پایگاه خبری تحلیلی”صبح خرد”(sobhekherad.ir)

ششمین برنامه گفتگو محور “سه نقطه” با موضوع تاریخ شفاهی استان با حضور  سید محمد بزرگواری (نماینده سابق  مردم دو دوره شهرستان های دهدشت، چرام، لنده، و لیکک بهمئی در مجلس شورای اسلامی)برگزار شد.

به گزارش“سرویس سیاسی پایگاه خبری تحلیلی صبح خرد”، متن این گفتگوی چالشی بدین شرح است؛

حاج آقا بزرگواری :
در ابتدا از این حرکت و عزیزانی که میدان دار این حرکت هستند تشکر می کنم، ان شاءالله این نوع حرکت ها و برنامه ها در راستای گام دوم که مقام معظم رهبری تتبین کرده اند و در راستای روشنگری افکار و واقعیت گویی برای مردم نقش اساسی داشته باشد.
از بزرگوارانی که من را دعوت کردند که در خدمتتان باشم، تشکر میکنم.
مجری:
جریان اصول گرایی از دیدگاه شما چه تعریف و شاخصه های ممتازی دارد؟
حاج آقا بزرگواری:
شاکله نظام ما براساس دیدگاه و نظریه ولایت فقیه پی ریزی شده است. چه نظریات حضرت امام (که موسس و بنیان گذار جمهوری اسلامی بودند) و چه نظریات و دیدگاه مقام معظم رهبری(که خلف و جانشین صالح امام هستند) مقام معظم رهبری در واقع اصول گرایی را اینطور تتبین کردند که کسانی که اصول انقلاب اسلامی، امام، راه شهدا و ارزش های انقلاب اسلامی که همان ارزش های دینی ما هستند را قبول دارند و کسانی که این اصل های قانون اساسی را که برخاسته از قرآن و سنت قبول دارند.
مبنای تقسیم بندی فعلی که بخشی به عنوان اصولگرا و بخشی به عنوان اصلاح طلب می باشد، اگر در کارنامه دو گروه نگاه کنیم، خیلی از این دو گروه فقط عنوانی را برای خود انتخاب کرده اند و از خط قرمزهای اصول انقلاب عبور کرده اند.
اصول گرایی در ذات خودش اصلاح طلبی دارد، اگر بر مبنای قرآن باشد به این نکته باید توجه شود، که مبنای قرآن این است که پیامبران برای اصلاح جامعه آمده اند لذا اصلاح در ذات اصول گرایی هست، همانطور که در ذات اصلاح طلبی نیز، اصولگرایی وجود دارد.
مجری:
اکنون سوال را ریزتر بیان می کنیم تا عملیاتی تر به آن نگاه کنیم با این تعریف که هر اصولگرایی یک اصلاح طلب است و هر اصلاح‌طلب یک اصولگرا است،
وجه تمایز اصولگرا و اصلاح طلب ها در نگاه سیاسی چیست؟
حاج آقا بزرگواری:
اگر به این دسته بندی ها دقت کنیم متوجه می شویم برمبنای خواسته های خودشان این تقسیم بندی را انجام داده اند مثلاً طبق برداشتی که در جامعه از اصلاح طلب میشود این است که میخواهند اصلاح جامعه اسلامی و ایرانی را بر مبنای داده های غربی ‌پیش ببرند غالباً داده های غرب را تفسیر می کنند وگرایش دارند جامعه را به سمت غرب و جامعه اروپایی پیش ببرند.
اصول گراهایی که من می بینم شاید از خط قرمز اصولگرایی عبور کرده‌اند در واقع میخواهند دیگ اصول گرایی به نفع خودشان بجوشد یعنی در زیر سایه و چتر اصولگرایی می خواهند به منافع مادی برسند (البته برخی از آنها) عوض اینکه به اصول انقلاب توجه داشته باشند و در واقع جمعیت ایرانی اسلامی ما را نسبت به نظام شاد و خوشحال کنند، به وادی های چرب و شیرین دنیا دل بستند،که اثرات منفی حرکات هر دو طرف را در جامعه مشاهده می‌کنیم.
مجری:
این دو قطبی اصلاح‌طلب و اصولگرا که در کشور متداول است و این که نگاه های سیاسی و انتخاباتی سبب این می‌شود که هر کدام از نامزدی حمایت می کند این مسئله چه تاثیری در بهبود وضعیت مسائل کشور چه به لحاظ معیشتی و چه فرهنگی دارد چه کمکی به بهبود مسائل جامعه می کند؟
حاج آقا بزرگواری:
اصولگرایی و اصلاح طلبی در واقع شناسنامه حزبی برمبنای تشکیلات حزبی ندارند به قولی خلق الساعه هستند، به طوری که همین اصلاح طلب و اصولگرا یک روزی با عنوان چپ و راست مطرح بودند که می بینیم از دل اصلاح طلب چند گروه به وجود آمده است، از تکنوکرات های لیبرال منش کارگزاران تا مشارکتی و مجاهدین که گفته هایشان رنگ و بوی نفاق دارد.
از این طرف هم آنهایی که هم نام اصولگرا هستند هر روز به یک نام در می آیند اخیراً به نام جمنا و بعد به نام یاران انقلاب در می آیند که دارای شناسنامه معتبر نیستند. می دانم در بین همه اینها فقط یک حزبی که معتلفه نامیده می شود شناسنامه دار قدیمی است که البته بر پایه مشرب بازاری است و برمبنای مشرب دانشگاه و دانشجو و قشر جوان توده جوان نیست چون در این حزب اکثراً برادر های مومن و متدین و متعبد وجود دارد.
