فامیل نزدیک بزرگواری که بزرگواری نام خانوادگیشان است بیش ۸۰ درصدشان بزرگواری را قبول ندارد حاج آقا اول برو به خوت مقبولیتت بپرس بعد اظهار نظر کنید
گزارش؛
تندروی بزرگواری و بازگشت به “تنظیمات کارخانهای”؛ مواضعی که در شرایط حساس کشور کمکی به اتحاد ملی نمیکند
“صبح خرد”؛ در شرایطی که کشور بیش از هر زمان دیگری به آرامش، انسجام و تقویت همبستگی ملی نیاز دارد و رنگوبوی اتحاد ملی بیش از گذشته در فضای عمومی کشور احساس میشود، یادداشت تند سید علیمحمد بزرگواری، نماینده ادوار هشتم و نهم مجلس شورای اسلامی، در واکنش به مواضع سیدمحمد خاتمی، رئیسجمهور اسبق، بار دیگر ادبیاتی را به فضای سیاسی بازگردانده که دستکم از منظر ایجاد همگرایی و کاهش شکافهای سیاسی، کمکی به شرایط حساس کشور نمیکند.
بزرگواری در این یادداشت، با استناد به آیات قرآن، روایات و واقعه عاشورا، بر ضرورت ایستادگی در برابر ظلم و تجاوز تأکید کرده و دیدگاههایی را که از نظر او به ترس، یأس یا تسلیم در برابر قدرتهای خارجی منجر میشود، بهشدت مورد انتقاد قرار داده است.
اصل بحث درباره مقاومت، استقلال، عزت ملی و نحوه مواجهه با تهدید خارجی موضوعی جدی و قابل گفتوگوست؛ اما آنچه در این میان اهمیت دارد، ادبیات مورد استفاده در این گفتوگوست. هنگامی که کشور در شرایطی حساس قرار دارد و ضرورت همدلی و کنار گذاشتن اختلافات فرعی بیشتر از گذشته احساس میشود، استفاده از تعابیر تند و شخصی علیه چهرههای سیاسی، نهتنها به اقناع مخاطب کمک نمیکند، بلکه میتواند فاصلههای موجود را بیشتر کند.
در همین چارچوب، پاسخ بزرگواری را میتوان نوعی بازگشت به «تنظیمات کارخانهای» ادبیات سیاسی دانست؛ ادبیاتی که در آن به جای تمرکز صرف بر نقد یک دیدگاه، گاه شخص و جریان فکری مقابل نیز با تعابیر تند مورد خطاب قرار میگیرد.
بزرگواری در ابتدای یادداشت خود نوشته است:
«تلنگری و تنبیهی به این سید محترم که سیادت و آقایی خودش را به مشتی واداده لیبرال فروخته است…»
او سپس با استناد به آیات قرآن مینویسد:
«ایستادگی؛ منطق قرآن در برابر ظلم و تجاوز است»
بخش قابل توجهی از یادداشت بزرگواری به تبیین این دیدگاه اختصاص دارد که مقاومت را نباید با تجاوز یکی دانست و دفاع از سرزمین، کرامت، استقلال و جان انسانها را از ظلم و تعدی جدا میکند.
او همچنین تصریح میکند:
«مقاومت، به معنای نادیده گرفتن مشکلات داخلی نیست.
مقاومت، به معنای انکار ضعفها و کاستیها نیست.
مقاومت، به معنای تعطیل عقل، تدبیر و دیپلماسی نیست.»
و در بخش دیگری مینویسد:
«اما یک حقیقت را نباید وارونه کرد:
وجود مشکلات داخلی، هرگز مجوز تسلیم در برابر دشمن خارجی نیست.»
بزرگواری در ادامه با اشاره به ضرورت اصلاح مشکلات داخلی، مبارزه با فساد، ناکارآمدی، تبعیض، فقر، رانت و سوءمدیریت، تأکید میکند:
«علاج ضعف، ساختن قدرت است؛ نه پذیرفتن سلطه.
علاج مشکلات، اصلاح و کارآمدی است؛ نه تسلیم.
علاج تهدید، اقتدار همراه با عقلانیت است؛ نه ترس و انفعال.»
مسئله فقط محتوای یک پاسخ نیست؛ مسئله ادبیات امروز کشور است
در شرایطی که تهدیدهای خارجی، مسائل اقتصادی و اجتماعی و نگرانیهای عمومی، ضرورت اتحاد و انسجام ملی را بیش از گذشته برجسته کرده است، انتظار طبیعی این است که اختلافنظرهای سیاسی در چارچوب گفتوگوی منطقی، نقد محترمانه و ارائه راهحل دنبال شود.
