پایگاه خبری تحلیلی”صبح خرد”(sobhekherad.ir)

احتمالا گفتن چنین جملاتی مختص به این، اشتباه شما نیست بلکه یک جریانی است که در قرن اخیر بسیار مشهود است و از مراودات کلامی و رایج شدن سخنان سخیف و طنزهای ناپسند در باب قوم های مختلف ایران است که ریشه ای عمیق تر و فراتر از گفتگوی عامیانه و معمول دارد.درباره ی اقوام و ایران سخن گفتن، شایسته است از اشخاصی که به جد و تلاش، کوشیده اند که ایران را بشناسند تا از طریق آن به هویت خویش نیز هر چه با شکوه تر هست برسند، سخن گفته شود.

صبح خرد؛ پس از بارها شنیدن خبر اخیر از افراد مختلف، خواندن آن در فضای مجازی، موجب نوشتن مطلبی در باب آنچه بیان داشته اید، شده است.
اینگونه به نظر می رسد که صحبت و مساله ای که نقد بر آن داشتید، جان کلام به این صورت بوده که سادگی و خامی و نادانی و رشد نیافتگی را هیچ ظاهر فریبنده و رشدیافته و بهره‌مند از تکنولوژی هم، نمی تواند آن را بپوشاند، چون مشکی است که به هر روی عطر درونیات خود را می فشاند.
ابتدا با گفتن این صحبت، آیا تناقضی که به آن اشاره کرده اید را در خود نمی بینید؟ هنرمندی که با این طیف سخنان، نشان داده اید که بیش از هنرمند بودن، هنربندید و کلاژ کننده ی سطحی آنچه که در انظار عموم جلوه هنری دارد.
و اینکار شما راوی نادانستگی شماست و البته انتخاب و استفاده ی لفظی و معنادار از این قوم، را نمی توان مربوط به اشتباه آنی و ساده دانست ، بلکه روانی و سیالیت جملات و چیدمان سریع کلمات پشت سرهم تان، نشان از بارها و بارها سخن گفتن از این مساله در محفل ها و خلوت هایتان در مقابله با قرارگیری در چنین شرایطی که انگار ظاهر و باطن هر چیزی به نظرتان هماهنگ نیست و انگار پوسته ای به روی هسته ای کم ارزش افتاده است. و به گونه ای گله ای از نا همسویی داشته اید و این کلام می تواند وسعت بیشتری هم داشته باشد. و آن هم اشخاص دیگریست نه به هنگام گفتن ، بلکه به زمان شنیدن تاثیر داشته اند و مساله را فهیمانه برای خود حل وفصل کرده اید و احتمالا در آخر با تاسف و تاثر بسیار از تناقض های این چنینی، آهی هم کشیده اید.
و احتمالا گفتن چنین جملاتی مختص به این، اشتباه شما نیست بلکه یک جریانی است که در قرن اخیر بسیار مشهود است و از مراودات کلامی و رایج شدن سخنان سخیف و طنزهای ناپسند در باب قوم های مختلف ایران است که ریشه ای عمیق تر و فراتر از گفتگوی عامیانه و معمول دارد.
درباره ی اقوام و ایران سخن گفتن، شایسته است از اشخاصی که به جد و تلاش، کوشیده اند که ایران را بشناسند تا از طریق آن به هویت خویش نیز هر چه با شکوه تر هست برسند، سخن گفته شود.
از جمله ایران شناسان ارزشمند، چون استاد زنده یاد دکتر ایرج افشار، بزرگ مردی که هیچگاه قاب های رسانه به اندازه ای که هنربندان را خوب نشان داده است از ایشان و ثمرات ارزنده شان سخنی درخور و مناسب بیان نکرده و نشان نداده است، سخن بگوییم.

او که نه به گفتار ، بلکه به عمل در سراسر ایران با شور و عشق خالصانه سفر کرد، بناها و دست ساخته های کم شناخته را ثبت و ضبط کرد، مردمان قریه به قریه را شبی مهمان می شد.
با دید و بازدید با همه اقوام، ایران بزرگ و واحد و یکی را از کنار یکدیگر منش های زیبای انسانی اقوام می دید. و به قول پارسی نژاد وجب به وجب خاک ایران را عشق می ورزید. و هیچ گاه ایشان، انسان و منش و مرام و قومی را برای تمسخر یاد نکرده اند و اگر سخنی بر نقد جهت کاستی و عدم رسیدگی بوده با بیان سنجیده جهت بهبود بوده، گفته اند.
و این درخت ایران، شاخسارش هر یک میوه ای و گلی، با عطر و بویی دارد با نام، پارس، آذری، کرد، لر، بلوچ، مازنی، گیلکی، کرمانج،ترک،عرب… که هنوز حافظان مهر و عشق و صداقت اند با فهم و درایت کتاب مرجع همه احوالاتشان “شاهنامه”، راه و رسم زندگی شان را شکل داده و پیش برده اند.
بجز داد و نیکی مکن در جهان
پناه کهان باش و فر مهان

این شاخه های پر بار و برگ زرین، کنار یکدیگر درخت تنومند ایران را زیبا و معنا می کنند و چه پرندگان مهاجر بر او آشیان ساخته اند.
و تاسف بر اندیشه های تجزیه خواهانی که از شاخه های ایران، تبری ساخته و تنه ی مهر را با بی مهری و سردی فلزی غریب بزنند. اندیشه ای سودجویانه که با ابزار ساختن شاخه های همین درخت، پی شکستن سرو بزرگ کهنسال گشته اند.
در غایت کلام، چون گفته ی نیچه :چه بسا در خویشتن داری و بگذاشتن و بگذشتن دلیری بیشتری هست، از گفته ی شما که در نهایت به نظر نمی رسد از جانب شما عمقی درون آن باشد و لحظه ای داشته هایتان را ابراز کردید، باید که به مهر از آن گذشت.
درخت دوستی بنشان که کام دل به بار آرد
نهال دشمنی برکن که رنج بی شمار آرد
و اما پیامد این سخن شما، فارغ از شخص شما، بماند برای آن نامردمانی که به تفرقه افکنی میان اقوام با تفکری عمیق و جهت دار انجام می دهند.
قوم لر همیشه همگام و دوستدار جای جای ایران و دگر مردمان جهان است و قطعا رفتار ناپسند و ناشایست و ضد مردمی و انسانی و طبیعتی را چه از ما باشد، و چه از هر قوم و انسان و نژادی… مطرود است.

چنان که حکیم توس میفرمایند؛

به گیتی به از راستی پیشه نیست
ز کژی بتر هیچ اندیشه نیست

و همواره اقوام ایران مردمان آزاده ای هستند و آزادگی شان ثمره ی برگزیدن این بیت است؛
تو اکنون همی کوش و با داد باش
چو داد آوری از غم آزاد باش….

با آرزوی روشن بینی و مهرافروزی
سارا مرادی نژاد(طاهری بویراحمدی) آذر ۱۳۹۹

 

پایگاه خبری تحلیلی”صبح خرد”(sobhekherad.ir) 

این خبر را به اشتراک بگذارید :