الان چه شده . منظورتون چیه . این متن خودش توهم دانایی هست یا نه
علمی؛
تَوَهُمِ دانایی در اوج قله ی حماقت ! آشنایی بیشتر با اثر دانینگ- کروگر

تَوَهُمِ دانایی در اوج قله ی حماقت ! آشنایی بیشتر با اثر دانینگ- کروگر
*(Dunning—Kruger Effect)*
…………………………………………..
صبح خرد، کوروش فتحی/ احتمالاً ، همه ی ما در فضای حقیقی و مجازی با افرادی مواجه شده ایم که در اکثر حوزه های علمیِ مختلف، خود را صاحب نظر دانسته و از بیان نظراتِ قاطع و انعطاف ناپذیر خود، حتی با داشتن اطلاعات بسیار سطحی و مبتذل(پیش پا افتاده)، پروایی ندارند .
هرچند که این مسأله در فضای حقیقی ، روابط بین فردی و اجتماعی نمایان است ، اما ؛ در فضای مجازی با توجه به وجود شرایط خاص آن ، ملوس و عینی تراست .
ما به عنوان عضوی از این جامعه ی گسترده ، برای پویایی بهتر ، حق خود میدانیم که در موضوعات مختلف ، اظهار نظر کنیم .این حقی مسلم برای همه ی افراد است و کسی نمیتواند این حق را از دیگری سلب کند . اگر ما آدم منصفی و منطقی باشیم ، هر کجا ما به اشتباه خود پی ببریم ، می پذیریم که اشتباه اجتناب ناپذیر است و قرار نیست که نظر و رأی ما به هر قیمتی به کُرسی نشیند . موضوع مورد بحث ما ، آسیب شناسیِ ادعاهای بدون مبنا ، احساسی ، انعطاف ناپذیر ، و تعصبی است که فرد نمیتواند ارزیابی مناسبی از توان علمی و سطحی خود داشته باشد. و در تَوَهُم ِدانایی ، سَیر می کند !
تفاوتِ فاحشِ افراد عادی با متخصصان دریک حوزه ی علمی،تسلط آن فردِ متخصص بر مبانی نظری و رویکردهای پایه ای آن علم است که سالها برای کسب آن زحمتِ وافر کشیده ، و این مبنا را هرگز نمیتوان به راحتی و با اطلاعات سطحی و پیش پا افتاده کسب کرد .
بسیاری از ما ،خود را اقتصاد دان می دانیم ، اما نمیتوانیم ، اصطلاحات تخصصی این علم مانند تورم و…رابه صورت علمی تعریف کنیم !
در سیاست نظر قاطع و تعصبی می دهیم ، اما کمتر پیش آمده ، چند کتاب در مورد مبانی سیاسی و سیاست ورزی مطالعه کنیم !
در علمِ حساس پزشکی ، چنان نظرات قاطعی می دهیم و نسخه می پیچیم ، که فوق تخصص رشته های پزشکی از اعتماد به نفس کاذب ما ، بُهت زده می شود!
در حوزه ی علوم رفتاری ، با خواندن یک یا چند کتاب زرد که مبنای علمی و روان شناختی قابل استنادی ندارند و بیشتر برای عوام فریبی راهی بازار می شوند ، خود را روان شناس و مشاور جا می زنیم !
با قبولی در آزمون سراسری در رشته ای پرطرفدار، و در ترمهای اولِ تحصیل و حتی قبل از اعلام نتایج ! اصطلاح دکتری را یدک میکشیم ،و با تبلیغات فراوان درصدد مشاوره تحصیلی دادن به داوطلبان کنکور سراسری می شویم !
اگر در درس ریاضی، زیست شناسی، ادبیات و…درصد بالایی کسب کرده ایم ، دچار غرور کاذب می شویم و بدون کوچکترین اطلاعی از هُنرِ معلمی و نحوه ی انتقال مفاهیم ، خود را به عنوان مُدرسِ آن درس معرفی میکنیم!
یا ممکن است داری مدرک کارشناسی ارشد و حتی دکتری رشته های روان شناسی، مشاوره و…باشیم ، و ادعا کنیم که ما در همه ی حوزه ها ی این علم گسترده ، حلال مشکلات مردم هستیم ! کافیست به تبلیغات بعضی از این همکاران توجه کنید ! از درمان اختلالات روانی، یادگیری ، خانواده ، شغلی ، سازشی ، ازدواج ،کاهش آسیب های اجتماعی و…تا مشاوره ی تحصیلی و کودک و….!
