پایگاه خبری تحلیلی”صبح خرد”(sobhekherad.ir)

چه ناله ها سردادند وقتی که شنیدند نمایندگانی که با رای همین معلمین بر کرسی های سبز بهارستان تکیه زده بودند رای به صدارتش ندادند آن هم میلیمتری …..حال روزگار، داستان دکتر نجفی را طور دیگری پیچاند ، آدم کش ، این چنین و آن چنان،،،،

فعال سیاسی اجتماعی به بهانه اتفاق اخیر برای محمد علی نجفی یادداشت کوتاهی با عنوان “تاریخ بگذر و ننویس  که اخلاق می میرد” نگاشت.

به گزارش”پایگاه خبری تحلیلی صبح خرد”،متن یادداشت عادل موسوی بدین شرح است؛

دکتر نجفی چهره ای نام آشنا در عرصه فرهنگ ،اقتصاد و شهریاری شهر تهران که عملکردش در وزارت آموزش و پرورش او را در قلب فرهنگیان جاودانه کرد. مدیری توانمند و دغدغه مند از نگاه اهل انصاف که مهر تایید بر او زنند.
همان کسی که سال ۹۲ قریب به اتفاق فرهنگیان کشور خواهان بازگشتش به وزارت اموزش وپرورش می بودند. چه نامه هاو
پیامک ها که ندادند چه مجازی چه‌حضوری و چه تلفنی،،، آری
آنان راه رسیدن به شوکت و منزلت خود را، در اندیشه های مرد دانایی می دیدند که معلم دوست بود و معلم یار… باید پذیرفت که اومدافع راستین حقوق معلمان بود.
چه ناله ها سردادند وقتی که شنیدند نمایندگانی که با رای همین معلمین بر کرسی های سبز بهارستان تکیه زده بودند رای به صدارتش ندادند آن هم میلیمتری …..حال روزگار، داستان دکتر نجفی را طور دیگری پیچاند ، آدم کش ، این چنین و آن چنان،،،،
اما زوایای دیگر این داستان تلخ،
نه روح ها را بلکه اخلاق را هم می آزارد. در منطق انسان های آزاده خشونت و آدم کشی هیچ جایگاهی ندارد و جای دفاع هم ندارد هرچند موضوع کاملا شخصی است….اما چرا عده ای باشنیدن این خبر کبکشان خروس می خواند؟ سرمستانه خوشحالند؟ گویا در کوچه های ناپاکی هلهله کنان روانند!!!
حال به قول آیت الله شرف الدین ملک حسینی چرا صداوسیمای ما چنین شتابان دامن می زند این بداخلاقی ها را ؟؟؟
هر کس از نگاهش قضاوتی
و گوینده داستان دیگری!!!
داستانی با راز و رمزهای بسیار
حال آن که پرچمدار مکتب ناب علوی در جهان امروزیم. قضاوت های آن مولای آزاد مردان را بخوانیم، چه می گوید؟
رفتارش بامخالفین چگونه بود؟
ما را به تامل وا می دارد
گر گوش شنوایی و وجدانی
پاک داشته باشیم!!!
حال دکتر نجفی خواسته یا ناخواسته داستانش چنین شد آیا مروت آن است که چنین بی رحمانه و ناآگاهانه تمام گلوله ها را به سویش شلیک نمائیم ؟ گلوله های که نه یک جسم را، بلکه قلب اخلاق و انسانیت را نشانه می گیرند و می شکافند !!! آری داستان دکتر نجفی به پایان می رسد و شاید به سقوط… اما چه بد است سقوط کسی را جشن گرفتن… چه بد است که بهانه مسائل شخصی یک انسان، پتکی برداری بر سر یک تفکر بکوبی و به قول شاعر منظور تویی ،کعبه و بتخانه بهانه،،، کاش آن قدر که بعضی از شنیدن داستان دکتر نجفی هیجان زده شدند به مشکلات اقتصادی،انسجام ملی و منافع ملی حساس می بودند!!! کاش ریشه اختلاس ها خشک می شد!!!کاش با نگاه عالمانه و جامع گرایانه در مسیر توسعه قدم بر می داشتیم!!! کاش بانگاه علمی بر فراز جهان هستی جانانه خودی نشان می دادیم!!! کاش به وصیت شهیدان این مرز وبوم عمل می کردیم که خواستار تعالی ایرانی آبادو آزاد بودند. بیاییم همه زیر چتر نظام قرار گیریم و دل در گرو ایران توسعه یافته و اخلاق مدار داشته باشیم که آن بهترین است تا آیندگان یاد کنند از ما به خوبی
به امید ان روز
به قلم عادل موسوی
فعال فرهنگی و سیاسی

پایگاه خبری تحلیلی”صبح خرد”(sobhekherad.ir)

این خبر را به اشتراک بگذارید :