تاریخ انتشار : پنجشنبه 8 اردیبهشت 1401 - 22:47 - پنجشنبه 28 آوریل 2022 - 22:47

هفت خان رتبه بندی معلمان در نگاه فرهنگی کهگیلویه ای؛

بر حصیر، بنشانده اند فرهنگیان

بر حصیر، بنشانده اند فرهنگیان
ماراتن سخت و سنگین رتبه بندی معلمان که از ده ها سال پیش شروع شده بود بالاخره در اواخر ئدولت قبلی مصوب و به مجلس فرستاده شده و پس از کش و قوس های فراوان مابین مجلس و دولت در نهایت تصویب و با تایید شورای نگهبان به دولت ارسال و اما ،همچنان فرهنگیان منتظر آغاز روند صدور احکام خود هستند ،اتفاقی که تا الان رخ نداد و همین موضوع باعث گلایه شدید فرهنگیان شده که فرهنگی با سابقه کهگیلویه با نگارش شعری به این موضوع پرداخت.

به گزارش“صبح خرد” از کهگیلویه ، متن شعر “جبار چراغک”  بدین شرح است ؛

رتبه بندی چیست اندر این دیار
کاینچنین فرهنگیان را کرده خوار؟
عاقلی گفتا چنین از روی طنز
هفت خانِ رستم و اسفندیار

خانِ اول شیر با یک جُفت گرگ
هر سه پُر زورند چون فیلِ بزرگ
رتبه بندی بینشان انداختند
گفت برگیرید ای قشرِ ستُرگ

خانِ دوّم چون دو شیر و میش بود
میش کی با شیرها هم کیش بود؟
گوئیا اندر لِوایِ هر دو خان
رتبه بندی آن زمان در پیش بود

یک بیابان خُشک و دو شیرِ نَژَند
زان که فَرزینَم بُوَد ناسودمند
جلوه گر شد تا که در خانِ دُوُّم
رستم و اسفندیار آرَد به بند

خانِ سوُّم اَژدَها و اَژدَها
آن سیه مارانِ پَست و بی بها
رتبه بندی از دهانِ تلخ شان
نی شَوَد شیرین و نی گردد رها

خانِ چارُم هر دو جادو کرده اند
خان ها را با دو زن پَرورده اند
مجلس اندر سایه یِ جادوگران
رتبه بندی میل کرده،خورده اند

خانِ پنجم جنگ با اولاد بود
کُشتنِ سیمُرغِ بی بنیاد بود
کاشکی،از چَنگِ بی بنیادها
یَقّه یِ فرهنگیان آزاد بود

خانِ شِش را جنگ با اَرژَنگ بود
جنگ با دیوزاده ای دل سنگ بود
برگذشتن بود از برفِ گران
جنگ با پتیاره ی صد رنگ بود

کی رَوا باشد که دیوِ اَهرِمَن
دست یازَد بر سروشِ انجمن
رتبه بندی در اِزای دست بند
نی که من خواهم نه همکارانِ من

خانِ هفتم جنگ با دیو سپید
کاندرونِ چاهِ تاریکی،لَمید
از غرور بر رویِ خود چون عنکبوت
تارهایِ خوب و عالی می تنید

تارها می بافت تا با چشمِ خویش
خود نبیند ظلم و جور و خَشمِ خویش
او نمی بیند چو میشی در شِتا
گرم می کرد گرگ را،با پشمِ خویش

دولتِ ما همچو خانِ هَفت بود
اقتصادش گرچه گاز و نفت بود
بر حصیر، بنشانده اند فرهنگیان
آن که لایق،مَفرَشی زَربَفت بود

روبرویِ تک تکِ فرهنگیان
لشکری آراسته از سرهنگیان
گوئیا سرهنگیان خود رومی اَند
جمله یِ فرهنگیان از زَنگیان

آن یکی آب است و دیگر آتش است
گر چه دانم حالِ هر دو ناخَش است
در خورِ فرهنگی و سرهنگ نیست
آن یکی چون کاوه، دیگر آرش است

رهبرا، برخیز و این غم چاره کن
آنچه بر ما می رود نظّاره کن
دست بند و پای بَستِ ظلم را
با مبارک دست هایت پاره کن

امر فرما رتبه بندی برقرار
گردد و هر کس که باشد نابکار
دست او کوته شَوَد از مَسنَدَش
تا بِچَرخَد چَرخمان بر یک مدار

از عدالت گر چراغک شاکی است
خود نه از بابل بُوَد نه راکی است
تیغ او آهخته باد بر فرقِ کِبر
دوستدارِ افسرانِ خاکی است.

جبار چراغک
۱۴۰۱/۲/۶

ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : 0
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.