تاریخ انتشار : چهارشنبه 15 اردیبهشت 1395 - 5:26 - چهارشنبه 4 مه 2016 - 5:26

رنگ دموکراسی / بقلم غلامعباس موسوی نژاد

رنگ دموکراسی / بقلم غلامعباس موسوی نژاد

پایگاه خبری – تحلیلی “جمانیوز”(jamanews.ir) (صبح خرد) دموکراسی واژه ای یونانی است که از دمو وکراتوس به معنای مردم وقدرت اما منظور ما معنای مصطح آن یعنی حکومت مردم برمردم ویا قبول نظر اکثریت است. دموکراسی در واقع نوعی واکنش به حکومت سلطنتی ومطلقه یا اقتدارگرایان در تاریخ بود ،زیرا قدرت مطلق وقدرت بطور کلی

پایگاه خبری – تحلیلی “جمانیوز”(jamanews.ir) (صبح خرد)

دموکراسی واژه ای یونانی است که از دمو وکراتوس به معنای مردم وقدرت اما منظور ما معنای مصطح آن یعنی حکومت مردم برمردم ویا قبول نظر غاام موسوی نژاد 20160415_010812-1اکثریت است.
دموکراسی در واقع نوعی واکنش به حکومت سلطنتی ومطلقه یا اقتدارگرایان در تاریخ بود ،زیرا قدرت مطلق وقدرت بطور کلی ایجاد فساد می کند واگر به دیوارهایی محدود نشود خانمان برانداز است .این شیوه حکومتی ،ظاهرا، ابتدا از یونان به سایر نقاط دنیا گسترش پیداکرد.
اما آنچه لازم است در این مطلب روشن شود ،حقانیت دموکراسی ،ورنگ دموکراسی است . آیا دموکراسی می تواند رنگ دین بگیرد ؟
آیا دین می تواند تحت تاثیر دموکراسی تغییر مسیر یا روش بدهد؟
دموکراسی همانطور که در لفظ امروزی مصطلح است ،حکومت مردم بر مردم است ،به معنی ساده تر ،حکومت رأی اکثریتی وحق با اکثریت است .یعنی اگر اکثریت جامعه ای در تصمیم سازی وتصمیم گیری دخیل بودند،به آن حکومت،حکومتی دموکراتیک می گویند.حال این سؤال پیش می آید که اگر رأی وحق انتخاب با اکثریت است آیا حق می تواند با اکثریت باشد؟
در کشور های اسلامی ،مسایل عمومی و افراد حکومتی به رأی گذاشته می شوند تا برای تصدی شغلی یا مقامی، صلاحیتشان توسط عده ای زیادتری از مردم تأیید شود.اما آنچه مهم است که این افراد نمی توانند فاقد شرایطی باشند ویا از هرقشری وبا هر مذهبی ومسلکی باشند.به این معنی که در ایران ، دموکراسی رنگ دین داردوافرادی که دارای دین هستند،با توانمندی های مختلف با هم رقابت می کنند ودارنده بیشترین رأی ،برنده مقام و منصب برای خدمت خواهد بود.تفاوت اساسی دموکراسی دینی با سایر دموکراسی ها ،دارابودن پیش شرط مذهبی افراد است ،یعنی فردی که به خدا وروز قیامت اعتقاد ندارد ،حق شرکت در انتخابات وبرای انتخاب شدن ندارد ،زیرا اکثریت مردم به خدا وروزجزا اعتقاد دارندوچنین فردی فاقد حداقل شرایط لازم است.
در اسلام دموکراسی چند بار با چالش مواجه شد ،در زمان حکومت شیخین که مردم از امام علی درخواست نکردند وامام شرایط جامعه را مناسب نمی دیدند،علیرغم اینکه طبق سنت پیامبر خودرا محق مسئولیت می دانستند به رأی مردم ،احترام گذاشتند واز حکومت کناره گیری کردندوبگونه ای تسلیم انتخابات فرمایشی شورای سقیفه شدند.بیست سال بعد از تصمیم شورای سقیفه ،مردم به سراغ امام رفتند واز ایشان خواستند،زمام حکومت را بدست بگیرد.امام علی با توجه به مقبولیت مردم که راهی برای بروز مشروعیتش بود ،احترام گذاشت وفرمود :لولا حضور حاضر….اگر حضور حاضران نبود،افسار شتر خلافت را بر گردنش می انداختم و…
