سروده"جبار چراغک" در رثای زنده یاد"گستهم داوری"؛
“همه دست بر سینه و بر سَرند”
به گزارش“صبح خرد”، متن شعر “جبار چراغک” در رثای “زنده یاد گستهم داوری” با عنوان ((دو طیفه دو تا لشکرِ ایل وار)) در ادامه می خوانید؛
بزرگ و سُتُرگ و بسی سردیار
عزادار و غمگین نشسته به هم
زِ هجران و از رفتنِ گُستهَم
…………………...……………
یکی تامرادیَّ والاتبار
سُوارانِ نام آور و نامدار
دگر نامِ نیکو که زیلایی اند
همه آن سفر کرده را دایی اند
……………………………….
از این همجواران اگر بگذریم
به سادات و ساداتیان می رسیم
چه آنان شنیدند به ناباوری
که عزمِ سفر کرده است داوری
……………………………....
همه کاظمی ها و انجام روز
برآورده اند ناله ی جان سوز
یکایک به مرگش به رنج اندرند
همه دست بر سینه و بر سَرند
………………………………..
چو خواستم که بر شعر روی آورم
سبویی شکسته به جوی آورم
یکی گفته پیشم به یادآوری
فریدون و هم کوروشِ داوری
………………………………..
از آنجا که خود ناظم و شاعرند
جد اندر جد این شیوه را ماهرند
یکی از دگر افضل و برترند
نشاید که زیره به کرمان بَرَند
……………………………….
به هر حال من از رویِ آزادگی
به صدق و به مِهر و به دلدادگی
به کوروش، فریدون و فرزندگان
بر آن قوم و خویشان و دلبندگان
………………………………….
به همسر،بر آن تک تکِ خواهرش
به روح و روانِ پدر مادَرَش
به نظمی روان لیک با این نیت
تسلا بگویم دَهَم تسلیت…
………………………………….
خدایا به فضل و به داد و دَهِش
شفاعت کن آن مردِ نیکو روش
دلِ بستگان از غم آزاد کن
روانِ سفر کرده را شاد کن…
جبار چراغک:۱۴۰۱/۹/۶
برچسب ها :جبار چراغک ، صبح خرد ، گستهم داوری
- نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
- نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
- نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.
ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : 0