مجری:
(گویا از این دو جریان سیاسی دل پر و خونی دارید) در این تقسیم بندی خودتان را به کدام گروه نزدیکتر می دانید؟
حاج آقا بزرگواری:
بنده و امثال بنده برای این نظام هزینه شدیم و به این امر افتخار می کنیم اگر تا الآن مانده ایم و هستیم به خاطر عهدی است که با امام و شهدا بسته ایم و الا وقتی به ناهنجاری ها و نا به سامانی های جامعه نگاه کنیم متوجه می شویم که چیزی که امام می خواست و رهبری مطالبه دارند، وجود ندارد(آن چیزی که امام می خواست همان چیزی است که رهبری می خواهد)
رهبری آن چیزی که بیان می کند مورد خطاب مستقیم سردمداران اصول گرایان و اصلاح طلبان و در قالب قوه مقننه«مجلس» قوه مجریه«دولت» و یا در قالب قوه قضاییه می باشد. به جلسات که نگاه کنیم چه در دستگاه‌های دولتی و چه دستگاه های نظام و حاکمیت این ها نشسته اند، این افراد باید الگو باشند این افراد به عنوان رهبران اصول انقلاب یا اصلاح جامعه الگو قرار می گیرند اما الان با این نابسامانی ها که در جامعه مشاهده می کنیم و این تبلیغاتی که درخصوص اختلاس و دزدی و امثال اینهاوجود دارد، متوجه می شویم که همه اینها به یک سویی و یک نوعی به این دو گروه مرتبط می شوند.
مجری:
پس در واقع شما خودتان را در این تقسیم بندی جای نمی دهید؟

حاج آقا بزرگواری:
خیر، ما یک زمانی که فقط شهید بهشتی بود و حزب جمهوری اسلامی وجود داشت که در راس آن شهید بهشتی و مقام معظم رهبری بودند ما در آن حضور داشتیم و افتخار هم می کنیم همین الان نیز در این استان به ما «حزبی ها » می‌گویند.در همین کهگیلویه حق اصلاح طلب به هم اصول گرایان سنتی که همیشه رقیب ما بودند برای این که جامعه را از ما طرد کنند به ما میگفتند: «حزبی ها»
مواضع شهید بهشتی مطرح باشد (که هر چه داریم از آن داریم) اگر نگاه کنیم نیروهای استخوان دار که الان چه در طیف اصلاح طلب و چه در طیف اصولگرا وجود دارند از همان مواضع حزب بودند، منتهی تغییر موضع داده اند بر روی مواضع اصلی نماندند.
مجری:
با این نگاه شما این نوع جریان های سیاسی را فاقد کارکرد می دانید؟
حاج آقا بزرگواری:
از هیذ انتفاع افتاده اند هر چه بخواهند رنگ عوض کنند اسم عوض کنند.
مجری:
چه شاخص هایی را برای انتخاب های ما مشخص می کنید؟
حاج آقا بزرگواری:
به گفته ها و نوشته های امام مثل صحیفه نور دقت شود یا مواضع رهبری را در مقاطع مختلف نگاه شود این ها شاخصه ها را مشخص و نقشه راه را تبیین کرده اند چون ما در سایه حکومت اسلامی ولایت فقیه در عصر غیبت هستیم و ولایت فقیه نقشه راه را برای ما مشخص کرده است ولی در عمل و اجرا مشاهده نمی شود.
به عنوان نیروی بسیجی و انقلابی اگر خدا قبول کند ما منتسب به طیف اصولگرا هستیم چون اینان به این موارد نزدیکتر می باشند و آدم های متعبد ومتدین در بینشان بیشتر مشاهده می شود.(البته این بدان معنا نیست که آدم های آن طرف خراب هستند و خدای نکرده مشکل دارند و آدم های این طرف همه یاران امام زمان اند). اگر بگوییم که ارزش ها را برمبنای راه شهدا تقسیم بندی کرده ایم در هر دو طرف هم خانواده شهید و ایثارگر و آزاده وجود دارد.
مجری:
با توجه به ادبیات مقام معظم رهبری بیشتر واژه انقلابی و غیر انقلابی مشاهده می‌کنیم در واقع اگر با نگاه شما تطبیق دهیم همین امر را مشاهده می کنیم.
به نظر شما ریش سفیدان یا بزرگان این نگاه انقلابی در استان ما چه کسانی هستند از آنجا که موضوع برنامه ما هم به نوعی بررسی تاریخ شفاهی استان هم است شما در این باره نظرتان را بفرمایید؟
حاج آقا بزرگواری:
اگر در جامعه نگاه بکنید هر دو طرف را باید در نظر بگیرید.
مجری:
بیاییم وکلا نگاهمان را از اصلاح طلبی و اصول گرایی به انقلابی و غیر انقلابی تغییر دهیم.
شاخص های انقلابی در استان ما چه کسانی اند؟ و کدام منتصب به اصلاح طلب و کدام به اصولگرا منتصب هستند؟
حاج آقا بزرگواری:
هر دو جریان که در استان ما وجود دارند در راستای انقلاب بودند چه در طیف اصولگرا و چه در طیف اصلاح طلب ولی در عملکردها و نسبت به ارزش‌های انقلاب و منویات امام و رهبری شدت و ضعف دارند (بنده اسم نمی برم).
مجری:
یک خط قرمز برای ما مشخص کنید که انقلابی و غیر انقلابی را تشخیص دهیم؟
حاج آقا بزرگواری:
انقلابی کسی است که اگر در یک جایگاهی به نام جمهوری اسلامی پیروزی به دست بیاید اشک شوق بریزد و اگر در جایی نظام جمهوری اسلامی ضربه ای بخورد عمیقا ناراحت شود. (در میدان های ورزشی تیم فوتبال ما در جام ملت های آسیا یا جام جهانی یک پیروزی کسب کنند خوشحال بشویم که اگر دیدی این تیم های ورزشی شکست خورد یک ناراحتی درونی برای ما ایجاد بشود یعنی یکی وابستگی درونی به نظام جمهوری اسلامی ایرانی داشته باشیم چون ما باید هم ملیت ما را حفظ کنیم و هم معنویتمان را)
مجری:
البته با این تعریف وزن ملیت بیشتر است و یک فرد وطن پرست از پیروزی کشور اش خوشحال می شود!؟
حاج آقا بزرگواری:
الان وضع فعلی را باید در نظر بگیریم اگر پیروزی به دست بیاوریم به اسم جمهوری اسلامی ایران است و هر جا شکست بخوریم نیز به اسم جمهوری اسلامی ایران است.
