدان منطقه ای خود  فشارهای شدید و چند جانبه ای را بر ایران عزیز در اولویت کاری خود گذاشته اند و بازها را به کاخ سفید برگردانده اند اما انسجام داخلی میتواند ما را از هر گردنه ای عبور دهد.
راه مقابله با زور استکبار خارجی تنها با اتحاد و انسجام داخلی مهیا می شود و اولین گام در این راه تغییر استراتژی شورای نگهبان است.دایره دوستداران نظام باید وسیع تر شود.نظارت استصوابی عملکرد نامطلوب خود را عیان کرده است.
آنچه امروزه به عنوان مجلسی نا کارآمد شاهد هستیم بیش و پیش از همه عوامل به تفسیر استصوابی از نظارت شورای نگهبان بر میگردد.
وقت آن است که مجلس به جایگاه خود رجعتی دوباره کند: تبلور اراده ملی و عصاره فضائل ملت.

پایگاه خبری تحلیلی”صبح خرد”(sobhekherad.ir)

این خبر را به اشتراک بگذارید :