تاریخ انتشار : پنجشنبه 8 مرداد 1405 - 16:23 - پنجشنبه 30 ژوئیه 2026 - 16:23

همه ایران، برای ایران؛

وقتی هر “چراغ”، عهدی با ایران است!

وقتی هر “چراغ”، عهدی با ایران است!
گاهی سرنوشت یک سرزمین، نه در میدان‌های نبرد ودرگیری نظامی، که در انتخاب‌های کوچک مردمانش رقم می‌خورد. امروز، ناترازی انرژی، آزمون تازه ایران است؛ آزمونی که پاسخ آن را نه نیروگاه‌ها، بلکه فرهنگ همدلی، مسئولیت‌پذیری اجتماعی و "هی‌یاری" میلیون‌ها ایرانی خواهد نوشت؛ همان مردمانی که می‌دانند روشن ماندن چراغ وطن، از روشن بودن وجدان‌هایشان آغاز می‌شود.
ادریس کشاورز-صبح خرد؛ ایران را نمی‌توان تنها بر نقشه پیدا کرد؛ ایران، در روشنایی چراغی است که پیرزنی در دورترین روستای زاگرس برای بازگشت فرزندش روشن نگه می‌دارد؛ در صدای کارخانه‌ای است که از دل آهن، امید می‌سازد؛ در نبض بیمارستانی که میان بیم و امید، زندگی را به فردا پیوند می‌زند. ایران، مجموعه‌ای از چراغ‌هاست؛ و هر چراغ، عهدی است میان یک ملت و آینده خویش.
سرزمین‌ها همیشه با شمشیر وجنگ آزموده نمی‌شوند؛ گاه تاریخ، ملتی را با “انتخاب” می‌آزماید. امروز، ناترازی انرژی از همان آزمون‌های خاموش تاریخ است؛ آزمونی که در آن، پیروزی ،در فریاد نیست  بلکه در فهم است، در مطالبه نیست که در مشارکت، و نه در انتظار دیگران که در آغاز کردن از خویشتن معنا می‌یابد.
چه بسیار جنگ‌هایی که با سلاح آغاز شدند و چه بسیار آینده‌هایی که با اسراف از دست رفتند.
فردوسی، آن پیر فرزانه که ستون‌های هویت ایرانی را با واژه بنا کرد، قرن‌ها پیش سرود:
چو ایران نباشد تن من مباد  بدین بوم و بر زنده یک تن مباد
امروز، پاسداری از ایران تنها در مرزها معنا نمی‌شود. گاهی مرزِ میهن، از کنار کلید یک لامپ می‌گذرد؛ از پیچ تنظیم یک کولر؛ از خاموش کردن وسیله‌ای که بی‌دلیل روشن مانده است. میهن‌دوستی همیشه هیاهوی میدان نیست؛ گاهی سکوتِ مسئولانه یک شهروند، رساترین سرود وطن است.
حضرت سعدی، وجدان بیدار ادب فارسی، حقیقتی را نوشت که زمان هرگز نتوانست غبار کهنگی بر آن بنشاند:
بنی‌آدم اعضای یکدیگرند   که در آفرینش ز یک گوهرند
اگر روشنایی خانه‌ای به خاموشی گراید، امنیت روشنایی خانه دیگر نیز دوام نخواهد داشت. برق، دیگر تنها نیرویی برای روشن کردن لامپ‌ها نیست؛ خون جاری در رگ‌های صنعت، آموزش، درمان، امنیت و زندگی است. خاموشی کارخانه، خاموشی سفره‌ای است؛ خاموشی بیمارستان، خاموشی امیدی است؛ و خاموشی امید، سنگین‌ترین خاموشی جهان.
اما ایران دیرینه ، هرگز سرزمین نومیدی نیست!
این خاک، هزار سال است که یک واژه را نسل به نسل حفظ کرده است؛ یاری؛ واژه‌ای که در فرهنگ ایرانی، از یک فعل ساده فراتر می‌رود و به اخلاق تبدیل می‌شود. مردمان این سرزمین، قنات را با یاری ساختند، پل را با یاری استوار کردند و از دل کوه، زندگی را با یاری جاری ساختند.
در گویش گرم زاگرس، هنگامی که بارِ سنگینی بر دوش مردمان می‌نشست، آوایی در کوه می‌پیچید: “هی‌یاری..”
این فقط یک ندا،یک صدا و یک آوای ساده نبود؛ فلسفه‌ای برای زیستن بود؛ یعنی بیایید با هم، زیرا هیچ شانه‌ای به تنهایی از پس بارهای بزرگ برنمی‌آید.
این ضرب المثل قدیمی و  باشکوه این حقیقت را به تصویر کشیده است:
قطره ،قطره جمع گردد، وانگهی دریا شود.
امروز نیز هر لامپ اضافی که خاموش می‌شود، قطره‌ای است در دریای روشنایی ایران؛ هر درجه‌ای که دمای کولر به اعتدال نزدیک‌تر می‌شود، نفسی است برای نیروگاهی که بی‌وقفه می‌تپد؛ هر پرهیز از اسراف، احترامی است به حق نسلی که فردا وارث این سرزمین خواهد بود.
نخستین جشنواره مردمی ـ رسانه‌ای “هی‌یاری”  یک رقابت ساده نیست؛ آغاز یادآوری یک حقیقت فراموش‌شده است؛ اینکه توسعه، پیش از آنکه محصول فناوری باشد، ثمره فرهنگ است و هیچ شبکه برقی، بدون شبکه‌ای از اعتماد و مسئولیت اجتماعی، پایدار نخواهد ماند.
رسانه، اگر رسالت خویش را بشناسد، تنها خبر را منتشر نمی‌کند؛ امید را تکثیر می‌کند، مسئولیت را آموزش می‌دهد و از واژه‌ها پلی می‌سازد میان امروز و فردای یک ملت.
حافظ گفته است:
آسایش دو گیتی تفسیر این دو حرف است  با دوستان مروت، با دشمنان مدارا
و امروز، مروت با ایران، آن است که سهم خود را در روشن ماندن خانه مشترکمان ادا کنیم.
شاید سهم هر یک از ما، تنها خاموش کردن چراغی باشد؛ اما تاریخ را همیشه کارهای بزرگ نساخته‌اند؛ گاه تمدن‌ها بر شانه‌های همان کارهای کوچکی ایستاده‌اند که میلیون‌ها انسان، بی‌ادعا انجام داده‌اند.
بیایید این روزها، ایران را نه فقط دوست بداریم، که برای ایران مفید باشیم؛اثرگذار باشیم و نقش آفرین حتی با یک قدم ساده !
چراغ این سرزمین، تنها با برق نیروگاه‌ها روشن نمی‌ماند؛ با وجدان مردمانی روشن می‌ماند که می‌دانند هر روشنایی، مسئولیتی بر دوش آنان نهاده است.
و چه نامی زیباتر از “هی‌یاری” برای این عهد ملی؛ ندایی که از ژرفای فرهنگ ایران برمی‌خیزد و در گوش تاریخ زمزمه می‌کند:
دست در دست هم،
همه ایران، برای ایران عزیزمان.
ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : 0
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.