مجری:
تعریف اولیه اصلاح طلبان را به این نوع بیان کردید که اصلاحات به سبک غربی است و این طور بگوییم که مدینه فاضله آن ها یک ایران اروپایی است با این تعریف آیا آنها را می توان در دسته انقلابی جای داد؟
حاج آقا بزرگواری:
اینها را با ضعف در برداشت هایی از اصول انقلاب در طبقات پایین تر میتوان جای داد.
در منویات امام(ره) ملاحظه می شود که زمانی که ایشان ولایت فقیه را به عنوان یک تئوری عملی اسلام پیاده کرد هیچ خواسته ی امام با خواسته های غربی ها یکسان نبوده است. ما(جمهوری اسلامی) یک قدرت معنوی، فکری، فرهنگی و منطقه‌ای دربرابر غربی ها هستیم.براساس این آیه«تعالوا الی کلمه سواء بیننا وبینکم» در واقع پیروان همه ادیان را به وحدت دعوت می کنیم اما می بینم که خواسته و مطالبات آنها با ما متفاوت است و دارای اصطکاک است و ما نمی توانیم با آنها جمع شویم.
مجری:
آخرین سوال در قالب گفتمانی
ریش‌سفیدان جریان انقلابی یا اصولگرایی چه افرادی هستند؟
حاج آقا بزرگواری:
ریش سفیدان و بزرگان را اگر بخواهیم مطرح کنیم باید از علما شروع کنیم مثلا مرحوم آیت الله ملک حسینی در استان، آقای آمیر احمد تقوی در دهدشت، آقای حسینی (امام جمعه یاسوج)و طلبه هایی که نقش داشتند.آنهایی که اوایل انقلاب دانشجو بودند (دانشجویان این استان اوایل انقلاب کمتراز ۱۵۰ عدد در سراسر دانشگاه های کشور بود مثل الان نبود که قریب به ۳۰ یا ۴۰ هزار دانشجو فقط در همین استان خودمان در دانشگاه های مختلف داریم) و آنهایی که با شناسنامه شان در حزب جمهوری اسلامی بودند در این استان به آقایان باقر موسوی، عطای افتخاری، رضوی و دهراب پورمی توان اشاره نمود. افرادی که در مرکز «قدرت»استان هستند در حزب جمهوری اسلامی بودند و بعداً به چپ یا راست متمایل شدند. بعد از اینکه امام دستور تعطیلی حزب را داد صلاح نمی بینم فرد خاصی را مطرح کنم.
مجری:
شما دو دوره(دوره هشتم و نهم) نماینده مجلس شورای اسلامی کهگیلویه بزرگ بودید.
وظایف نمایندگان را مطرح میکنیم زیرا تفاوت زیادی بین آنچه هست و آنچه باید باشد ملاحظه میشود
دو وظیفه عمده نمایندگان:
یک. قانون گذاری
دو. نظارت بر حسن اجرای قانون
آیا این تعریف برای نمایندگان استان ما نیز صادق بوده است و عملکرد آنان را با این دو می شود محک زد ؟
حاج آقا بزرگواری:
کسی انکار نمی کند که نمایندگان استان ما در مجلس در تصویب طرح ها، لوایح، تبصره و ماده قانونی نقش دارند ولی همین عملکرد نیز شدت و ضعف دارد. به عنوان مثال آقای تاجگردون با گرایش اصلاح طلبی ایشان دو دور در مجلس هست ،تقریبا ۸سال است ایشان رئیس کمیسیون برنامه وبودجه هستند و رای می آورند. ایشان حدود۱۰سال در برنامه بودجه کشور بوده است و به تمام زیر و بم مسائل قانونی را آشنا است نقش بسزایی دارد.از طرف دیگر هم در منطقه استانی دربرابر مطالبات مردم هم نقش دارد.
درحالی که نماینده هایی مثل استان تهران و اصفهان شاید تا پایان دوره هم کمترین ارتباط دفتری با ارباب رجوع داشته باشند. اما در استان ما وقتی در دل مردم برویم، بسیاری از مردم توجهی به اینکه بنده در مجلس قانون گذاری کنم و نظارت داشته باشم، ندارند و مردم خواسته هایشان را می خواهند. نماینده را به عنوان کلید انتخاب می کنند تا بتواند درب وزرات خانه ها را بازکند و پیگیر مطالبات مردم چه شخصی و چه عمومی باشد. مثلا در دوره آقای هدایت خواه در مجلس هم در قانون گذاری و هم در مطالبات مردم نقش داشت.این دو را بعنوان نمونه می گویم و سایرین نیز همین طور هستند. البته در استان ما برای مردم رنگ مطالبه گری برای مردم بر رنگ قانون گذاری و نظارت می چربد.
مجری:
انشالله جنس کلید نماینده ها از جنس کلید… نباشد!
حاج آقا بزرگواری:
نه از جنس کلید روحانی نیست ،آن یک کلید دروغی بود.
مجری:
بر این موضوع اتفاق نظر داریم که در شهرهای کوچک تر مثل استان ما که کمتر توسعه یافته اند ،نماینده ها کلیدی برای حل مشکلات مردم و مطالبات مردم است، حال اینکه نماینده ما مطابق با این مطالبه رفتار کند خوب است یا خیر؟
حاج آقا بزرگواری:
اگر نماینده تمام هم و غم خودش را روی این مطلب بگذارد و تمام کارهای دولت و دستگاه های اجرایی را به نام خودش ثبت و ضبط کند و بیوگرافی اش همراه با جاده و برق ولوله کشی و از این قبیل موارد باشد ،در واقع نماینده ای مطابق با قانون اساسی نیست، اما اگر نماینده ای باشد بتواند در گرایش قانون گذاری یا در مسائل سیاسی کلان کشور بتواند نقش آفرینی کند و طرف دیگر هم مطالبات مردم را در نظر داشته باشد و (باتوجه به محرومیت آن منطقه) یک نماینده ایده آل می شود .
