پایگاه خبری تحلیلی”صبح خرد”(sobhekherad.ir)

قدر آن سال ها را نمی دانستیم سپاسگزار خدای خوبمان نبودیم خدایی که هم عاشق است و هم مهرورز ،بنده نواز است و روزی گستر….
خدایی که هر آن باماست. عاشق ماست و طاقت جدایی یک ثانیه ازما راندارد که ندارد.

بهار رویایی ۹۸
عادل موسوی ؛ سال ها دلمان در انتظار سالی پربارش بود و لک می زد برای بهار زیبایی!!! بهار زیبای دهه های گذشته در ذهن هایمان چه زیبا تداعی می گشت. چه سال های پربارشی بود. باران آن سال ها به سان کاسه برزمین فرود می بارید.
دشت و صحرا مانند تالاب پر آب می شدند. آن سال ها ازشدت بارش باران، طوری می شد که دستها به سوی آسمان بلند می شدند برای بندشدن باران…
خدایا یک روز آفتابی!!!!
از ایزوگام امروزی، که خبری نبود،،،
سقف ها چکه و اهل خانه نظاره گر فرودآمدن قطره های باران از سقف خانه ، ترشدن اثاثیه خانه ها و گهگاهی بازی کودکان در آب های تلمبار شده حیاط خانه ها می بودند!!!
اتاق های گلی بماند که خود داستان دیگری بود،،،
رویش سبز طبیعت ،جوشش چشمه ها و جاری شدن رودخانه ها بهشتی بود، در همین دنیا
که همه را ،انسان را،پرنده را ،حیوان را،،، مست می کرد مستانه….
قدر آن سال ها را نمی دانستیم سپاسگزار خدای خوبمان نبودیم خدایی که هم عاشق است و هم مهرورز ،بنده نواز است و روزی گستر….
خدایی که هر آن باماست. عاشق ماست و طاقت جدایی یک ثانیه ازما راندارد که ندارد.
آری آن سال ها برای ما دیگر شده بود رویا……
فقط خاطراتش در ذهن ها نقش بسته بود و بس
همه پژمرده و افسرده
ناامید از آمدن آن سال های پربارش!!!
اما خدای ما خدای عشق است و مهربانی هر چند ناسپاس باشیم و خطاکار، باز آفریده همان خدای عشقیم. خدایی که مهرش به بندگانش قابل قیاس با مهر والدین به فرزند نیست که نیست…..
آری خدای دانا و توانای ما مهرش را، نعمتش را،بارانش را برای ما ، دگربار ارزانی داشت. باران آمد،برف آمد چه زیبا برزمین باریدند. زمین تشنه سیراب گردید.
برف طنازانه خوابید.
چشمه ها جوشیدند،خروشیدند و بر زمین جاری شدند. رودها پرآب شدند و سدها سرریز….
زمستان به راستی خودش بود
سرد و بارانی!!! چه زیبا قامتش را به رخ ما کشید!!!
باش که من آمدم.
ببین که من دیگر زمستانم
زمستانی از جنس خودم
تدابیرت را بیندیش که من جانانه می آیم…
نکند آسیبی رسد به شماها،،،
و دیدیم زمستان را،،، زمستان
چه زود بهار آمد، بهار رویایی!!!
بهار به راستی ، خودش بود
زیبایی اش به اوج رسید…
سبزه زار گشت دشت و دمن
زمین به سان فرشی شد،رنگ و رنگ ،،،دلربا و دلپذیر!!!
کوه ها همه سبز و پرعلف
کوهنوردان می دانند لذت کوهنوردی امسال را.‌..
رودهای خشکیده جاری شدند
عقده های چندساله را فریاد زدند
نبود چشمه ای که نخروشد.
آمد بهاری دیگر که نشان از بهشت زیبای خدا دارد، برای خوبان خدا ، خوبانی که تجلی عشق خدایند بر زمین
بار دیگر رایحه خوش گل ها به مشام می رسد و نغمه خوش هزاردستان آدمی را مست می کند مستانه…باده ای می نوشد و عشق یار را فریاد می زند.
این عشق جذاب است و جانسوز
خدای خوب من آذین نما کلبه محقرانه دلم را به نورت که آن بهترین است. لحظه هایم را به عشقت طلایی گردان که عشق تویی، جان تویی

پایگاه خبری تحلیلی”صبح خرد”(sobhekherad.ir) 

این خبر را به اشتراک بگذارید :