بنده به عنوان کسی که سالهاست صرفاً در حوزه ی مشاوره تحصیلی کار میکنم ، گاهی در همین تک حوزه ی کاری ، احساس میکنم که دستم خالیست! و نیاز به یادگیری مستمر دارم .تعجب من از همکارانی هست که خود را در همه ی این حوزه های مطرح شده، صاحب نظر می دانند .
در همه ی موارد بالا ، نوعی سوگیری شناختی موج میزند!
در حدود سال ۲۰۰۰ ، دو محقق به نامهای دیوید دانینگ و جاستین کروگر، پژوهشی در این رابطه انجام داده اند که به خاطر این پژوهش علمی ، جوایز مختلفی را کسب کرده اند و آن را اثر دانینگ – کروگر نامگذاری کرده اند .
این اثر ، نوعی سوگیری شناختی است که معمولا افراد دچار آن می شوند. در این شرایط ، گاهی افرادی که تازه از جهلِ مطلق رها شده اند و در موضوعی، اطلاعات محدودی را کسب کرده اند، هیجان زده می شوند و به تَبَعِ این هیجان ، جهش بالایی در میزان اعتماد به نفس خود احساس می کنند .جالب اینکه این افراد در این موقعیتِ حُبابی،دارای تَوَهُمِ فرهیختگی می شوند و با تبلیغات گسترده ، تلاش می کنند هر چیزی فراتر از دانش خود را نَفیِ کنند !
طبق نمودار ، این افراد ابتدا به قله ی حماقت می رسند( مرحله ی توهم دانایی) ولی به دلیل حُبابی بودن دانسته ها ، به دره ی ناامیدی سقوط میکنند.

در این مرحله، افرادی که غرور کاذب علمیِ خود را کنار میگذارند و نسبت به نداشته های خود انعطاف پذیری نشان می دهند ، با طیِ طریقِ علمی، کسب تحصیلات تخصصی ،پژوهش، مطالعه و یادگیری مستمر ، می توانند از این دره بالا بیایند و به سمت روشنگری نسبی و سپس در مرحله ی بعد به سطح پایداری علمی برسند .
در مقابل این اثر ، سندرم ایمپاستر
(impostor syndrome)
یا نشانگان خودویرانگری وجود دارد که ،به متخصصانی اشاره دارد که توانمندی خود را دست کم میگیرند و به شایستگی های خود در حوزه ی تخصصی ، اطمینان کافی ندارند.و نمیتوانند موفقیتهای خود را بپذیرند .
پیام و هشدار اثر دانینگ – کروگر ، این است که موقع اظهار نظر در مباحث غیر تخصصی ، به داشته های اندک خود اکتفا نکنیم ، و با هر درجه ی علمی ، خود را فارغ از نقد ندانیم و از آن طرف ،در حوزه ی تخصصی، توانمندی خود را دست کم نگیریم .
راهکارِ حل این مسئله ، و رهایی از این سوگیری ، احترام به نظرات و سازه ی ذهنی افراد متخصص در آن حوزه ، غربال کردن داشته های خود ، تمرین برای پذیرش دیدگاههای مخالف ، پذیرفتن توانمندی واقعیِ خود و یادگیری مستمر و مداوم است ، تا بتوانیم از این جهل مرکب آزاد شویم !
در پایان،بی ارتباط نیست که ، این ابیات زیبا که مُنتسب به ملا احمد نراقی است ، را یادآوری کنم ؛
آنکس که بداند و بخواهد که بداند
خود را به بلندای سعادت برساند
آنکس که بداند و بداند که بداند
اسب شرف از گنبد گردون بجهاند
آنکس که بداند و نداند که بداند
با کوزه ی آب است ولی تشنه بماند
آنکس که نداند و بداند که نداند
لنگان خرک خویش به مقصد برساند
آنکس که نداند و بخواهد که بداند
جان و تن خود را ز جهالت برهاند
آنکس که نداند و نداند که نداند
در جهل مرکب ابدالدهر بماند
آنکس که نداند و نخواهد که بداند
حیف است چنین جانوری زنده بماند!
…………………………………..
کوروش فتحی ، دکتری تخصصی مشاوره و مشاور تحصیلی
برچسب ها :کوروش فتحی، صبح خرد، توهم دانایی
- نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
- نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
- نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.
درود جناب دکتر کورش فتحی
بسیار زیبا و عالی نگاشتید و حقیقتا از مطالعه آن هم کسب فیض کردم و هم لذت بردم. امیدوارم همواره موفق و مؤید باشید.
ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 2 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : 2