الان عقیده من این است که (در نوشته و بیانیه ای گفته ام) دوره امثال من و دیگران که ۴۰ سال برسر زبان مردم است تمام شده است.
مجری:
شما قبل از نمایندگی در دانشگاه تشریف داشتید و مدرس دانشگاه بودید .
از منظر معلمی که نماینده مجلس بوده است، میخواهیم به نمایندگان فعلی و گذشته مجلس نمره بدهید!؟
حاج آقابزرگواری:
خیر،چون ما همکاریم و همکار و هم دوره بودیم
مردم باید نمره بدهند ،مردم باید بگویند وظایفشان را انجام دادند یا خیر.
مجری:
مردم نمره قبولی دادند که رای آوردند!
حاج آقابزرگواری :
نه، در عملکردشان.
مجری:
معمولا همه نمایندگان ما دو دوره ای بودند، یعنی باز مردم تایید کردند!
حاج آقا بزرگواری:
حال شما ببینید بعد از یک دوره ،دو دوره یا چند دوره از نظر مردم چطور بوده اند؟ برویم در دل مردم و مردم نمره بدهند.خودمان به خودمان نمره بدهیم هم باعث اختلاف می شود وهم نمی توانیم. چون خودمان یک طرف قضیه هستیم اگر شما بگوئید من به فلان نماینده نمره بدهم باید به خودم هم نمره بدهم و اینکه به آن ۱۲ بدهم به خودم ۱۸ این که نشد. اصل این است که نمره را از ما نخواهید واز مردم بخواهید
مجری:
سوال شفاف و وکوتاه چماق لری کاربردش چیست در قانون گذاری هست یا در نظارت بر حسن اجرای قانون؟
حاج آقا بزرگواری:
اولا من از همه کسانی که این کلمه را بر سر ما چماق کردند، دعوت می کنم یک بار کل نطق من را در مخالفت با دولت روحانی گوش بدهند. جان کلام من را بگیرند و بعد این حرف را بزنند. این یک شوخی بود منتهی شوخی جدی بود. چون به من گفته بودند شما مخالفت نکنید و بگذارید دیگر افراد صحبت کنند اگر مخالفت کنید، وزرایی که رای می آورند به شما توجهی نخواهند داشت (یکی از افرادی که گفت آقای تاجگردون بود و ایشان گفتند :شما نماینده یک منطقه محروم هستین بگذارید رسایی و حسینیان و دیگران صحبت کنند).گفتم بنده نماینده هستم واحساس می کنم با این طیفی که آقای روحانی به صحنه آورده اند واین پیروپاتال هایی که از دهه ۶۰ تا الآن مثل زالو باید با سرم (مثل نعمت زاده وحتی ظریف هم با سرم در یکی دو جلسات بودند) به جلسه میروند، مخالفم.

گفتم: وظیفه ام است و قانون اساسی این حق را به من داده است که اظهار نظر کنم، باید آزاد باشم و باید بیایم و اظهار نظر کنم مردم من را فرستادند و باید خودم را نشان بدهم که با این روش مخالف هستم. (صحبت هایی که کردم گوش بدهند که من چی گفته ام). این جمله را به کار بردم(( هروزیری که رای بیاورد و به مناطق محروم نگاه ویژه نداشته باشد من با چماق لری (عقیده ام بیشتر براین بود که به هر صورت با قدرت مردمی با آن برخورد می کنم) مردم یک قدرت به عنوان نماینده به من داده اند. من آن را به استیضاح می کشم))
یکی دو روز بعد از آن قضیه وارد کمیسیون بودجه شدم و یکی از نماینده های کمیسیون بودجه کنار آقای تاجگردون بود به من گفت چماقت چه شد؟
گفتم:چماق من آقای تاجگردون است که کنارت نشسته است.
حالا اگر ماشین ها را بگردی حدود ۸۰ درصد ماشین ها پشت صندلی آن ها چماق است این نماد قدرت برای ما بود (برای چپاندن سرمار،دنبال کردن گرگ و…)
آریو برزن یعنی آریایی برد زن «برد = سنگ». حالا بگوئیم چرا آریو برزن اینطور بوده است؟؟
بعضی ها خواستند اصل سخنان ما به حاشیه برود .یکی از نماینده ها گفت حاج آقا بزرگواری حرف شما محو می شود من خودم هم فهمیدم.
مجری:
حال در مورد عملکرد، چرا در کمیسیون کشاورزی که کمیسیون غیر مرتبط با تخصص شماست حضور داشتید؟
حاج آقا بزرگواری:
ببینید کمیسیون تخصصی آب، کشاورزی و منابع طبیعی همه این ها به یک چیز برمی گردد«طبیعت» که در این طبیعت رشد کردم.«آب» من از کودکی بعنوان بچه عشایر از رودخانه ها و چشمه سار ها وازسردسیر تا گرمسیر عبورکردم. اگر این «منابع طبیعی» هست من میدانم چه کوهی چه نوع درختی دارد.«کشاورزی» من بر اساس طبیعت استان مان است فکر کردم و به این کمیسیون رفتم. اکنون نماینده فعلی ما در کمسیون انرژی است چون بهمئی نفت دارد.
دیگران می گویند: که باید در کمیسیون فرهنگی فعالیت میکردم چون سبقه فرهنگی دارم. سال ۶۸ از حوزه علمیه مدرک معادل فوق لیسانس گرفتم و جذب آموزش و پروش شدم و در جنگ کارم فرهنگی بود و همپای رزمنده ها بودم اما تبلیغ می کردم و جنگ تمام شد معلم شدم و بعد در تربیت معلم بودم و معلم شدم، مدرس دانشگاه آزاد و دانشگاه دولتی و مسئول نهاد نمایندگی رهبری و… بودم اما به فکر مردم بودم که در این کمیسیون بتوانم از حق این مردم دفاع کنم(روان آب های موجود در استان و این وضع بی آبی که در روستاهای ما وجود دارد و… ) وبرمبنای خواست مردم و آنچه متخصصان می دانستند عمل کردیم.
