پایگاه خبری تحلیلی”صبح خرد”(sobhekherad.ir)

چشمانم لبریز از نخوابیدن هائی طولانی است ، تنم خسته و جسمم آبستن صدها درد است،  ماههاست که مطالبات مالی ام بر زمین مانده ؛ همین دیروز بود که با بانک چانه میزدم برای مهلتی چند روزه تا سرپناهم را از من نگیرد.

انتقاد بی سابقه و تاریک بینی برخی در فضای رسانه ای نسبت به کادر درمانی ، پزشکی و مدیریتی بیمارستان امام خمینی (ره) دهدشت موجی از واکنش ها را در پی داشت.

در تازترین واکنش ها یکی از پرسنل این بیمارستان با ارسال یادداشتی گلایه آمیز نسبت به تخریب  کادر درمانی مدیریتی بیمارستان واکنش نشان داد.

به گزارش“پایگاه خبری تحلیلی صبح خرد”، متن دردنامه ایرج اقبال فر چنین است ؛

بنام خدا

“اگر دین ندارید،آزاده باشید. امام حسین(ع)”

چند ماه پیش وقتی گیتاری به منظور تصنیف و تنظیم سرودهایی که می‌خواستم بخوانم، خریدم، ماری وحشت زده این اقدام مرا «کسر شان» دانست و من به او گفتم پایین‌تر از سطح جویبار فقط فاضلاب قرار دارد. اما ماری متوجه مقصود من از این قیاس نشد و من هم از تشریح و توضیح چنین تصویرهایی نفرت دارم. مردم یا متوجه منظور من می‌شوند یا نمی‌شوند. من یک مفسر نیستم.

“از کتاب عقاید یک دلقک اثر هاینریش بل”

نمیدانم کسی متوجه سخنانم میشود یا نه ؟آخر هیچگاه مخاطبی برای بیان دردهایم نداشته ام.

برای من حیثیت شغلی ام مهم است ؛ اینکه وقتی فردی به محیط کارم پای بگذارد، احساس امنیت کند،برایم خیلی مهم است.

همواره اولویت اولم این بوده است که شخص بیمار وقتی با من روبرو میشود احساس آرامش کند ؛ احساس کند که دیگر به مرحله پایان درد نزدیک شده است ؛ احساس کند که خطر تمام شده است و بزودی وارد دنیای آدمهای سالم میشود و جلب اعتماد مردم،آبروی من است.

اینها را گفتم تا قلم به دستانی که این روزها همه مرزهای اخلاق و انصاف را در نوردیده اند بدانند که چقدر ما را می آزارند وقتی که از روی غرض تهمت استفاده چند باره از سرنگ را در محیط کارم منتشر میکنند.

چقدر ما را می آزارند وقتی برای مطامع شخصی ده ها دروغ را سر هم ردیف میکنند تا در ذهن مخاطب القا کنند که بیمارستان امام خمینی(ره)دهدشت امن نیست.
من،یک پرستارم.من درد میکشم چون هستم.
من یک پزشکم  هستم، چون زجر میکشم ، من یک کارگر خدماتی ام.

چشمانم لبریز از نخوابیدن هائی طولانی است ، تنم خسته و جسمم آبستن صدها درد است،  ماههاست که مطالبات مالی ام بر زمین مانده ؛ همین دیروز بود که با بانک چانه میزدم برای مهلتی چند روزه تا سرپناهم را از من نگیرد.

همه اینها را تحمل میکنم اما هیچکدام اینها نمیتواند مانع خدمتم به مردم شود.

اما دروغ ها و برچسب های ناروا و بی انصافی ها کمر انگیزه ام را میشکند ، دلم را به درد می اورد وقتی یک قلم به دست بی صلاحیت  همه زحماتم را به ناحق زیر سوال میکشد.

وقتی رکورد هزار عمل جراحی ماهانه در یک بیمارستان صد تختخوابی با چهار اتاق عمل را میشکنم خسته نمیشوم.

وقتی پانزده هزارمین مراجعه کننده بیمار در ماه را ویزیت میکنم باز خسته نمیشوم ، وقتی شبانه روز تلاش کردم تا نرخ مرگ و میر مادران باردار سرزمینم را به صفر برسانم  خسته نشدم و نمیشوم.

وقتی بهترین خدمات را مطابق بالاترین استانداردهای جهانی  در یک شهر کوچک دورافتاده به مردمم هدیه میکنم خسته نمیشوم.

وقتی روزانه سه بار سطل های زباله ای را که مملو از ضایعات تنقلات همراه بیمار است تخلیه میکنم و هزار متر مربع را در سه نوبت ضد عفونی میکنم و ((تی)) میکشم و تمییز ، خسته نمیشوم.

اما وقتی که قلمی قدرناشناس و مغرض ؛ اعتماد مردم به محیط کار و حیثیت شغلی ام را نشانه میرود، حقیقتا دلم میشکند و تنم دو لا میشود.

سرگیجه ام میگیرد از این همه قدر ناشناسی و ناسپاسی ؟

من چیز زیادی نمیخواهم ؛ من یک کادر درمانی ام ، وظیفه ام خدمت است.

انتظار قدردانی و قدرشناسی ندارم ؛ اما بی انصافی نکنید و بخاطر لحاف ملا ما را قربانی نکنید.

با شمایم ؛ آی….آقای صاحب قلم و رسانه……………………انصاف داشته باش.

واقعیات را بگو اما تحقیرم نکن و تخریب ….

ما را به خیر تو امید نیست شر مرسان

ایرج اقبال فر

پایگاه خبری تحلیلی”صبح خرد”(sobhekherad.ir)

این خبر را به اشتراک بگذارید :