پایگاه خبری تحلیلی”صبح خرد”(sobhekherad.ir)

بدرقه شما، دعای خیر این مردمی است که آبروی خود را ارزانی شان داشتی و تیرِ قهر و بی شرمیِ ظالمین را برای حق طلبی شان به جان خریدی و چه تهمت ها و نامهربانیها را در جهت سلامت دین و زندگیشان پس زدی و انشاءالله که ماجور، منصور و همواره مشمول دعای عاقبت بخیریِ جده ی سادات برای فرزندانش باشید. 

بالاخره روزی که ترسیدیم فرا رسید و رئیس دستگاه قضا استان صندلی مدیریت قضای استان  را به دیگری واگذار کرد رفتن مزارعی باعث شد تا سید عباس محدث با نگارش یادداشتی با عنوان “جناب مزارعی، حق یاورتان، ما را چه به عدالت؟” به این‌موضوع واکنش نشان دهد.

به گزارش“پایگاه خبری تحلیلی صبح خرد”، متن یادداشت وی چنین است؛

روز وداع رئیس کل دادگستری استان، حضرت حجت الاسلام مزارعی، مثل هر مدیر دیگری فرا رسید. البته فقط زمان وداع با ایشان، مثل هر مدیر دیگری!!!

خسته نباشی، دست گلت درد نکنه، قلم حق نویس و عدالت گوی شما پر جوهر و نَفَسِ برحقتان برای خدمت به انسانیت، اسلامیت و جمهوریت این نظام، خوش دَم و مستدام باد.

چه خوب آمدی به دیاری که سالهای دوران ستم شاهی را، در بین این کوههای استوار و خشن و قهرآمیز، مقهور و مظلوم بودند و عدالت را ندیدند و جهل به حق طلبی را اجبارا، تا مغز استخوان شان تحمل کردند.

چه عالی قامت برافراشتی در استانی که تماما شیعه بوده و شریعت را ولو به سنتِ اجدادشان، به جان داشتند و جانشان را فدای دین شان کردند. مرور خاطرات جنگ و آمار ایثارگران انقلاب به نسبت جمعیت شان، تنها چون تویی را سزاوار داشتند که دیر آمدی ولی حقا که چون شیر آمدی.

مردانگی و جوانمردی را می توان در تک تک سلولهای این مردم یافت و آنگاه که در سخت ترین بحرانهای اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی، مرد و مردانه هیچ زبانی و هیچ ناجی را قابل تر از امام و رهبرشان نشناختند و ولایت مداریشان را به منصه ی ظهور گذاشتند، قانونمداری چون شما را لایق بودند.

و چرا این وداع، برعکس قاطبه مردم استان، برای اندک خواصِ منفعت طلب، خوشایند است؛

– اینکه پس از تقدیم دو برادر و جسمی مجروع از دوران جهاد و شهادت، با فکری برگرفته از ولایت پذیری، حق گویی و فسادستیز به این خطه از میهن آمدی و در کمینِ احوالات نامراد و طبایع منفعت جو، باز هم زخمی بر تن را تحمل کردی، معرفت مسئولان مان را شرمنده کردی!

– اینکه بر نفس اماره ات غالب شدی و در تور حلقه های مردم گریز و مروت سوز شریک نشدی، بلکه چادر از رخسار فساد، چپاول و غارت برداشتی، انسانیت شان را شرمنده کردی!

– اینکه قدرتِ میز و مسند قاضی القضاتی استانمان نتوانست بر حقیقت ولایت مداریتان غالب آید و در بذل و بخشش مالیاتهای کلان به نفع سودجویان، امضاء نکردید و دامن از ناپاکیهای مدیران، پاک نگه داشتید، انصاف شان را شرمنده کردی!

– اینکه در زنجیره ی فسادِ قدرتمندان و قدرتِ سرمایه داران، از خودِ واقعی ات غافل نشدی و مظلومان استان را برتر دانستی و زنجیر عدالت و قانون را بر دست و پای مدیرانِ مسئله دار استان بستی، شرافت شان را شرمنده کردی!