حتی اگر کسی با مواضع خاتمی موافق نباشد، میتوان با استدلال و نقد جدی به آن پاسخ داد؛ همانگونه که میتوان از مواضع بزرگواری نیز انتقاد کرد، بدون آنکه اصل حق اظهارنظر او زیر سؤال برود.
مسئله اینجاست که تندتر کردن ادبیات سیاسی در شرایطی که جامعه نیازمند همگرایی است، چه کمکی به حل مسائل کشور میکند؟
مقاومت، استقلال و دفاع از منافع ملی، موضوعاتی فراتر از یک جریان سیاسی هستند؛ اما تقویت اتحاد ملی نیز تنها با شعار محقق نمیشود و بخشی از آن به نحوه سخن گفتن نیروهای سیاسی با یکدیگر بازمیگردد.
از این منظر، شاید بهتر باشد متن بزرگواری نه صرفاً از زاویه موافقت یا مخالفت با خاتمی، بلکه با دقت در کلمات، تعابیر و جملات بهکاررفته در آن خوانده شود.
متن کامل یادداشت سید علیمحمد بزرگواری چنین است؛
بسم الله الرحمن الرحیم
تلنگری و تنبیهی به این سید محترم که سیادت و آقایی خودش را به مشتی واداده لیبرال فروخته است و هر از گاهی مثل این که از غار فراموشی سیادت خويش خارج شده و افاضاتی از قبیل
نُؤْمِنُ بِبَعْضٍ وَنَكْفُرُ بِبَعْضٍ وَيُرِيدُونَ أَنْ يَتَّخِذُوا بَيْنَ ذَٰلِكَ سَبِيلًا می فرماید
باید به امثال ایشان یاد آوری شود که
ایستادگی؛ منطق قرآن در برابر ظلم و تجاوز است
در روزگاری که جبهه ظلم و استکبار میکوشد با قدرت نظامی، جنگ روانی، تحریم و ارعاب، ملتها را به تسلیم وادارد، صدایی که از درون جامعه فریاد میزند «مقاومت بیفایده است» و «در برابر قدرتهای بزرگ نباید ایستاد»، بیش از آنکه راه نجات باشد، میتواند پژواک همان سیاستی باشد که دشمن بیرونی در پی تحقق آن است.
اسلام، دین تسلیم در برابر ظلم نیست؛ دین تسلیم در برابر خدا و ایستادگی در برابر طاغوت است.
قرآن کریم با صراحت میفرماید:
«وَلَا تَهِنُوا وَلَا تَحْزَنُوا وَأَنْتُمُ الْأَعْلَوْنَ إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ»
(آلعمران، ۱۳۹)
یعنی: سست نشوید، اندوهگین نباشید؛ اگر مؤمن باشید، شما برترید.
این آیه، فقط یک توصیه اخلاقی نیست؛ منشور روحیه یک امت است. ملتی که در برابر تهدید، تحقیر و تجاوز، پیشاپیش پرچم تسلیم را بلند کند، پیش از آنکه در میدان شکست بخورد، در میدان اراده شکست خورده است.
قرآن در برابر تجاوز نیز راه روشن را نشان میدهد:
«وَقَاتِلُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ الَّذِينَ يُقَاتِلُونَكُمْ وَلَا تَعْتَدُوا إِنَّ اللَّهَ لَا يُحِبُّ الْمُعْتَدِينَ»
(بقره، ۱۹۰)
یعنی در برابر کسانی که با شما میجنگند، در راه خدا پایداری کنید، اما از مرز عدالت و تجاوز عبور نکنید.
این یعنی مقاومت، با تجاوز تفاوت دارد؛ دفاع از سرزمین، کرامت، استقلال و جان انسانها، با ظلم و تعدی یکی نیست.
قرآن حتی در برابر هراسافکنی دشمن، مؤمنان را به استواری فرا میخواند:
«الَّذِينَ قَالَ لَهُمُ النَّاسُ إِنَّ النَّاسَ قَدْ جَمَعُوا لَكُمْ فَاخْشَوْهُمْ فَزَادَهُمْ إِيمَانًا وَقَالُوا حَسْبُنَا اللَّهُ وَنِعْمَ الْوَكِيلُ»
(آلعمران، ۱۷۳)
دشمن میگفت نیروها علیه شما جمع شدهاند؛ بترسید! اما آنان به جای فرو ریختن، گفتند: خدا ما را بس است و چه نیکو وکیلی است.
پس چگونه میتوان با منطق قرآن، ملتی را به ترس، یأس و تسلیم در برابر زور دعوت کرد؟
رسول خدا صلیاللهعلیهوآله فرمودند:
«أفضلُ الجهادِ كلمةُ عدلٍ عندَ سلطانٍ جائرٍ»؛
برترین جهاد، سخن حق در برابر حاکم ستمگر است.
