پایگاه خبری تحلیلی”صبح خرد”(sobhekherad.ir)

اگر جانت را در راه ایمانت دادی،پس از آن چه می کنی و کجا هستی و چگونه زندگی می کنی و چگونه حاصل دادن جان خود را ارزیابی می کنی؟
آیا اگر ایمان تو با دانش و خرد ناسازگارباشد،باز هم باید جان را فدای آن کرد؟

محمود منطقیان ؛ سقراط همواره می کوشید که با طرح پرسشهایی ذهن ها را روشن کند و طرف مقابل را –بایک آری گرفتن ازاو–به آگاهی و روشن بینی برساند،به گونه ای که خود آن شخص حقایق را دریابد.

مثلا اگر کسی به او می گفت: “انسان باید جانش را در راه ایمانش فدا کند” سقراط با طرح پرسش های گوناگون او را به کنجکاوی وامی داشت تا خودش به حقیقت برسد.در چنین مواردی سقراط از آن شخص می پرسید : منظورتان دقیقا از ایمان چیست که ارزش آن را دارد که جان را فدای آن کرد ؟ این ایمان چه دست آورد و مزیتی برای انسان دارد که برجان و زندگی برتری دارد؟

از کجا می دانی که ایمان و باور تو کاملا درست است و تو را به راه خیر و نیکی هدایت می کند؟
آیا اگر ایمان تو باور اشتباهی باشد،باز هم باید در راه آن جان را فدا کرد.؟
اگر جان خود را در راه ایمانت فدا کنی چه چیزی بهتر از آن به دست خواهی آورد؟

یعنی ایمانی که جانت را که بهترین داشته توست در راه آن می دهی،در عوض چه چیزی به تو خواهد داد که بهتر از جان تو باشد؟

آیا ایمان باید به تو زندگی بدهد و تو را نیکبخت کند یا جانت را بستاند؟ آیا چیزی که جانت را می ستاند دوست توست یا دشمن توست؟

اگر جانت را در راه ایمانت دادی، پس از آن چه می کنی و کجا هستی و چگونه زندگی می کنی و چگونه حاصل دادن جان خود را ارزیابی می کنی؟
آیا اگر ایمان تو با دانش و خرد ناسازگارباشد،باز هم باید جان را فدای آن کرد؟

از کجا می دانی که ایمان تو درست است و تو را به راه راست و درست می برد که حاضری جان خود را فدای آن کنی؟ چون کسان دیگری هم هستند که بر درستی ایمان خود اصرار می ورزند آیا به انها هم حق می دهی که جان خود را در راه ایمانشان فدا کنند؟

آیا این درست است که آنها که به بُت و سنگ و چوب ایمان دارند،هم جان خود را فدای ایمان به بُت هایشان کنند؟

تو می گویی جان خود را فدای ایمانم می کنم و طرف مخالف تو هم می گوید جانم را فدای ایمانم خواهم کرد،آیا هر دو طرف درست می گویید و بر راه راست هستید؟

و سقراط بدین گونه و با طرح پرسش های گوناگون سعی می کرد طرف مقابل را بر سر عقل آورد و به آگاهی و روشن بینی برساند تا راه بهتر را در باره زندگی و هستی به دست آورد و خودش به حقیقت برسد.چون سقراط در پی آن بود که انسانها برای کار و زندگی خود دلیل داشته باشند و زندگی شان تقلیدی و خرافی و بر سبیل عادت نباشد.

محمود منطقیان۹۹/۱۰/۱۴

پایگاه خبری تحلیلی”صبح خرد”(sobhekherad.ir)

این خبر را به اشتراک بگذارید :