– اینکه در تفکر مردم، عامل به عدل بودی و در اذهان خواص، مانع سودجویی بیشتر، دافع قانون گریزی حداکثر و ضامن نظم و قانون محوری اکمل بودی، فهم شان را شرمنده کردی!

– اینکه مدیریتِ جامعه را به سمتی برده اند که نگذاشتند شاهدی چون تو را پاسدار حرمت خون شهدا داشته باشیم و نخواستند که عادلانه در مسند قاضی القضات، اکبار الفساد را به شلاق عدالت متنبه کنی، ایمان شان را شرمنده کردی!

– اینکه نمی گذارند، خود حق ستان باشیم و کانون فساد و جرثومه هایش را می شناسیم و دوباره و چند باره بر انتخاباشان مُهر انتخاب می زنیم و به اعتدال بودنِ عادل و عدالت، اعتنا نمی شود، بی درایتی و ناکارامدیشان را تحقیر نمودی و وجدانشان را سرافکنده کردی.

در تاریخ چهاردهم خرداد ۱۳۹۶، رهبر معظم انقلاب فرمودند که برخورداری از روحیه، ذهن و عمل انقلابی، یکی از مهمترین درسهای امام راحل برای مدیریت جامعه است. و امروز یکی پس از دیگری، چه در وان و چه بر تخت و چه در صندوق ذخیره ارزی کشور، دُم خروسِ اصلاحات- اعتدال، از اندیشه های مخربشان هویدا گشت و سکوت مع الرضایت اصولگرایان، به عنوان قطب دیگر اشرافیت و طالبانِ منفعت، همراهی شان نمود تا انقلابیونِ جان باخته و منادیان شعور و شرف و شهادت، به تیرِ کینِ علقه های فساد، فرصتِ مجاهدتش را مانع شدند و همبستگی سرشاخه های لیبرالسیم، ترن خدمتش را متوقف نمایند. و این پایان راه نیست، همانطور که برای جرثومه های فساد هم راه بی پایان نیست.

در این وضعیت، که متاسفانه منتخبین مردم، برای خاموش کردن نوای عدالتخواهی، همنوا می شوند، هم حقمان است و هم نیست. حقمان است چون خوب ها را پس زدیم و به بدترینها و تعصبات قومی، گردن نهادیم، پس تاوانش هم همین است. و حقمان نیست، چون سرمایه های گرانقدری برای دسترسی به عدالت را هزینه دادیم، پس سزاوار حمایت بودیم. حکم قانون را می بینیم و موانعِ اجرایش را می شناسیم، پس گُرده شل می کنیم تا بر پشتمان سوار شوند و البته که این حقمان‌‌ نیست. شاهد رشد قارچ گونه ی شوالیه های اندیشه ی مارکسیسم هستیم و سجاده حق طلبی رها می کنیم تا بر پیشگاهشان سجده ی مذلت کنیم و این هم حق مان نیست.

و بالاخره این پایان سیه روزی و تیره بختی شان است و بعد از شما، قلم ها را آنقدر پُر جوهر نگه می داریم و بر صفحاتِ مفسده انگیزشان خطِ “فَلَما نَسُوا مَا ذُکِروا بِهِ اَنجَینَا الَذِینَ یَنهَونَ عَنِ السُوءِ وَ اخَذنَا الَذِینَ ظَلَمُو بِعَذَابِ بِئِیس بِمَا کَانُوا یَفسُقون” خواهیم کشید. 

حضرت آقا؛

بدرقه شما، دعای خیر این مردمی است که آبروی خود را ارزانی شان داشتی و تیرِ قهر و بی شرمیِ ظالمین را برای حق طلبی شان به جان خریدی و چه تهمت ها و نامهربانیها را در جهت سلامت دین و زندگیشان پس زدی و انشاءالله که ماجور، منصور و همواره مشمول دعای عاقبت بخیریِ جده ی سادات برای فرزندانش باشید. 

اگر عدالت یعنی درک مردم و جامعه، اگر عدالت تفسیر زندگی بی طبقه است، اگر عدالت یعنی هموار نمودن رشد همه جانبه زندگی اجتماعی- اقتصادی ضعفا و نیازمندان، اگر عدالت یعنی کنترل فساد و مبارزه با مفسد و شبکه های زر و زور و زیور، و بالاخره اگر عدالت یعنی آگاهی به لایه های تو در توی منابع و مراکز گسترده ی ثروت و قدرت، پس ما را چه به عدالت!