مجری:
حضور شما در این کمیسیون به نظر انتخاب هوشمندانه است چون نماینده کهگیلویه بزرگ هستید و به نوعی از لحاظ امکانات طبیعی خیلی سرشار هست و فضای خوبی برای رشد دارد شاید حضور شما در این کمیسیون می توانست به این قضیه کمک کند. حال به نظر شما این توسعه کمتر کهگیلویه بزرگ نسبت به دیگر شهرهای استان در چیست و برای برون رفت از آن در این ۸سال چه اقدامات شاخصی داشتید ؟
حاج اقا بزرگواری:
خودزنی هایی که در استان ما وجود دارد یعنی بحث های گرمسیری و سردسیری و قوم و قبیله ای وموارد این چنینی، بعضی مناطق را محروم نگه می دارد. وقتی آقای نوبخت به استان آمده بود و شورای اداری برگزار شد من به ایشان گفتم: شما باهلی کوپتر به گچساران رفتید و به یاسوج آمدید، یک توقف هم دردهدشت و بهمئی و… می کردید!
درحالی که وقتی رئیس کمیسیون کشاورزی را آوردم با هلی کوپتر بهمئی، دهدشت و حتی گچساران را نشان دادم و بعد به یاسوج آمدیم و جلسه گرفتیم و در آن فضای هوایی هم، ما نگاه استانی داشتیم.
بعضی برادران چه هم دوره ما و چه دوره های قبل و چه دوره های بعد از ما و چه در مسئولین مدیر کل هایی که در استان هستند، مقداری بی توجهی به مناطق محروم دارند ومحرومیت و مشکلات را استانی (کلی) نمی بینند.این باعث می شود مشکلات استان حل نشود. بررسی عملکرد در دوره ما را به مردم واگذار میکنیم. شما کارهای ما را بررسی کنید من نمی گویم مستقیما همه کارها را کردم به طور مثال چرام تبدیل به شهرستان شد.
مجری:
اتفاقا یکی از سوال های ما نیز همین است بعضی مناطق شهرستان شدند ولی نگاه شهرستانی در حوزه بودجه و امکانات به آن ها حاکم نشد!
حاج آقا بزرگواری:
خیر، بنده وقتی دیدم خواسته اصلی مردم چرام و لنده این است که حتما این دو بخش تبدیل به شهرستان بشود،مشکلات زیادی وجود داشت.چرام با اینکه مردم بخش سرفاریاب بشدت مخالف بودند ولی ما توانستیم با ارتباطات سببی و نصبی ۷۰ تا ۸۰درصد مردم را قانع بکنیم وحتی نظر شوراها وخانواده های شهدا را هم جلب کنیم. توانستیم این جمعیت را به ۳۹هزار نفر برسانیم. خیلی ها باورشان نمی شد… نماینده ها می گفتند شهر ما با ۵۰۰هزار نفر نتوانستیم به شهرستان تبدیل کنیم، شما چطور توانستید؟ این خواسته مردم را با مدارک و صحبت هایی که در دولت و مجلس و جلسات با نمایندگان دولت آقای احمدی نژاد مطالبه شد و همچنین عنایت و فکری آقای احمدی نژاد به مناطق محروم داشتند کمک کردند.(هرچند اشکالاتی بر ایشان وارد است) و همینطور باشت یک روستای توسعه یافته بود. همچنین کل جمعیت لنده کمتر از ۳۴ هزار نفر بود، ولی آنها کمک کردند و ما نیز به عنوان نماینده مردم کمک کردیم که لنده وچرام به شهرستان وسوق وسرآسیاب یوسفی وممبی و امثال اینها به بخش تبدیل شوند.(که قبل از ما برنامه بخش شدنشان این مناطق وجود داشت ولی اگر می گفتند سرآسیاب به بخش تبدیل بشود یا ممبی، طرف مقابل دست به ماشه تفنگ می‌بردند … اختلافات عجیبی وجود داشت و نتوانستند آن را انجام دهند ولی ما با همت آقای نوذری استاندار(آگاه به مسائل بود) در این زمینه کمک کرد، توانستیم انجام دهیم.)
چرام قبل از شهرستان شدن دو میلیارد و پانصد و نهایتا ۳ میلیارد بودجه داشت ولی الان که به شهرستان تبدیل شده است حدود ۱۸میلیارد بودجه دارد و به فرمانداری تبدیل شده است. حال اینکه بودجه استان اینطور نیست که فکر میکنند مثلا این بودجه فقط صرف یاسوج می شود.صحبتی در یک جلسه برنامه ریزی (ناظرشورای برنامه‌ریزی استان از طرف مجلس بودم) حساب کردیم بودجه کهگیلویه ۳۱% ، یاسوج ۳۰ درصد و ۲۸ درصد گچساران است.
مجری:
بحث بودجه را می فرمایید الان بودجه نفت چگونه در استان تقسیم می شود؟
حاج آقا بزرگواری:
بودجه نفت قبلاً به دو شکل بود، ابتدا برای کل مناطق محروم استان لحاظ میکردند، اما بعداً فقط مناطق محروم حوزه نفتی را در نظر می گرفتند. که پیگیری کردیم و هیئت رئیسه مجلس کمک کردند. همچنین بحث بهمئی هم وجود داشت که ۲% نفت آن اصلاً مطرح نبود، که توانستیم ۲ درصد نفت بهمئی را برای همیشه تصویب کنیم چون به بهمئی نفت نمی‌دادند و به آغاجری می دادند درحالی که حدود هفتاد هشتاد حلقه چاه نفت که شاید روزی ۱۵۰ هزار بشکه نفت از این منطقه استخراج می شود اما به اسم خوزستان بود ولی توانستیم این را برای بهمئی ثابت کنیم.
