تاریخ انتشار : چهارشنبه 26 اسفند 1394 - 18:54 - چهارشنبه 16 مارس 2016 - 18:54

چرا ماندیم!؟ / بقلم محمد کرمی سوق

چرا ماندیم!؟ / بقلم محمد کرمی سوق

 پایگاه خبری – تحلیلی “جمانیوز”(jamanews.ir)  تفاوت نوابغ   با انسان ها معمولی،زاویه دیدشان نسبت به حوادث و رخ دادهاست بر همین اساس آنها اتفاقاتی را می توانند پیش بینی کنند که مردم معمولی گاهی سالها بعد متوجه منظور آنها نشوند این عقب ماندگی توده ها از نوابغ  باعث تنش های اجتماعی می شود  چون نوابغ می

 پایگاه خبری – تحلیلی “جمانیوز”(jamanews.ir) 

تفاوت نوابغ   با انسان ها معمولی،زاویه دیدشان نسبت به حوادث و رخ دادهاست کرمی سوق
بر همین اساس آنها اتفاقاتی را می توانند پیش بینی کنند که مردم معمولی گاهی سالها بعد متوجه منظور آنها نشوند این عقب ماندگی توده ها از نوابغ  باعث تنش های اجتماعی می شود  چون نوابغ می توانند مسایلی را پیش بینی کنند که مردم عادی از درک فهم آنها  عاجزند.
  البته نخبه و نابغه به فراخور شکوفایی استعدادهایشان متفاوت هستند یکی در حوزه علوم پایه  مثل فیزیک شیمی، ریاضی و….ودیگری در حوزه علوم انسانی مثل تاریخ،جامعه شناسی ادبیات،روانشناسی،
حقوق و …نخبه می باشد

مناسفانه نخبه های حوزه علوم انسانی بیشتر در معرض خطرند چون موضوع علوم انسانی،انسان  ورفتارهای آن می باشد چالشها عمیق تر و گاهی منجربه  قتل وترور و زندان  میشود
اما آنچه  نوابغ و نخبه ها می گویند بالاخره روزی مردم عادی پی به صحت آن  می برند،ولی گاهی این تعلل و تاخر زمانی خسارت غیر قابل جبرانی بر پیکره احتماع وارد و حتی گاهی باعث تغییر سرنوشت یک قوم ملت کشور و حتی کل بشریت میشود،در عرصه اجتماعی در سطح دنیا نوابغی وجود داشته که متاسفانه درآتش بی تدبیریها و جهالتها سوختند  .
شاید اگر فردی مثل امیرکبیر در آتش کینه و حقد و حسادت عده ای کوته بین نمی سوخت الان کشور ما جایگاه دیگر داشت،یا اگر میرزا ابراهیم خان کلانتر به لطفعی خان قاجار خیانت نمی کرد تاریخ کشور ما به گونه ای دیگر رقم میخورد،اگر مردم عصر امیرکبیر و لطفعلی خان گوهر شناس بودند و سدر المنتهی آرزوهایشان شکم و یک وجب زیر شکم نبود چه بسا امروز مقرسازمان ملل،در اصفهان و یونسکو در در شیراز و عظیمترین شرکتهای و کارتلهای اقتصادی در تهران مدیریت میشدند .
اما اکنون ماییم که باید بپذیریم وارثان این تفکر و میراث داران عرصه جهل خود پرستی وندانم  کاری هستیم   
هنوز که هنوز است در این آتش خود ساخته می سوزیم و فقط ناله کردن بلدیم،هیج وقت بفکر درمان نبودیم،
امروز نوابغ نخبه های دورانمان  را به جرم نکرده محکوم  میکنیم .
هنوز که هنوزاست  بجای اینکه عقلانیت ملکه رفتارمان شود،احساسی وبر اساس معیارهای پوشالی وواهی تصمیم می کیریم،هنوز که هنوزاست معیارمان برای انتخاب غلط است ! !! هنوز که هنوز است،ملاک انتخابمان فاکتورهای قرون وسطایی بی اساس است،
کسی که در طول دواران زندگیش جز کتاب های درسی دوران مدرسه و احیانا دانشگاه هیچ کتابی را ورق نزد،منبع علمش  چیست؟آیا وحی برآن نازل میشود؟آیا از عالم غیب خبر دارد؟
راز عقب ماندگی ما شاید این باشدکه  معیار هامون   اشتباه بود،به کسانی بها دادیم که لیاقت نداشتند،به کسانی تاختیم که ناجی مان می توانستند باشند
  ، ما شاید هرگز خیر وشر خود را بخوبی نتوانستیم بشناسیم واین درد ریشه در جهل ما دارد .جهل مرکبی که به آن آگاه هم باشیم نمی خواهیم بیدار شویم  ، نمی پذیریم که در غفلتیم،سطحی نگریم.
درد ما این است این است که سرانه کتابمان صفر ریال هست
کسی که وقت هر یاوه گویی را  و بطالت را دارد، حز مطالعه.
چنین بود که ما فقط بلد بودیم که بر گور نوابغمان حاضر شویم براشون گریه کنیم و گاهی وقیحانه براشون طلب رحمت مغفرت کنیم. چون مطالعه نداریم هیچ وقت نتوانستیم عاقلانه ببندیشم،روهوا نظر میدهیم،بی جهت عشق می ورزیم،بدون دلیل نفرت می ورزیم،چنین بود که نوابغمان را درک  نکردیم  و به مهره سوخته وبی خاصیت مبدلشان کردیم
اگر حامعه ما فقط وفقط  بازرگان راخوب  میشناخت ودرک میکردیم جنگ تحمیل و هزاران هزار صدمه دیگر مصون می ماندیم و الان سرنوشتمان   این نبود،
آیا نیاز نیست یا نمی خواهیم ببینم کیا می توانند امیر کبیر و حتی بازرگان دورانمان باشند؟؟؟

محمد کرمی
۲۶اسفند ۹۴

 پایگاه خبری – تحلیلی “جمانیوز”(jamanews.ir) 
ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : 0
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.