پایگاه خبری تحلیلی”صبح خرد”(sobhekherad.ir)

اخلاص و تواضع وخاکی بودن وبی ادعا زیستن وطمع دنیوی وحب جاه ومال وشهرت وبرتری نداشتن وپیوندبسیارصمیمی وخاکی با زن ومردوپیروجوان این آب وخاک داشتن از ویژگیهای بارز او بودواین ویژگیها سبب شده بودکه درحالی که به دنبال محبوبیت وشهرت نبود،محبوبیت ودوست داشته شدن به سراغش آیدوچون سایه درپی او باشد. برای او نام وعنوان وشهرت ودرجه ومقام و آسوده ودر رفاه زیستن، قدر وبها و معنی و وزن نداشت.

محمود منطقیان فعال فرهنگی اجتماعی کهگیلویه با نگاشت یادداشتی به شهادت سردار قاسم سلیمانی واکنش نشان داد.

به گزارش“پایگاه خبری تحلیلی صبح خرد”، متن یادداشت محمود منطقیان بدین شرح است؛

 

……………………….
بس نکته غیرحسن ببایدکه تا کسی،
مقبول طبع مردم صاحب نظرشود
…………….
ساعتهاست که فکرم به شخصیت شگفت ومعماگونه و راز آلود سردارسلیمانی گره خورده ومشغول شده است وپرسشهای فراوان درباره او از درونم می رویدوپاسخ می طلبد.مهمترین پرسش برای من این است که قاسم سلیمانی که بود وچه کار کرده بودکه این همه در دلها جابازنموده وخلایقی را اینچنین درغم مرگ او سوگوار و غم زده کرده وبه فغان و خروش واداشت؟؟؟به راستی راز نفوذ او در دلهای توده مردم و این شورعاطفه ها چه بود؟
ما درایران وجهان سرداران وفرماندهان ونظامیان شجاع و بلندپایه فراوانی داشته ایم ودیده ایم ،لیکن هیچکدام تاکنون نتوانسته اند تااین اندازه در دلهای مردم راه یابند ودر قلبها مهروعشق ودلبستگی پدیدآورند.هرچندشهادت سردار سلیمانی درفضایی آکنده ازنگرانی وناخرسندی و ودلزدگی از وضع اجتماعی وسیاسی واقتصادی موجود وکمبودها ونیازها پیش آمد،اما باوجود این، این رویداد ناگهانی و دلخراش به شدت قلبها را لرزاندوعاطفه ها را به جوش وفغان آوردودلها را غمین و ماتم زده کرد.راستی راز نهان این شورعواطف ونگرانی ژرف از شهادت سردارچه بود.؟؟ما درجریان جنگ هشت ساله ودرجاهای دیگرسرداران زیادی را ازدست دادیم اما شهادت هیچکدام چنین شوروغوغا وهیجانی را درجامعه ودرمیان مردم برنینگیخت و به وجودنیاوردچرا؟؟؟
معمولا نظامیان به دلیل دیسیپلین ویژه وشغل خاص ومحیط کاری خشک وپرازنظم وسلسله مراتب وارتباط اندک باتوده مردم،کمترموفق می شوندپیوندعاطفی ونزدیک ومهرآمیزبامردم ایجادکنندودلها را باعشق وشوق برانگیزند وتکان بدهندورابطه عاطفی قوی به وجودآورند.ولی آنچه در رابطه با سردارسلیمانی پس ازشهادتش نمایان شد وپیش آمدبه گونه ای دیگربودوپرسشهای فراوان برانگیخت ودلها را به تپش وهیجان واداشت، راستی چرا یک شخصیت نظامی که همه عمرمفیدخودرا درصحنه های جنگ گذرانده بودتااین حددر دلهای مردم راه یافته بودومهروعاطفه ها را برانگیخته بود؟؟
مردم از عشایر و روستایی وشهری اورا می شناختند ودرغم ازدست رفتن او آه کشیدند و نگران وگریان وغمناک شدندچرا؟؟؟
اما درتاریخ زندگی انسانها می توان دیدکه پیوند روحی و اخلاقی برخی از شخصیتهاباجامعه ومردم استثنایی ونادر است ومردم با این گونه انسانها نگاه و رابطه ویژه ای دارندواین نادر انسانها،چیزی درشخصیت خود دارندکه دیگران ازآن دور وبی خبرند.
همانگونه که ما درجامعه ورزشکاران،ورزشکاران برجسته ونامی ومدال آورفراوان داشته ایم لیکن درجامعه ما هیچیک نتوانست برجایگاه بلند غلامرضا تختی تکیه بزندوچنان محبوبیتی به دست آورد که درتاریخ واذهان بماند.همچنین سیاستمداران درجهان وتاریخ نیز فراوان بوده اندولی مهاتماگاندی درمیان سیاستمداران ورهبران جهان به جایگاه ومحبوبیتی رسیدکه جهانیان را به تحسین واداشت وبرنام وبلندی او درجهان مُهرجاودانه زد و به همین گونه درمیان سرداران ونظامیان تاکنون هیچکس نتوانسته به قله محبوبیت قاسم سلیمانی دست یابدوچون اوبه شهرت ونام نیک برسدو ستایشها را برانگیزد.
موج مهروعشق به سردارسلیمانی همه جامعه را فراگرفت و مرگ او همه دلها را زخمی ونگران وغم زده کرد.راستی راز این محبوبیت وشهرت نیک او درمیان مردم وسوگواری عظیم وفراگیراقشارمردم درشهر و روستا برای او چه بود.؟؟؟
کسی کمترفکرمی کردکه درمیان نظامیان وفرماندهان شخصیتی تااین اندازه محبوب ودوست داشتنی ظهورکند‌ودلها را تسخیرنمایدوستایشها را پدید آورد؛چون او عمرخود را بیشتردرصحنه های جنگ وحادثه گذرانده بودوکمترفرصت می یافت که درمیان مردم نمایان شودوبه خواسته ها ونیازهای آنها پاسخ گوید.
شناخت و درک افکارو رفتار وشیوه زندگی سردارسلیمانی نیازفراوان به اندیشه وپژوهش ومطالعه وتامل وتعمق دارد،لیکن با آنچه ازاو دیده اندو وشنیده ایم می توان تااندازه ای راز موفقیت ومحبوبیت و نفوذ اورا در دلها بدینگونه بازشناخت و برشمرد:

۱-اخلاص و تواضع وخاکی بودن وبی ادعا زیستن وطمع دنیوی وحب جاه ومال وشهرت وبرتری نداشتن وپیوندبسیارصمیمی وخاکی با زن ومردوپیروجوان این آب وخاک داشتن از ویژگیهای بارز او بودواین ویژگیها سبب شده بودکه درحالی که به دنبال محبوبیت وشهرت نبود،محبوبیت ودوست داشته شدن به سراغش آیدوچون سایه درپی او باشد. برای او نام وعنوان وشهرت ودرجه ومقام و آسوده ودر رفاه زیستن، قدر وبها و معنی و وزن نداشت.روشن است که کسی که قریب به تمام عمروجوانی وزندگی خودرا درعرصه های نبردوخوف وخطروباروت وخون وانفجارگذرانده بود زندگی راحت و داشتن واندوختن و برهم نهادن مال و به نام و شهرت رسیدن برایش جایی وارجی ندارد.او که پیوسته درصحنه های خوف و خطر ودرکنارمرگ وزندگی می زیست،نام وعنوان ودرجه وداشتن جاه ومال به چه کارش می آمد؟؟؟
او یک نظامی عارف گونه ای بودکه بی چشمداشت می جنگیدوازخداوندمددو
عزت می جست ودراین میان شهرت ومحبوبیت چون سایه به دنبالش می آمدهرچندکه او هرگز به فکرکسب شهرت ومحبوبیت نبود و معمولا سایه به دنبال کسی می رود که به او پشت کرده باشد.