و نیز حق آلایندگی به بهمئی نمی‌دادند ما توانستیم ثابت کنیم. بعدا نماینده های بعدی یکسری حرکت ها کردند یک تلطیفی بین این مسائل به وجود آوردند و در قانون، بودجه حق مناطق نفت خیز است ولی در استان های محروم بیشتر مناطق استانی را شامل می شود.
مجری:
یعنی در استان ما که حدود ۷۰ درصد این بودجه در یک حوزه خاصی سرمایه گذاری می شود مشخصا در حوزه نمایندگی آقای تاجگردون آیا این یک فرایند قانونی است؟
حاج آقا بزرگواری:
برداشت آن ها همین بوده است که این برداشت تغییر کرده قبلاً از ۵۰ میلیارد بودجه ۳۷ میلیارد صرف آن حوزه می شد و بقیه به مناطق محروم اختصاص می یافت.
مجری:
آیا این نوع تقسیم قانون ایست؟
حاج آقا بزرگواری:
خب بر اساس اینکه آن منطقه نفتی است و مشکلاتی این منطقه نفتی دارد، لحاظ شده است. ولی الان یک مقدار تغییر کرده است و سهم مناطق محروم یک مقدار بیشتر شده است.
مجری:
فاز سوم صحبت را شروع می کنیم
…..
حاج آقا بزرگواری:
بخش عملکرد بنده تمام نشد… از من عملکرد خواستید، زمانی که نماینده بودم درکمیسیون کشاورزی هر دو دوره همواره دبیر بودم و تمام ماده ها و تبصره‌ها و بندها را بنده قرائت میکردم تا تصویب شود، خب در قانون گذاری وظیفه ماست که در حد توان به قولی با بارعلمی و آگاهی عمل کردیم.همچنین اگر در صحن علنی بروید و در واقع سابقه مجلس نماینده های فعال و غیرفعال را در صحن علنی جویا شوید خدا توفیق داده است همواره فعال بودم و کمترین غیبت داشتم. مردم ما مطالباتی از ما داشتند: در شهرستان و بخش ها کارهای بزرگ دیگری نیز انجام شد مثلا، جاده پاتاوه به دهدشت و جاده معروف به باغچه سادات که یک که بر اساس سوابق و اسناد مشخص است جاده به عنوان «مال رو»( یعنی عشایر به سردسیر وگرمسیر رفت و آمد کنند) با پیگیری مستمر به عنوان جاده اصلی مطرح شد و در ردیف بودجه قرار گرفت .الان الحمدلله
این گشایشی است با اینکه خیلی نواقص دارد و باید برطرف شود. برای کهگیلویه بزرگ گشایشی هست کهگیلویه بزرگ از دهدشت تا چرام و لنده و بهمئی از این مسیرها زودتر به مراکز استانها می رسند.
مجری:
برای این اصطلاح کهگیلویه بزرگ را مطرح کردیم چون اجماع همه شهرستانها باشد.
حاج آقا بزرگواری:
به هر صورت کارهایی که انجام گرفت در خواست مردم بودند که پیگیری کردیم. میتوانید بروید، پشت زیلایی و بگویید در زمان کدام نماینده برای شما جاده، آب، برق، گاز، آورد؟ همچنین سرفاریاب و دیشموک که مردم خود قضاوت می کنند.
مجری:
شما از رسانه‌های استان گله داشتید که عملکرد شما وآقای زارعی را کمتر پوشش می دهند؟
حاج آقا بزرگواری :
توجه داشته باشید که شهرهای دهدشت و چرام و سوق و لنده از یک آب پایدار برخوردار نبودند و بنده سه سال پیگیری کردم که شاهد من آقای تاجگردون و امثال ایشان هستند، حتی همین نهیب چماقی را در وزارت نیرو دادیم تا توانستیم آن را ردیف دار کنیم و طبق ماده دویست و پنجاه این‌ مسئله را حل ‌کنیم که این کار بزرگی بود و خواسته مردم بود و و مشاهده نشد که رسانه ها مطرح کنند، چه کسی این کار را انجام داده است. همچنین برای گازرسانی بخش های قلعه‌رئیسی و دیشموک را پیگیری کردم حتی در مجلس فریاد زدم و عکس شهدا را در دست گرفتم تا توانستیم ردیف دار و کد دار شود تا به آن بودجه اختصاص داده شود و نماینده های بعدی نیزتلاش خود را کردند.(باید نماینده ها را با توجه به زمان و مقطع ایشان بررسی کنیم.)
مجری:
چند بارسوال شد (راجع به نمایندگان که شخصاً نظر نمی دهید) ولی به عنوان یک شهروند که نماینده ادوار بودید، عملکرد آقای موحد و آقای هاشمی را چطور ارزیابی می کنید؟
حاج آقا بزرگواری:
حق این است که هر کدام باید در مقطع زمانی خودشان بررسی شود، در دوره آقای موحد یکسری از کارهای انجام گرفته است که شاید توقع من و مردم این است که اگر ایشان تلاش می‌کرد که سد کلات به جای سد مارون احداث می شد بهتر بود زیرا حدود ۳۵ هزار هکتار از اراضی اطراف دهدشت، چرام و لنده را آب فرا می گرفت و آباد می شد.
مجری:
شما سد مارون را بیشتر سد خوزستان می دانید؟
حاج آقا بزرگواری:
بله، مارون را سد خوزستان می‌دانم که با عینک خوزستانی مطرح شد، مرحوم رفسنجانی همه این سدها را با عینک خوزستانی احداث کرد و سد کوثر را با عینک عسلویه وقطر و دبی احداث کرد. نظرشان بر این بود که نباید این سدها به نام ما باشد. تلاش کردم تا حق آبه را از سدکوثر بگیرم اما ندادند و به همراه آقای تاجگردون با وزیر و کارشناسان وزارت نیرو که در جریان هستند که دعوا کردیم تا توانستیم حق آبه خودمان را البته نه حق آب اصلی را بگیریم که همین طرحی می باشد که در حال اجراست. اگر سد کلات احداث می شد، آب شیرین برای کل مناطق فراهم بود و همچنین آب کافی برای کشاورزی بود.
