بسیارعالی ??
یادمان یک سالگی عروج "میر قادر"؛
خزان است تا اَبَد فصلِ بهاران!

به گزارش“صبح خرد”، متن شعر “جبار چراغک” بدین شرح است؛
دلا دیدی بِهینِ گُلعذران
بپژمُرد از جفایِ روزگاران
دلا دیدی چگونه کوهِ صَبرَم
فرو ریخت از میانِ کوهساران
دلا دیدی که آن دُردانه ی دَهر
میانِ اشکِ گرمِ دوستداران
سبکبالان به صدرا بی هیاهو
چه آسان شد جدا از خیلِ یاران
دلا دیدی که عِطرِ روحِ پاکش
صفا می داد به دشتِ لاله زاران
دلا دیدی که گَردِ پاکِ خاکش
جَلا می داد چو گَردِ سُرمه ساران
دلا دیدی مُخالف تا مُوافق
برایش اشک ریخت مانندِ باران
فغان گویان زنند بر سینه و سر
یکایک نوحه خوان چون سوگواران
همه دانند که لاهوتی زلال است
زلال چون آبِ کوی چشمه ساران
همه دانند ره و دینش جدا بود
ز راه و رسم و دینِ انحصاران
مولّف بود و در شعر و کتابت
یکی از بهترین زیبانگاران
به صبر و صابری و بردباری
چو ایّوبِ نبّی از بردباران
اگر پرسش شود از روزه داری
بُوَد سرخیلِ جمعِ روزه داران
عزیزی از نمازش گفت، گفتم
چو جعفر مانَد از نسلِ طیاران
نشد حاجی ولی هر ماه و هر سال
کمک می کرد فقیرِ حج گزاران
نژادِ مادری اش تاجمیری است
که بودند از کیان و تاجداران
جد اندر جد همه بخشنده بودند
چو حاتم در میانِ نیزه زاران
برایِ حفظِ خاکِ سرزمینش
بر آن شد تا شَوَد از جان نثاران
بدین منظور به جبهه رفت و جنگید
که آزاد مانَد از دستِ تَتاران
به رُخ زیبا و قامت خوش تراش است
قدِ شمشادی اش همچون چناران
به عدل و داد و به گفتارِ نیکو
دگر نایَد چو او از همتباران…
شنیدم ز آشنایان تا غریبه
پیاده رفتگان حتّی سُواران
زن و مرد و جوان و سالخورده
خردمندان گرفته تا عیاران
چنین تشییع را هرگز ندیدم
بجز سردار و جز پیرِ جماران
از آن جایی که او ثابت قدم بود
میانِ مردمان و هم قطاران
بزرگی گفته اندر رهسپاری
چنین ست اَجر و مُزدِ استواران
پریشانند از این هجران و دوری
طیب ها، بهمئی، دشمن زیاران…
در این راستا همه ایلاتِ استان
یکایک بوده اند از سوگواران…
میانِ این همه جمعِ پریشان
دو طایفه شدند از بیقراران
دو تا زیلائی است و تامرادی
که عُمری بوده اند از همجِواران
بر آن جمعِ پریشان تسلیت باد
ز اهلِ خانه تا مجموعِ یاران…
چراغک می سُراید از سرِ درد
اَلا ای خواهران و ای براران
اَلا ای دوست الا ای همکلاسی
اَلا نام آوران و نامداران
اَلا فردوسی و سعدی شناسان
بزرگان،ریش سفیدان،سَردیاران
چو رفت از پیشِ ما آن ابرِ رحمت
تبه شد سبزه ها در سبزه زاران
به دنیایی که لاهوتی نباشد
خزان است تا اَبَد فصلِ بهاران…
جبار چراغک. ۱۴۰۱/۷/۲۲
برچسب ها :قادر لاهوتی، صبح خرد، جبار چراغک
- نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
- نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
- نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.
ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 1 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : 1