پایگاه خبری تحلیلی”صبح خرد”(sobhekherad.ir)

سعید انصاریان را در بیش از یک دهه ای که می شناسم، برای وطن خویش ایران جز به خیر نیاندیشید و جز در طریق احسن گام ننهاد. در گفتار که تخصص اوست هم جز به نیکی سخن نگفت. که لسان شعر او گیراست. چندانکه خوب می سراید و خوب هم می خواند و مآلاً خوب هم می اندیشد. تا همه اینها اورا به پای ثابت مجالس فرهنگی و سیاسی بدل کند.

سعید انصاریان، مناره ای در کویر محیط زیست کهگیلویه!
مقدمه
یکم:
از سوی دوست عزیز روزنامه نگار با سابقه جناب «فضل الله یاری» که خود یادداشتی در وصف جد و جهد «سعید انصاریان» در اینستاگرام منتشر نمودند، به چالشی در همین ارتباط دعوت شدم، با وجود نگارش چند یادداشت در گذشته، فرصت را مناسب یافتم تا در این حرکت بزرگ قدمی کوچک بردارم
دوم:
دیروز جمعه از سوی آکادمی «نوبل» اعلام شد برنده جایزه نوبل صلح امسال، رئیس جمهور جوان کشور «اتیوپی» است.
مردی که تلاش او برای برقراری صلح در آفریقا، خصوصا آشتی میان اتیوپی و اریتره تحسین جهان را برانگیخت. ولی این تنها علت نبود. او برای کاشت سه ملیون درخت در کشور فقیر و خشک خود، کوشیده است. شبیه رویای «سعید» حکایت ما.
سوم :
چند روز پیش مستندی از از تلویزیون پخش شد تحت نام «محروم روی گنج». بخش‌هایی از آن را کوشنده محبوب محیط زیست، «محمد درویش» باشتراک گذاشته بود و خود در آن مستند سخنانی گفته بود که این هم هر شهروندی از این شهرستان را به تأمل وا می دارد. تا بهر طریق ممکن یاری گر سعید باشد.
اما بعد‌؛
سعید انصاریان را در بیش از یک دهه ای که می شناسم، برای وطن خویش ایران جز به خیر نیاندیشید و جز در طریق احسن گام ننهاد. در گفتار که تخصص اوست هم جز به نیکی سخن نگفت. که لسان شعر او گیراست. چندانکه خوب می سراید و خوب هم می خواند و مآلاً خوب هم می اندیشد. تا همه اینها اورا به پای ثابت مجالس فرهنگی و سیاسی بدل کند.
سعید انصاریان زاده الگن کهگیلویه است و تا همین سال پیش مقیم ناحیه ای خوب در تهران بود. اما به یکبارگی چونان خوابی که ناصر خسرو قبادیانی را برای همیشه بیدار دل کرد، روزی در صفحه خود اعلام کرد که:
مایه خوشدلی آنجاست که دلدار آنجاست
رخت خود بسته برآنم که بدانجا فکنم…
دلدار او اما نه همزادی بود و نه دلبری چندانکه مدنظر سراینده بیت بالا باشد.
دل سعید برای خاک تپیدن گرفته بود. خاک دامنگیر. که گفت:
نفس من به جون خاک بسته
من و خاک هر دو دلهامون شکسته…
من و خاک هر دو همزاد یم و همخون
بمیره هر که بین ما نشسته..
اینچنین بود سعید انصاریان ظفر در تهران را با همه زرق و برقی که داشت بدرود گفت و به دیار «انارهای لاغر» بازگشت.
آنچه را انگیزه خود اعلام کرد تلاش مردی بود اهل آمریکای جنوبی که باتفاق همسرش در مدت بیست سال دو  میلیون اصله درخت در کوههای کشور خود کاشتند.
اکنون یک عاشق در میان ماست.
و می دانیم که چه تفاوت هاست میان محاسبه گری های عقل و دوری زندگی عاشقانه از هر حساب و کتاب.
چقدر نسل چنین عشاقی رو به انقراض می رود. درست مانند گربه سانان و کل و بزهای زاگرس. محیط زیست ایران این سالها سخت آزرده خاطر است.
چندانکه که در خبری خواندم یک سازمان بین المللی اعلام کرده تا سال ۲۱۰۰ سرزمین ایران قابلیت سکونت نخواهد داشت. چرا که در در چند دهه گذشته محیط زیست کان هم از سوی ملت و هم از طرف حکومت مورد حمله قرار گرفته است. پس می توان از معدود عرصه هایی که حاکمان و مردمان هدفی مشترک را دنبال کرده اند و از بخت بد سخت هم موفق بوده اند، نابودی محیط زیست و منابع طبیعی بوده است. از این روست که عنوان یادداشت را «مناره ای در کویر) انتخاب کردم. چرا که مناره جایی خوب دیده می‌شود که در آن حوالی تنها باشد. یعنی در جایی که هیچ نیست، آنکه تنها قد کشیده باشد به سادگی دیده می شود. امثال سعید انصاریان، محمد درویش، دکتر اسماعیل کهرم، و دهها کوشنده عرصه های زیست محیطی چون خلاف جریان مخرب و متاسفانه غالب محیط زیست حرکت می کنند، هم از دور دیده می شوند. هم تنها و دست تنها هستند. و هم اینکه از درون و بیرون در فشارند. از درون ازین روی که در پیش چشمان شان «مادرکشی» رخ می دهد و هر روز شاهد تصاویری تلخ از گوشه و کنار کشور هستند.
رودی که خشکیده است. دریاچه ارومیه که مرد و زنده شد.
انباشت زباله در جنگل های شمال ، شکار گونه های در خطر انقراض و دهها خبر و تصویر نادیدنی.
و از بیرون هم ازین جهت در سختی اند که گویا نهادهای امنیتی، درباره فعالان محیط زیست، اصل را بر جاسوس بودن این عاشقان گیاهان و جانواران این سرزمین می دانند. مگر اینکه جاسوس نبودنشان، تنها از سوی خودشانحتی نه وزارت مربوطهتایید شده باشد.
آیا قربانی چنین نگاهی به این دلسوزان آب و خاک این کشور، جز همان زیست بوم خواهد بود؟
اینهارا نوشتم تا بلکه در دادن دلگرمی به جوانمرد عاشق پیشه کهگیلویه سهمی داشته باشم.
باشد که شما خواننده ارجمند هم به این مهم پی برده باشید که برای یاری محیط زیست و منابع طبیعی این کشور، و خصوصا زادگاهمان فردا دیر است. همین امروز هر کس به هر طریقی که خود تسلط دارید، به یاری امثال «سعید» برخیزید.

پایگاه خبری تحلیلی”صبح خرد”(sobhekherad.ir)

این خبر را به اشتراک بگذارید :