تحلیلِ آسیبپذیریِ ساختارهای حفاظتی در برابر مداخلات انسانی؛
وقتی «گلوله» فراتر از یک شکار، پیوند میان انسان و طبیعت را میگسلد
“صبح خرد”/”کیوان ضرغامی”؛در پهنهی مناطق آزاد شهرستان دنا، جایی که طبیعت باید تجلیِ «همزیستیِ آشکار» باشد، رویدادی رخ داد که نه تنها یک مرگ ساده، بلکه زنگ خطری برای بنیانهای زیستمحیطی ماست. یک قلاده خرس قهوهای، مادهای چهارساله که بخشی از زنجیرهی حیات این اکوسیستم محسوب میشد، بر اثر اصابت گلوله از ناحیهی گردن، جان خود را از دست داد. در حالی که تحقیقات اولیه برای شناسایی «علل و عواملین شکار» در دست اقدام است، اما پرسش بنیادین اینجاست: چرا در قلبِ قلمروهای حفاظتشده، امنیتِ طبیعت همچنان در لرزه است؟
به راستی، وقتی نگاهی به این سلسله وقایع میاندازیم، باید پرسید که آیا ما واقعاً در مسیر حفاظت حرکت میکنیم یا تنها به صورت «کم و بیش» به موضوع اشاره کردهایم؟ شاید بتوان گفت که در میانهی این طوفانِ بیثباتی، «بنیادیترین اصول» یعنی همان اصول حفاظت، در برابر رفتارهای انسانی دچار تزلزل شدهاند. برخی ممکن است با نوعی «طنز غریبانه» یا بهانههایی گذرا، این اتفاق را عادی جلوه دهند، اما واقعیت این است که این رویداد، فراتر از یک حادثهی پراکنده، نشان از شکاف میان قانون و عمل دارد.
آیا برای برانگیختنِ حس مسئولیتپذیری در جامعه، کافی است که صرفاً از قوانین سخن بگوییم؟ به نظر میرسد که مسئله، «نهادینه» نبودنِ فرهنگِ حفاظت است. در این میان، «عقلِ بلادید» به کنجی نشسته است و گفتگوها دربارهی
امنیتِ حیاتوحش، همچنان «نامنظم» و گسسته باقی مانده است؛ گویی میان تصمیمات مدیریتی و واقعیتهای میدانی، یک «انشعاب» عمیق وجود دارد.
«علاوه بر این»، آنچه بیش از همه تأملبرانگیز است، این است که آیا این عمل «آگاهانه و آشکارا» صورت گرفته یا بر اثر بیدقتی است؟ در هر دو صورت، نتیجه یکسان است: شکست در حفظِ آن چیزی که میراث مشترک ماست. ما نباید اجازه دهیم این مرگها، تنها به صورت گزارشهایی گذرا در اخبار ثبت شوند؛ چرا که هر گلولهای که به سوی حیاتوحش شلیک میشود، در واقع به ریشههای خودمان آسیب میزند. در این میان، تنها راه نجات، بازگشت به اصولِ حفاظت و تبدیل آن به یک رفتارِ زیستی است، نه تنها یک دستورالعملِ اداری.
از منظر ساختاری، این حادثه صرفاً یک تقاطعِ ناگوار میان انسان و حیاتوحش نیست، بلکه نشاندهندهی یک «شکافِ عملیاتی» در پروتکلهای پایش و نظارتِ مناطق آزاد است. اگر بخواهیم از زاویهی مدیریتِ منابع طبیعی به موضوع بنگریم، وقوع چنین رخدادی در حریمِ حفاظتشده، گویای ضعف در «سیستمهای بازدارنده» و فرسودگیِ ابزارهای نظارتیِ میدانی است. مدیریتِ اکوسیستمهای حساس، نیازمند گذار از رویکردهای سنتی و انفعالی به سمتِ «مدیریتِ هوشمند و پویای زیستمحیطی» است؛ رویکردی که در آن، پایشِ مستمرِ گونههای کلیدی، نه یک فعالیت جانبی، بلکه هستهی مرکزیِ استراتژیهای حفاظتی باشد.
در بررسی این بحرانها، باید به مسئلهی «امنیتِ قلمرو» و مدیریتِ مرزهای مشترک میان فعالیتهای انسانی و زیستگاههای وحشی توجه کرد. فقدانِ یک «نقشهی پایشِ دقیق» و ضعف در ظرفیتهای واکنش سریع، این آسیبپذیری را تشدید میکند. ما نیازمند بازنگری در ساختارِ نهادهای اجرایی هستیم تا «مکانیزمهای کنترلی» از حالتِ پراکنده و واکنشی، به حالتِ پیشگیرانه و سیستماتیک تغییر یابند. در واقع، تا زمانی که مدیریتِ مناطق آزاد بر پایهی «تکیهیِ صرف بر قوانینِ نوشتاری» باقی بماند و به سمتِ «اجرایِ فنی و نظارتِ تکنولوژیک» حرکت نکند، حیاتوحش همچنان در برابر رخدادهای غیرقابلپیشبینی، آسیبپذیر خواهد بود. تنها از طریقِ پیوند میانِ دانشِ اکولوژیک و ساختارهایِ نظارتیِ منسجم است که میتوان از فروپاشیِ زنجیرهی حیات در این اکوسیستمهای استراتژیک جلوگیری کرد.
برچسب ها :صبح خرد ، کیوان ضرغامی ، مرگ خرس قهوه ای دنا
- نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
- نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
- نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.
ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : 0