۲-سردارسلیمانی مرام وباوری داشت که جان و زندگی اش را به پای آن نهاده بود.او ایمان به خدا و دفاع ازخاک میهن و مبارزه بامتجاوزان و کسانی را داشت که با ابزارقراردادن دین وایمان وخدا،ویرانی وتباهی به با می آوردندو خون بی گناهان را از زن ومرد وپیروجوان و کودک بی رحمانه وسنگدلانه برزمین می ریختندوامنیت خانواده ها و انسانها را درهمه جای دنیابه خطرانداخته ونا امن کرده وزندگی مردم را درهمه جا تیره وتارکرده نموده بودند وخشونت وبی رحمیِ زندگی سوز را در زمین گسترش می دادند و دامن می زدند.جهادبرای امنیت انسانها،درمقابل مومنان جاهل و خشن برای سردار، یک اصل مهم و اساسی وخدایی بود.او در برابر کسانی جنگیدکه پرچم الله را برمی افراشتندوبنام دین وخدا خشونت را دامن می زدندو کشتار وریختن خون بیگناهان را برای خود ثواب وجهاد در راه خدا می دانستند. امروزه گروهای تندروی مذهبی(چون داعش و القاعده و….) با جهل مقدس و با تحریف و برداشتهای ناسزا از دین موجب کشتاربی رحمانه در جهان شده اند وجهان وزندگی انسانها را ناامن و پرخطرکرده اند و با ابزار دین جهانی ناشاد و غمبار ومضطرب ساخته اند.
جهاد با آدمکشان دین ابزاروجاهل درهرجای زمین برای سردارسلیمانی برترین جهادبه شمار می آمدتاچهره دین اینگونه دردنیا خشن و بدنام جلوه نکندو امنیت وآرامش به زندگی، به جهان بازگردد. این چه توجیه دروغین وبی پایه ای است که بنام خداوندآفریننده ومقدسات، آرامش وامنیت وشادی را درزندگی ازآفریده های او بگیرند وبه قصدثواب ورضای خداوندخون بریزندوجهانی ناامن وناشاد و پراز خوف وخطر بسازند. این را بایددانست که به قول حضرت مولانا،پیامبران برای گسترش صلح وامنیت درجهان آمده بودندو نه برای کشتار و نامنی وخشونت.
وسردارسلیمانی برای صلح وامنیت می جنگیدوآن هم در برابرکسانی که خودرا چون خوارج نهروان مجاهدان راه دین وخدا می دانستندوجهان را به بی دینی وکفرمتهم می کردند ومستحق تباهی ونابودی.
.دین و باوراستوار سردارسلیمانی با زندگی و حقوق انسانی وبهترزیستن، تضادی نداشت چرا که اوبه خدا ودین ازافق بلندو برتری می نگریست و ازنگاههای تنگ نظرانه به خدا ومذهب وزندگی، دوری می جست وبدین گونه بودکه او هرگز رابطه ومحبتش را ازمردم وسلایق گونه گون دریغ نداشت وازیادنبرد.