در حالی که سد مارون فقط برای کشاورزی است و دارای آب شرب نیست. و منطقه ما هیچ بهره ای از سد نبرد و بهبهان که زیر سد بود آباد شد و هرچه تلاش کردم از پشت سد مارون برای دهدشت غربی آبرسانی شود، کارشناسان به هیچ عنوان قبول نمی کردند. تا اینکه طرح آبرسانی ایدنک را مطرح کردند و خواستند دغدغه منطقه ما را حل کنند.
مردم از آقای موحد بیشتر خواسته شخصی داشتند و کمتر خواسته های عمومی و مطالبات زیربنایی و اصلی داشتند (البته از من هم کار شخصی می خواستند که بنده انجام نمی دادم) ولی ایشان حتی اگر کسی بیمار بود به عیادت می رفت و… و همچنین خدماتی به روستاهای محروم داشتند که در زمان ایشان خواسته مردم موارد اینچنینی بود.اما در دوره ما جوانان و روشنفکران خواسته های عمومی داشتند، (البته خیلی از مردم به دلیل این که کارهای شخصی انجام نمیدادم بد و بیراه می گفتند.) سعی کردم کمتر دنبال کارهای شخصی باشم و بیشتر کارهای عمومی را پیگیری کنم.
در دوره ما چون دولت هشتم و نهم بود و آقای احمدی‌نژاد با ما هماهنگ بود (در چهار سال اول هماهنگ بود و در چهارسال دوم نیز، دو سال اول را هماهنگ بود ولی دو سال انتهایی را نه تنها با من بلکه با همه نماینده ها سر لج بازی گذاشت) و می توانستم بودجه بگیرم و بحث های تبدیل به شهرستان و بخش شدن را مطرح کنم تا به تصویب برسد.
دوره آقای هاشمی را باید با توجه به مقطع زمانی ایشان بسنجیم که با ناهماهنگی دولت و کسری بودجه کشور مقارن بود. ایشان در حد خودشان تلاش می‌کردند شاید در مجلس ید طولایی نداشته باشد که خودش را نشان دهد، اما پیگیری طرح ها و مطالبات مردمی را دارند که با کمبود بودجه مواجهه هستند.از ایشان نیز خواسته های شخصی دارند… .
مجری:
به نظر شما بهترین نماینده اصولگرا به لحاظ عملکردی چه کسی است؟(حداقل یک مورد را نام ببرید)
حاج آقا بزرگواری:
از جریان اصولگرا در استان در سطح ملی آقای هدایت خواه می باشد که در مجلس نیز حرف برای گفتن داشت و همچنین در مسائل فرهنگی ومسائل بودجه و حتی در کمیسیون تلفیق عضو بودند.
از جریان اصلاح طلب نیز غلامرضا تاجگردون.
مجری:
چه ویژگی ممتازی از این افراد نظر شما را جلب کرده است؟
حاج آقا بزرگواری:
آقای هدایت خواه در مجلس پایبند به اصول و همچنین صاحب نظر بود به خصوص در مسائل فرهنگی و حتی در مسائل اقتصادی (این که ایشان فوق لیسانس هستند و دکترا نگرفته‌اند ملاک نیست). اما در ارتباط گیری با مردم ضعیف بود و شاید دیدگاه ایشان این بوده است که بهتر است به وظایف خودش عمل کند.
آقای زارع نیز یک پادویی به دنبال کار مردم است و برای پروژه ها و کارهای ایشان نیز باید به آرشیو مجلس مراجعه کنیم.
مجری:
(صحبت شما گویای همه چیز است)
موضوع آخر: شما از کاندیداتوری دوره دهم مجلس انصراف دادید و طی بیانیه ای علت شاخص را، میدان دادن به جوانان بیان کردید. به نظر شما جوان گرایی چه مقدار در استان مطرح شده است؟
حاج آقا بزرگواری:
جوانگرایی به این معنی نیست که همه جوانان بیایند تا دیده شوند. من در مجلس بودم و دیده ام چه نوع نماینده هایی کاربرد دارند نماینده‌ای که ابتدا بخشدار بوده سپس فرماندار شده و بعد استاندار و بعد مدیر کل یا معاون استاندار باشد به تمام پیچ و خم های اداری و قوانین آشنا باشد و با وزرا نشست و برخاست کرده باشد، این ها موفق هستند و به چهره ملی در استان تبدیل می شوند.
مجری:
در استان ما چه فردی با این ویژگی ها بوده است؟
حاج آقا بزرگواری:
ما در استان چنین فردی نداشتیم، مگر آقای تاجگردون که به دلیل تخصصی که در برنامه و بودجه در همان مسیر داشتند. اینکه اگر فرد جوان ۳۰ تا ۳۵ ساله ای که واقعا چه در باب جزا و قانون وچه در باب عمران و آبادی یا پزشکی متخصص باشد یا صاحب نظر و شم سیاسی نیز داشته باشد و بتواند بیاید خیلی خوب است. اما نظر من این است، افرادی ۴۵ تا ۵۰ ساله که مدیرکل، استاندار یا حداقل فرماندار بودند وفعالیت های اجرایی عملیاتی داشته اند، اگر بیایند و مطرح شوند بهتر است ما باید نگاه ایده آلی داشته باشیم.
مجری:
با توجه به بیانیه گام دوم انقلاب که جوان‌گرایی است آیا صرف اینکه شما بزرگوارانی مثل شما از حضور در این صحنه امتناع کنند و میدان به جوانان داده شود،کافی است یا باید حمایت نیز داشته باشند ؟
حاج آقا بزرگواری:
امثال بنده که موفق یا ناموفق بودند و حضور داشتند (اگر ناموفق بودیم این نبود که نخواستیم بلکه در برخی مسائل نتوانستیم درست عمل کنیم) در دوره اول و دوم بعضی ها دوره سوم و چهارم هم بودند یا بعضی ها کاندیدا هم بودند چند بار رد شدند و رای نیاوردند و الآن تقریباً ۶۰ ساله شده اند و… گام اول این است ما صحنه را خالی کنیم تا جوان ها وارد شوند و گزینش جوان ها نیز به صورت صالح واصلحی باشد و اگر اصلح پیدا شد، مورد حمایت و کمک ما قرار بگیرند.