و امیرالمؤمنین علی علیهالسلام در کلامی جاودانه فرمود:
«لا تَكُنْ عَبْدَ غَيْرِكَ وَقَدْ جَعَلَكَ اللَّهُ حُرّاً»؛
بنده دیگری مباش، در حالی که خداوند تو را آزاد آفریده است.
آیا ملتی که آزادی و استقلال خود را دوست دارد، میتواند در برابر تهدید و تجاوز، نسخه ذلت و تسلیم را بپذیرد؟
مقاومت، به معنای نادیده گرفتن مشکلات داخلی نیست.
مقاومت، به معنای انکار ضعفها و کاستیها نیست.
مقاومت، به معنای تعطیل عقل، تدبیر و دیپلماسی نیست.
اتفاقاً ملت مقاوم، باید هم در برابر دشمن خارجی بایستد و هم با فساد، ناکارآمدی، تبعیض، فقر، رانت و سوءمدیریت در داخل مبارزه کند.
اما یک حقیقت را نباید وارونه کرد:
وجود مشکلات داخلی، هرگز مجوز تسلیم در برابر دشمن خارجی نیست.
اگر خانهای نیازمند تعمیر است، آیا باید درهای آن را به روی غارتگر گشود؟
اگر مدیری ناکارآمد است، آیا باید استقلال یک ملت را معامله کرد؟
اگر جامعهای گرفتار مشکلات اقتصادی است، آیا باید عزت و امنیت آن را به قدرتهای بیگانه سپرد؟
نه!
علاج ضعف، ساختن قدرت است؛ نه پذیرفتن سلطه.
علاج مشکلات، اصلاح و کارآمدی است؛ نه تسلیم.
علاج تهدید، اقتدار همراه با عقلانیت است؛ نه ترس و انفعال.
قرآن کریم میفرماید:
«وَأَعِدُّوا لَهُم مَّا اسْتَطَعْتُم مِّن قُوَّةٍ»
(انفال، ۶۰)
تا آنجا که میتوانید برای مقابله با تهدید، قدرت و آمادگی فراهم کنید.
این آیه، دعوت به ماجراجویی و تجاوز نیست؛ دعوت به بازدارندگی، آمادگی و نیرومندی است تا دشمن در محاسبات خود، ملت را آسان و بیدفاع نبیند.
تاریخ نیز به ما آموخته است که دشمن، ملتهای ضعیف و بیاراده را بیشتر طمع میکند.
امام حسین علیهالسلام در عاشورا، در برابر لشکری ایستاد که از نظر ظاهری بسیار نیرومندتر بود؛ اما آن حضرت نشان داد که حق، با تعداد لشکر سنجیده نمیشود و عزت، با محاسبات مادی معامله نمیگردد.
ندای جاودانه او این بود:
«هَيْهَاتَ مِنَّا الذِّلَّةُ»
از ما دور است ذلت!
این جمله فقط متعلق به یک روز تاریخی نیست؛ یک مکتب است؛ مکتب انسانی که حاضر است هزینه آزادگی را بپردازد، اما کرامت خود را به بهای امنیت ظاهری نفروشد.
والسلام۲۸/ ۵/ ۱۴۰۵
سید علی محمد بزرگواری
در نهایت، قضاوت را باید به مخاطب سپرد؛ اما با یک شرط: متن را کامل بخواند، نه فقط تیتر و چند جمله بریدهشده را. در شرایطی که کشور به همدلی و اتحاد ملی نیاز دارد، دقت در کلمات و جملات همه جریانهای سیاسی، از جمله همین یادداشت، برای تشخیص اینکه کدام سخن به آرامش، انسجام و منافع ملی کمک میکند و کدام سخن بر شکافها میافزاید، ضروری است.
- نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
- نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
- نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.
این متن و مطلب کار موحدی ها است
چه ربطی به موحد داره؟ موحد همیشه اهل تعدل و انصاف در مواضع ملی بود
دمت گررررررم صبح خرد رسانه حق گو دمت گرم
جونم من نفس بهترین رسانه استان /متفاوت شیک و آگاه کننده
اصلا عنوان کردن این مطلب از طرف بزرگواری چه معنی داشت؟همیشه بدون تامل حرف میزنه
درود به بزرگواری شجاع و نترس
حقیقیت چماق روشن تر شد
درود خدا بر سید بزرگوار و قاطع آیت الله بزرگواری ،که حقا ،اسم و نام خانوادگی ایشان برازنده می باشد.
ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 9 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : 9