۳-سردارسلیمانی درحالی که یک نظامی دلیروبی باک بود و از صحنه های خوف وخطرو آتش وخون دلیرانه گذرمی کردوخواب راحت را از چشم بداندیشان و خون آشامان زمانه زدوده بود،بااین وجودانسانی لطیف ومهربان بود وهم نازکدل و اهل اشک و گریه ومهروعاطفه بود…
دربرابرمحبت مردم دست برسینه می نهادومهرومحبتشان را صمیمانه پاسخ می گفت.هرگزخشونت ونامهربانی درگفتار و رفتارش بامردم دیده نمی شد وهیچگاه برای کسی ویا گروهی از مردم وطن، شاخ وشانه نکشید و کس وگروهی را تهدیدنکرد بلکه او
بااقشارمردم رفتاری نجیبانه وصمیمی و ودلنوازداشت.
سخنش صمیمی وگیرا ودلنشین بودوچون از دل برمی آمد،لاجرم بردلها می نشست.او درفرماندهی وجنگ نیزروش ومنش انسانی ویژه خود را داشت ونیروهایش بادل وجان ازاو فرمان می بردند امّا نه با زور و ترس وتهدید.
اوهرگزخلایق را به سیاه وسفیدوخاکستری وخودی وغیرخودی و گروه من و دیگران وبه “بامن وعلیه من” و هوادارِ این گروه وآن گروه وچپ وراست وبا نگاه به قیافه ولباس وتیپشان قضاوت وتقسیم نمی کرد،بلکه به همه بانگاه انسانی ومردمی واخلاقی می نگریست ودست همه را بدون مرزبندیهای کاذب، صمیمانه وبی ریا می فشردوالبته بی انصافی وبدی را ازهیچکس وگروهی نمی پسندید و روا نمی دانست.خلاصه یک اخلاق ومنش انسانی ومهرآمیزدر اخلاق ورفتاراو بامردم به چشم می خورد و موج می زد وجلوه گری می کرد که ستوده وپسندیده بود.به اقرارخودش به هیچ گروه سیاسی وباندی وابسته نبودبلکه از افق بلندتری به انسان وجامعه می نگریست و اخلاق وپرهیزگاری وپارسایی برای اواصل مهم و میزان ومعیار بود. او درعین اینکه یک سردارنظامی دلیر بودبانگاهی فراتر ازچندگانگیهای رایج درجامعه به فرزندان میهن می اندیشیدومرام واندیشه ورفتاری فراتراز صف بندیهای سیاسی واجتماعی موجود درجامعه داشت. اودرجامعه همه را به چشم فرزندان وبرادران وخواهران خودمی دیدوتقسیم کردن مردم جامعه رابابه کاربردن انگها وبرچسبها، ناروا و نابجا می دانست وخطری برای وحدت ویگانگی جامعه..
جامعه درنگاه او به تعبیرخودش یک خانواده بودولاجرم می بایست باتمام اعضای خانواده،باوجودتفاوتهای آشکار، رفتاری انسانی و پسندیده داشت. وهرگزنبایدبخشی از فرزندان خانواده ی جامعه را طرد نمود ونگران و آزرده خاطرکرد.
دیدن جامعه به مانندیک خانواده، نگاهی بسیارنجیبانه و انسانی و وحدت آفرین است که بایدمدیران ومسئولان جامعه دقیقا به آن توجه کنندوآن را سرلوحه برنامه ها و رفتارهای خودقراردهندتاپیوندی استوار و سازنده و همراه با همدلی میان آنها ومردم پدیدآیدومشکلات جامعه به یمن این پیوند حل شود و سامان گیردوگرنه نابسامانیها وناخرسندیها و بی مهریها جامعه را فرا خواهد گرفت و تلخیها و سختیها روز به روز بیشتر رخ خواهد نمودچرا که باخشونت درگفتار و رفتار و روا داشتن تبعیض درجامعه،هرگز نمی توان جامعه وکشوری همدل وآباد وسالم ساخت.سردارسلیمانی این را بخوبی می دانست و تفاوتها واختلاف سلایق را نیک شناخته بود و احترام وارج می نهاد.این است که هرکسی با هررفتاری نمی تواند در نگاه ودل مردم سلیمانی شود وارج واحترامی ماننداو به دست آورد.
به قول حضرت حافظ:

“بس نکته غیرحسن ببایدکه تاکسی،
مقبول طبع مردم صاحب نظرشود”
بلکه انسان باید یک “آن”وصفات ویژه ای داشته باشدتا دوستی دلها را به دست آوردو مهرها را به سوی خود روانه کند.
هرگزبا تهدید وتشر وسخنان تند و رفتار خشک و خشن بامردم، با وجود داشتن قدرت وثروت وجاه نمی توان دردلها راه یافت و مهردلها را به دست آورد.
اگرکسی بخواهدجایگاه سلیمانی را به دست آورد راهش مهرورزیدن و پیوندنیکو بامردم و پای بندی به اخلاق وانسانیت و دوری از بداندیشی و آزار رساندن به دیگران وبرتری جویی و آزمندی است.