امام علی (ع) برای مردم پیش شرط گذاشت وفرمود: اگر حقی را تشخیص بدهم انجام میدهم واگر چیزی را احساس کنم که از بیت المال وحق مردم برداشتید حتی اگر مهریه زنانتان کرده باشید،بازپس می گیرم …..
امام علی (ع)قبل از خلافت عثمان نیز با همین پیش شرط ،حکومت را نپذیرفت ،یعنی فرمود من به شیوه شیخین (ابوبکر وعمر)،عمل نمی کنم وبه تشخیص خودم عمل می کنم ،این موضوع بدان معناست که با هر شرایطی نمی توان حکومت را دوست داشت ویا حکومت کرد،بلکه به شرطها وشروطها .
دموکراسی به معنای رأی حداکثری، در جاهایی دچار چالش می شود ،به عنوان مثال اگر پیامبر (ص)در مقابل بت پرستان می گفت چون تعداد شما بیشتر است وهمه پرستی را قبول دارید ،پس حق با اکثریت است ومن هم بت پرست می شوم،چه اتفاقی در تاریخ می افتاد؟ آیا ما هم می توانیم برخلاف نظر جامعه خودرا حق بپنداریم وجلوی حداکثر بیاستیم ؟ .اما آنچه حق حداکثری را دچار گره می کند،این است که اگر باطل توانست خود را بیاراید واکثریت مردم را تابع خود کند،آنوقت تکلیف حقانیت یک امر چه می شود؟.فرض کنیم تمام مردم کشوری بت پرست باشند ،فرض کنیم اکثریت یک منطقه ای ، یک رمال وجادوگر را به عنوان رهبر بپذیرند؟ آنوقت تکلیف بشری که میداند جادوگر ، قبیله اش را فریب می دهد چیست؟ آیا باید به رأی اکثریت احترام بگذارد؟
در این شرایط دموکراسی از پاسخ ناتوان بوده یا حداقل روش مناسبی برای حل مسئله نیست .
به سال شصت ویک هجری می رویم ،سپاهیان امام حسین (ع)وسپاهیان عبیدالله در مقابل هم ایستاده اند،تعداد سپاهیان عبیدالله بین ده تا سی هزار نفر وسپاهیان امام بین صدوپنجاه تا نود نفر هستند.از نظر کثرت سپاهیان عبیدالله اکثریت مردم را دارندواز حمایت خلیفه برخوردارند وسپاهیان امام حسین (ع) از مکه ومدینه رانده شدند وکسی تمایل ندارد همراه آنان باشد ،حال تکلیف یک حق جوی چیست ؟ آیا یک انسان در جستجوی حقیقت ،می تواند بگوید حق با یزید است که در حوض شراب شنا می کند وفریاد می زند:،«« ادرکأسا وناولها الا یا ایها الساقی»» وبرای انتر دست آموزش سه روز عزای عمومی اعلام می کند وبه مال و ناموس مسلمین در مدینه رحم نکرده است ؟ یا حق با امامی است که صاحب آنهمه فضایل وکمالات است ؟ کدام انسان می تواند حقانیت رأی اکثریت را در مقابل حسین(ع) به رسمیت بشناسد ؟ نه به دلیل اینکه نوه پیامبروفرزندعلی وفرزند فاطمه است ،بلکه به دلیل استحقاق وفضایل تربیتی ورعایت حقوق مردم وعدالت خواهی ودانشی که در شناخت حق وباطل دارد .طبیعی است هیچ انسان فرزانه ای نمی تواند حقانیت عبیدالله را چون دارای مقبولیت مردم ویاتعداد بیشتری سپاه یا حتی رأی مردم است قبول کند.