مجری:
حرف ما هم همین است در واقع گام اول را برداشتیدبه نظر شما گام دوم را نباید بردارند؟
حاج آقا بزرگواری:
گام اول را به جز من کس دیگری برنداشته همه آنها که هستند این گام را باید بردارند. زمانی که این صحبت را کردم، بعضی ها گفتند: هدف شما فقط کوبیدن آقای موحد بوده است. اما من آقایان موحد، سید مسعود حسینی، سید قدرت حسینی، هدایت خواه و… باید این گام اول را برداریم و بعد به صورت تشکیلاتی در اصولگرایان به شکل اصولگرایی و اصلاح طلبان (آقایان منطقیان و لاهوتی و…) در شکل اصلاح طلبی عمل کنیم.
مجری:
این کار را چه کسی باید انجام دهد؟ شما باید انجام دهید!
حاج آقا بزرگواری:
من گام خودم را برداشتم.
مجری:
خیر،گامتان را با انصراف دادن برداشتید.
حاج آقا بزرگواری:
آنها هم باید گام شان را بردارند که نیستند.
مجری:
الان من اگر بخواهم دوباره این سوال را بپرسم از بزرگان جریان اصولگرا که یکی از آنها خودتان هستید این گام دوم هم خودتان باید بردارید به معنی اشتراک گذاری با دیگران و یک اجماع ایجاد کردن است؟
حاج آقا بزرگواری:
با آقایان هدایت خواه، سید قدرت حسینی، سید مسعود حسینی، جعفری و موحد و… (اما نمایندگان فعلی یک دوره در مجلس حضور داشته اند و اگر مردم بخواهند باید دوره دوم نیز حضور داشته باشند) باید دور هم بشینیم و با هم بحث کنیم.
مجری:
اینها را چه کسی باید دور هم جمع کند؟شما که از بزرگان جریان هستید توقع می رود این کار را انجام دهید!
حاج آقابزرگواری:
امثال بنده از اول انقلاب زیاد هزینه داده ایم ( افتخارم این است که در خانواده، مادر وخواهرانم یا مادر شهید یا مادر جانباز و آزاده هستند وخودمان هم اولین فرزندمان را برای این نظام داده ایم). درمجلس نیز (در جریان فتنه) تنها کسی که توانست تریبون را از آقای لاریجانی بگیرد بنده بودم. شاید اول هفت هشت نفر (من و آقایان هدایت خواه و زارعی رسایی و… )کفن پوش آمدیم، بعد مجلس را به حرکت درآوردیم تا این مسائل پیش آمد.
ما هزینه شدیم.
الان دولت آقای روحانی نوشته اند برای امثال بنده، رسایی، کوچک زاده و حسینیان حتی مشاوره در وزرات خانه ها را به اینان ندهید، چون ما مخالف برجام وفتنه گران بودیم.
اما در مرکز استان افرادی که می گویند یاران انقلاب هستند، الان کجا هستند؟(که مجمع یاران انقلابی تشکیل می دهند که بنده و امثال بنده جزو آن نیستیم مثل جمنا…) اگر راست می گویند بیایند و نماینده ها را جمع کنند تا حرف ها شنیده شود، خودشان سردمدار هستند.
یک اشکال که بر اصول گرایان وارد هست ،این است که فقط خودشان را می بینند و نگاهی قیم مآبانه دارند که فقط تا نوک دماغشان را می بینندو ظرفیت ها را در نظر نمی گیرند.حال بعضی از ایشان سعی می کنند امثال بنده را که ظرفیت دارند در استان و در ارتباط با دستگاه های امنیتی و سپاه کار کنند که اسم ما مطرح نشود.
(درد و دل های زیادی ما از این جریان داریم، چگونه افراد را جمع کنیم ؟دوره یاران انقلاب «آقایان پناهی و هدایت خواه و…» و جمنا نیز به پایان رسیده است و یک شورای راهبردی جدیدی در مرکز استان تشکیل شده است.) ما نمی توانیم اینها را جمع کنیم کسانی که ادعا دارند و سردمدار نیروهای انقلابی و اصولگرا در استان هستند بیایند و جمع کنند و همه مثل من میدان را به جوان های میتوانند کاربرد داشته باشند، بدهند و جوان های دیگر را نیز تحریک و تحریص کنیم که (رای بدهند) به میدان بیایند و میدان را در دست بگیرند.
مجری:
ممنون که از لطف شما و وقتی که گذاشتید، اگر مطلبی دارید بفرمایید؟
حاج آقا بزرگواری:
مجددا تشکر می کنم ازعزیزانی که این فکر به مخیله شان خطور کرد و این حرکت (برنامه سه نقطه) انجام دادند که برای آگاهی دهی و روشنگری و بیداری مردم و در راستای گام دوم انقلاب می‌دانم، اگرچه مقام معظم رهبری می ‌خواهد جوانان در همه زمینه ها میدان دار شوند.(این حرکت، حرکت خوبی است)
مجری:
میدان به جوانان داده نشده است و جوانان آتش به اختیار و خودجوش کار را پیش می برند!
حاج آقا بزرگواری:
این آتش به اختیاری خوب است، ما الان در قم هستیم وقتی به استان می آیم مردم فقط از من خواسته مادی دارند و نمی گذارند در فاز فرهنگی وارد شوم البته در برخی موارد که لازم باشد توفیق حضور پیدا می کنم.

 

پایگاه خبری تحلیلی”صبح خرد”(sobhekherad.ir)

این خبر را به اشتراک بگذارید :