۴-سخن مهم وپایانی اینکه بسیارشگفت و رازآمیزومیمون است که درمیان نظامیان و سرداران که همه مرزداران میهن اند، چنین انسان وچهره ای با رفتارواندیشه ومنش نیک انسانی ظهورکندکه هم درکارویژه خویش مدیرومدبروهوشمند ودلیروموفق وخستگی ناپذیروسرافرازباشدوهم پارسا ودیندارومردم نوازو خاکی نهاد و فروتن وساده زیست وبی اعتنا به نام وعنوان ودرجه و جاه وشهرت ومال و لذت و برتری جویی زندگی کند.او درحالیکه به دنبال جاه وشهرت نبود وعناوین برایش کوچک وحقیرمی نمود،اما خداوند،قلبهای فراوان را متوجه او نمودو مهروعشق او را درجان ودلهای بی شماری جای داد،به گونه ای که به هنگام شهادت او جانها ودلهای فراوان برافروخته شدوعاطفه ها به مهر او به جوش وخروش آمدوچنان مردم درمرگ او به صحنه آمدندوغمین شدندوگریستندکه درتاریخ ماکمترنمونه و سابقه ای مانندآن می توان سراغ گرفت وبه یادآورد.سردارسلیمانی هرچنددر پی محبوبیت وستایش نبود،لیکن چنان محبوبیت وستایشی یافت وبه جانب او روی آوردکه شگفت انگیز وحیران کننده بود. راستی مردم چگونه اورا شناختند و به منزلت او پی بردندکه این گونه درغم اوسوگوارشدندو بانشان دادن شوروعاطفه جهانی را به شگفتی واداشتند؟؟؟؟
اگرسردارسلیمانی محبوبیتی اینگونه به دست آورد و مردم مهر او را اینچنین به دلهای خود راه دادند،به جهت صفات نیک و نوع رفتار ومنش نیک وانسانی خودش بود و هیچ گروه وجریان سیاسی این حق را ندارند که از جایگاه ومحبوبیت او استفاده ابزاری کنند و او را به گروه وجریان خود منتسب کنند.سردارسلیمانی شبیه هیچ کس نبود وبه گروه ودسته ای خاص تعلق و وابستگی نداشت وکلام ورفتار او خود بر این ادعا گواهی صادق است.
ما در این برهه از زمان در حوزه سیاست واداره کشور،به کسانی هم مانندسردارسلیمانی نیازداریم که بدون اندیشیدن به مقام وعنوان واندوختن، به زندگی ونیکبختی همه مردم وشهروندان کشور بیندیشدوتلاش کندکه دردهای جامعه رادر زمینه های اقتصادی،سیاسی،فرهنگی،بهداشتی وحقوق اجتماعی وانسانی التیام بخشد وبه فکرآبادکردن و بهبودحال مردم وجامعه باشدوصادقانه دغدغه وضع وحال روز مردم را داشته باشد.
بی گمان سردارسلیمانی با وجود همه این فضیلتها و خوبیها و اوصاف نیک،انسان بود و از خطا و اشتباه مصون و درامان نبود؛همچنانکه همه انسانها درمعرض آزمون اندو امکان خطا ولغزش دارند.بنابرین هیچ انسانی بی نیاز ازنقد وداوری نیست و نیزهمگان برای اصلاح خود، به نقداهل فکرو نظرنیازدارندوآنکه خودرا بی نیاز ازنقدونظردیگران ببیندوبداندوازسخن منتقدان آزرده خاطرگردد،خودبین و خود رای است و منش خودکامگی دارد وبدون تردیدچنین کسان راه اصلاح ورشد را برخودبسته اند.
سردارسلیمانی که منشی آزاده و اخلاق ورفتاری خاکی وفروتنانه داشت حتما ازنقد ونظردیگران باکی نداشت و نقد را برای اصلاح ورشدخود مفیدمی دانست وازآن استقبال می کرد.
بهتراست دیگران و بالاخص نظامیان از اخلاق ومنش ورفتاراین سربازفداکاروطن درس گیرند و از اوهنر نیک بودن را بیاموزند وراه او در پیش گیرند تادر دلها نشینند و قدر ومنزلت بینند و ازخداوندپاداش وعزت گیرند…یادش زنده وگرامی باد۹۸/۱۰/۲۸
محمودمنطقیان

 

پایگاه خبری تحلیلی”صبح خرد”(sobhekherad.ir)

این خبر را به اشتراک بگذارید :