اگر فساد یعنی تزویرگرایی و زراندوزی و زیورآرایی، اگر فساد یعنی تجمل پرستی و اشرافی گری و با منفعت طلبان دم خور بودن، اگر فساد یعنی استخدام فله ای و چپاول بیت المال و هزینه نمودن خدمات و منابع مالی برای خود و خانواده و منسوبین خانوادگی و فکری، اگر فساد یعنی دروغ گفتن به مردم و ارتشاء و ابهام در مدیریتها و انفصال از مردم که ما را چه به قاضی عادل!

اگر مفسد کسی است که محکوم می شود ولی هنوز حاکم است، اگر مفسد کسی است که لب بر خون مردم گذاشته و زالوگونه فربه می شود، اگر مفسد کسی است که در عین بی کفایتی پله های ترقی مدیریتی را در می نوردد، اگر مفسد کسی است که پول و سکه و کادوهای آنچنانی می دهد تا پُستی بگیرد و سپس خود و پُست و دستگاهش را به نهایت پَست می کند ولی برایشان هورا می کشند، پس ما را چه به نظارت عادل!

اگر حامیان مفسدین، صدایشان بر مردم بلند شده است و طلبکار امت هستند، اگر حامیان مفسدین، بر سفره های رنگین اغنیا خوشند و مردم بر سبد خالی خانواده ناله شان از فساد بلند است، اگر حامیان مفسدین، جلوی مردم مستمند و محتاج، از میلیارد سخن می گویند و اختلاس ها را در مرز ۱۰۰۰ میلیارد فرض می کنند، اگر حامیان مفسدین، در حالیکه از مرکز فسادشان معاینه محل می کنی، شبهه ی عدالتخواهی می کنند و اگر حامیان مفسدین، مانع اجرای احکام شده و از مراکز فسادآلود بالادستی تقاضای تخفیف و تعدیل و ابهام در احکام شده اند، پس ما را چه به عدالتخواه!

اینها را گفتم که مردم بدانند اگر صدای عدالت گستر شهرمان را قطع کردند، خود آگاهیم به آنچه بر سرمان آورده اند. فراموش نمی کنیم که چه کسی بود که از جایگاه حقوقی اش سوء استفاده کرد و مردم را فدای عده ای مفسد کرد. فراموش نمی کنیم که چگونه از موقعیت شان علیه موفقیت مردم بهره گرفتند. به مردم می گوئیم که چه مکاتبه ها و تماس ها و رایزنیها صورت دادند تا اینگونه مردم را فدای مطامع شان کنند. چه رسانه هایی را که مسخ کردند تا قلمی که باید امین و سخنگوی مردم باشد، به پلشت ترین وجه ممکن، سخن ناعادلانه شان را به شبهه ی حق طلبی بیارایند و بر فریب افکار عمومی و وارونه جلوه دادن آنچه مردم می بینند، موج سازی بکنند و فاسد و مفسد و مفسده را لباس خادم و خدوم و خدمتگزار بپوشانند. و اکنون که ابراهیم زمان و با اقتدار ولی خود، تبر اهریمن ستیز را برداشته است، انشاءالله به زودی چهره ی تزویر از رخ شان بر می داریم و مستندات فسق شان را در تاریخ استان ثبت می کنیم. 

علیهذا خاطرات زرین خدمت جنابعالی را بر قلبمان می نویسیم و با اعتقاد عمیق به راه شهدا و امام، و ایمان به رهبری حکیمانه ی پیر ولایت و مریدِ با کفایت حضرت حجت(عج)، همچنان شاهد رسوایی قانون گریزان و معاندین و متجاوزین به خون پاک شهدای گرانقدرمان خواهیم بود. 

از خداوند منان، عزت، سلامت و آبرومندی شما را در مسیر ولایت و انقلاب اسلامی مسئلت دارم.

پایگاه خبری تحلیلی”صبح خرد”(sobhekherad.ir)

این خبر را به اشتراک بگذارید :