می توان دموکراسی را اینگونه به آنجا برد،یعنی اگر مردم ،می توانستند بصورت پنهان وبدون دردسر رأی بدهند،شاید امام حسین (ع)را بر می گزیدند،اما وقتی سخت گیری وحلال وحرام در محدوده ائمه وجود داشته باشد وسهل گیری ولقمه های چرب و نرم در اردوگاه مخالفین ،طبع مردم به اردوگاه ،معاویه وعبیدالله راغب تر است .طبع آدمی بطور کلی سهل گیری به نفع خویش را می پسندد،ودوست دارد هنگامیکه که قرار است هوسش،ارضاء بشود نسبت به او سهل گیر باشند،هرچند وقتی دیگران به مال ومنالش چشم طمع داشته باشند بسیار سخت گیر می شود.چه بسا افراد زیادی برای تصاحب یک گوسفند ویا الاغ ،حتی کبوتری جان خود را از دست داده اند ولی موقعی که زندگی دیگران به غارت می رود ،توقع آسانگیری وفراموش کردن دارند.
از بحث خارج نشویم ،دموکراسی شاید بهترین روش موجود برای حکومت بر مردم باشد ،یا شاید سازگارترین روش حکومتی ، برای قرن حاضر باشد .به قول نلسون ماندلا «« در راه دشوار آزادی ،ما باید دموکراسی را به قدرت تحمیل کنیم»» .اما سوال این است که اگر رسانه های جمعی ومنابع مالی، در اختیار شیطان پرستان ،همجنس گرایان ،خشونت طلب ها و…قرار داشته باشد ،آیا مردم حق را انتخاب می کنند واز باطل روی می گردانند؟
آیا روش های دموکراتیک حکومت هم می تواند مورد سوءاستفاده فریبکاران قرار گیرد؟
این درحالیست که هم اکنون علیرغم تلاش عده زیادی از اندیشمندان وعلمای مذهبی واشاعه اخلاق واخلاق مداری در جهان ، روشن بودن مزایای امور اخلاقی ،هنوز کسانی هستند که پیروی ازفرقه های داعش و…را افتخار خویش می دانند وبرای این اعتقاد ابلهانه جان خود را در طبق اخلاص می گذارندواز هیچ کاری فروگذاری نمی کنند.
دموکراسی بدون پیش شرط ، بدون فیلتر اخلاقی ومعنوی شاید معقول به نظر نیاید،شاید گفته شود که جامعه جهانی دیگر به سطحی از دانش رسیده اند که نیازی به فیلتر وغربال روش ها واشخاص ندارند،اما اثبات این حرف در عمل بسیار دشواراست .امروزه تعداد افراد فرهیخته در جوامع مختلف زیاد شده است ،اما تعداد زیادی از مردم هنوز رشد سیاسی وفرهنگی کافی نیافته اند. بسیاری در زمینه بهداشت ،آموزش،اخلاق و…رشد نیافته اند،سطح تحصیلات ممکن است از نظر آماری بالا رفته باشد ،اما آمار جرائم وتخلفات کاهش محسوسی نیافته است.

ضمن اینکه تفاوت طبقاتی در هر جامعه وهر شهر ودرسطوح بالاتر،در بین ملل مختلف متفاوت است وسالها وشاید هرگز، طول می کشد تا مردم جهان به سطح مطلوبی از رفاه ودانش وبینش برسند که بتوانند از ورای زرق و برق و تبلیغات دروغین حقیقت را تشخیص بدهندوآنرا انتخاب کنند.نتیجه اینکه دموکراسی مقدماتی دارد که می بایست توسط بنیان های فرهنگی با برنامه ای بلند مدت ،تحقق یابد .انتظار داشتن تحقق دموکراسی در جوامع توسعه نیافته وفاقد دانش وبصیرت لازم ،بیشتر شبیه آرزوهای کودکانه است .به عنوان یک مسلمان می توانیم به دموکراسی ،رنگ ولعاب دینی بزنیم ،به این معنی که پیش شرط ورود به حوزه دموکراسی وحق انتخاب شدن ،دارابودن شرایط وفضایل اخلاقی باشد .

رأی با اکثریت است ،اما ممکن است حق با اکثریت نباشد،اگر ما معیاری برای تشخیص حق نداشته باشیم ،گرفتار عوام زدگی می شویم وممکن است از حق دور بمانیم ،هرچند افراد زیادی همراهیمان کنند وهمراهان باشند.

سید غلامعباس موسوی نژاد

پایگاه خبری – تحلیلی “جمانیوز”(jamanews.ir) (صبح خرد)

ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : 0
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.