پایگاه خبری تحلیلی”صبح خرد”(sobhekherad.ir)

معاون سیاسی استانداری کهگیلویه وبویر احمد سرآسیمه و نگران به نزدیکی های خائیز می رسد و مدیریت بحران را زیر نظر می گیرد و بنا بر آنچه رسانه ها منعکس کردند انگاری در هیاهوی این آتش جانسوز خائیز سوز لحظه عصبانی می شود و برای خائیز و طبیعت بکری که  جلو چشمان همه زنده زنده می سوخت لحظه ای آرامش از دست داده ،از دست خود و آتش و محمدی تبار و مدیریت بحران کلماتی به زبان می آورد که هر چند شاید در ادبیات سیاسی یک مرد سیاسی دور از ذهن به نظر برسد اما کهگیلویه ای ها  می دانند جمالی برای خائیز فریاد کشید و برای خائیز دل سوخت و بیخیال تمام ملاحضات سیاسی و مدیریتی به یک مدیر که قاعدتا با هر شرایطی الان باید در بلندای خائیز بود تشر زد……………………….

خائیز نگین درخشان کهگیلویه و زاگرس در یورش بی رحمانه آتش و باد همچنان میسوزد و نگاه تمام علاقمندان به طبیعت و حیات وحش به خائیز است و نگران جان درختان و گونه های جانوری این زیستگاه خاص حیوانات و درخنان هستند.

از همان لحظه وقوع این آتش سوزی گسترده تمام فعالان محیط زیست و طبیعت دوستان استان و کشور تلاش کردند با هر وسیله و امکاناتی که بود به یاری خائیز بشتابند اما دریغ از حضور مدیر کل بحران استانداری که حتی برای دقایقی زحمت حضور به خود نداد و بنابر آنچه خود گفت در بیمارستان بستری بود ولی محمدی تباری که از تمام وقاع و جزئیات زندگی خود عکس گرفته و در شبکه های اجتماعی به اشتراک می گذارد ابن بار فقط اما به دستی اکتفا کرده که انگاری در جایی بستری است ولی نه معلوم است دست کیست و اصلا کجاست.

معاون سیاسی استانداری کهگیلویه وبویر احمد سرآسیمه و نگران به نزدیکی های خائیز می رسد و مدیریت بحران را زیر نظر می گیرد و بنا بر آنچه رسانه ها منعکس کردند انگاری در هیاهوی این آتش جانسوز خائیز سوز لحظه عصبانی می شود و برای خائیز و طبیعت بکری که  جلو چشمان همه زنده زنده می سوخت لحظه ای آرامش از دست داده ،از دست خود و آتش و محمدی تبار و مدیریت بحران کلماتی به زبان می آورد که هر چند شاید در ادبیات سیاسی یک مرد سیاسی دور از ذهن به نظر برسد اما کهگیلویه ای ها  می دانند جمالی برای خائیز فریاد کشید و برای خائیز دل سوخت و بیخیال تمام ملاحضات سیاسی و مدیریتی به یک مدیر که قاعدتا با هر شرایطی الان باید در بلندای خائیز بود تشر زد و این در مقابل جهنم خائیز و آنچه بی امان برای جاندار و بی جانش اتفاق افتاد اتفاق بزرگی نبود ؛ اتفاقی که  نه برای محمدی تبار قابل هضم بود نه برای نماینده گچساران و باشت ؛ غلام تاجگردون چهره ملی خاصی است و کهگیلویه ای ها انتظار داشتند به مانند خومی که انگشت کوچک خائیز هم نمی شود و اتفاقا آن هم تکه ای جان ماست  نیز لابی گری و تلاش کند ولی عجیب بود که وی به جای عصبانیت از سوختن کبوتر خائیز و کباب شدن حیوانات این اقلیم عزیز به جمالی خرده گرفت که چرا به فرزند استان تشر زدی !؟ از هر کسی غیر از تاجگردون چنین انتظاری بعید نبود ولی چرا تاجگردون با دو چشم و عینک متفاوت به خائیز و خومی نگاه کرده است !؟مگر خائیز فقط متعلق به کهگیلویه است؟

نخیر خائیز نه تنها گوشه ای از خاک عزیز کهگیلویه است بلکه بخاطر زیستگاه جانواران و حیات وحشی که به واسطه شکار به حداقل رسیدند امروز شهرت ملی و جهانی دارد ؛ از تاجگردون انتظار چنین برخوردی را نداشتیم و هر چند ادبیات معاون سیاسی به زعم عده ای شایسته نبود اما کهگیلویه ها آنقدر از حجم و دامنه گسترده آتشی که به جان خائیز افتاد به ستوه آمده بود و هم اینکه مدیر کل بحران که با کوچکترین اتفاقی راهی یکی از شهرستان های خاص استان می شود انگاری جهنم خائیز کوچک ترین احساس مسئولیتی در وی ایجاد نکرد،  که تمام قد حامی جمالی شدند و این حق کهگیلویه ها بود.

گچساران و خومی عزیز اند همان طوری که غارون و دیشموک ,لنده و کوه سیاه و سرفاریاب و نیر و دنا و ماغر ؛ همه طبیعت استان متعلق به استان و تکه های از جان مردم استانی هستند که خود طبیعت را عزیز می شمارند ولی تاجگردون کاش به مانند نماینده کهگیلویه به مدد تجربه و افزون بر آن سواد آکادمیک خود در بستری از آرامش اولا به محمدی تبار خود تشر می زد و برای خائیز رایزنی می کرد تا بر محبوبیت خود در کهگیلویه می افزود نه اینکه به جای دلسوزی برای خائیز غیرت هم شهری خود را داشته باشد چیزی که دل کهگیلویه را لرزاند؛ به تاجگردون اعتقاد و ایمان داریم اما در قضیه محمدی تبار و تشر جمالی و جهنم خائیز حق را به جمالی می دهیم که اگر چه کهگیلویه وبویراحمدی نیست اما برای خائیز از محمدی تبار و بحرانش بیشتر بحرانی شد و عصبانی…………………………………

پایگاه خبری تحلیلی”صبح خرد”(sobhekherad.ir)

این خبر را به اشتراک بگذارید :