تاریخ انتشار : چهارشنبه ۱۵ بهمن ۱۴۰۴ - ۱۳:۰۲

نقد رفتار نامناسب رسانه ملی به نگارش محمد نوروزی؛

این فقط نوک کوه یخ است!

این فقط نوک کوه یخ است!
جامعه ایران این روزها شرایط مساعدی ندارد.از اواسط دی ماه امسال افزایش قیمت بنزین و تبعات مستقیم بعدی آن که گران شدن مایحتاج مردم بود باعث خشم و ناراحتی آنان شد. اعتراضاتی شکل گرفت و مانند همیشه عده ای که منافعشان با منافع عموم تعارض دارد به گونه ای دیگر تعبیرش کردند و در 18 و 19 دی اتفاقاتی رخ داد که قلب هر بیننده و شنونده ای را به وضوح می خراشد.

مطلبی که می خوانید از سری یادداشت های ارسالی مخاطبان صبح خرد است و تمام یا بخشی از آن مورد تایید ما نیست؛می توانید با ارسال مطلب آن را نقد یا پاسخ دهید.

“صبح خرد/”محمد نوروزی”؛ جامعه ایران این روزها شرایط مساعدی ندارد.از اواسط دی ماه امسال افزایش قیمت بنزین و تبعات مستقیم بعدی آن که گران شدن مایحتاج مردم بود باعث خشم و ناراحتی آنان شد. اعتراضاتی شکل گرفت و مانند همیشه عده ای که منافعشان با منافع عموم تعارض دارد به گونه ای دیگر تعبیرش کردند و در ۱۸ و ۱۹ دی اتفاقاتی رخ داد که قلب هر بیننده و شنونده ای را به وضوح می خراشد. خانواده های بسیاری در غم از دست دادن جگرگوشه هایشان محزون و سوگوار بودند. از نوجوان مدرسه ای تا جوان دانشجو،نیروی انتظامی  و میانسال در میان هموطنان قربانی شده وجود داشت. در تمام فضای حقیقی و مجازی می شد آشکارا دید که اندوه در جامعه موج می زند. صحنه هایی دلخراش از این اتفاقات توسط مردم ثبت و ضبط شد و با انتشار آنها این موج اندوه تصاعدی ارتفاع می گرفت.
در این میان صدا و سیما  که قاعدتا می بایست به دنبال تلطیف فضا و استمالت از خانواده های داغدار می بود با وسواس و دقتی مثال زدنی زخم هموطنانش را باز کرد و با شدت و حدتی وحشیانه نمک روی آن پاشید به طوری که فضای حزن حاکم بر جامعه به جوی متراکم از چندش و نفرتی عظیم تبدیل شد.

ماجرا از این قرار بود که یک مجری نوجوان در شبکه افق با خواندن یک سوال استهزاآمیز در باب قربانیان موجب ایجاد و تکثیر خشمی شگرف در جامعه گردید. آنچه مورد واکنش جامعه قرار گرفت وایرال کردن این کلیپ و لعن و نفرین فراوان بر آن مجری بی تجربه بود اما آنچه که اکثریت به راحتی از آن عبور کردند این بود که مجری برنامه مغز متفکر برنامه نیست فقط گوینده جملاتی است که سازندگان برنامه به دست او می دهند. همه ما می دانیم که در ایران برنامه های زنده با چه وسواسی روی آنتن می روند و چقدر مراقبه و گاهی مکاشفه به عمل می آید که فلان مهمان دعوت نشود چون ممکن است در برنامه زنده به فلان موضوع اشاره کند و دیگر ماجرا قابل جمع کردن نباشد، این نگرانی ها و حساسیت ها هم هیچگاه از باب ترویج آگاهی نبوده است بلکه برعکس آگاهی بخشی که اساس رسانه باید باشد، ذیل قاعده لازم نیست مردم بدانند و گرنه ستونهای نظام آسیب می بینند، اعمال می شده و می شود، آن هم در حکومتی که زود همه چیز خود را به خداوند و اسلام پیوند می زند.
بسیار مبرهن است که متن اجرای یک برنامه زنده قبل از آنکه روی آنتن برود از فیلتر چند کمیته و شخص ناظر و مسئول عبور می کند و تیک تایید برای پخش می گیرد سپس در اختیار مجری قرار می گیرد.
از این منظر مجری برنامه اگر چه باید شرافت و انصافش را مبنای گفته هایش قرار می داد و نمی خواند و خواند اما در عمل شنیع انجام شده کار آن جوان -جویای نام و کار- کمترین قصور در سلسله اتفاقات متوالی این رویداد است. آن کسی که چنین متنی را نوشت ، آنانی که تایید کردند ، آنانی که به عنوان کارفرما دستور قرائتش را صادر کردند و ناظر پخشی که اجازه پخش داد و… آمران و عاملان این جنایت اند، کسانی که سالهاست در کمیته های صدا و سیما با مجاهدتی شگفت انگیز تلاش می کنند تا در دل این جامعه نفرت بکارند، پشت پرده این ایده های پلید و کثیف هستند. نفوذ فقط در خیابان ها نیست نفوذ می تواند در اندرونی های بسیاری ساختمان از جمله جام جم سالها اردو زده باشد.

 

ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 1 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : 1
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.

علی حسین رفیعی دهمراد چهارشنبه , ۱۵ بهمن ۱۴۰۴ - ۱۹:۳۲

با سپاس از نویسنده که نگاهی دغدعه مند از شرایط روز جامعه دارند
جامعه امروز ما در شرایط بغرنجی قرار دارد
جا دارد از همه صاحب نظران و کارشناسان برای رهایی از این شرایط استفاده کنیم
باشد که مشاوره صاحب نظران گره کشای مشکلات ما باشد

رفتن به نوار ابزار