تاریخ انتشار : سه‌شنبه 30 آذر 1395 - 20:44 - سه‌شنبه 20 دسامبر 2016 - 20:44

طایفه گرایی آفت انتخابات/ تحلیلی بر فضای انتخابات شوراها در کهگیلویه و بویراحمد

طایفه گرایی آفت انتخابات/ تحلیلی بر فضای انتخابات شوراها در کهگیلویه و بویراحمد

صبح خرد/ رحمان تقوایی :پارادوکسی علنی در ترکیب مولفه‌های سنت و مدرنیته در انتخابات استان، بعنوان نمود قابل لمس مدنیت، رخ داده!!! به گزارش صبح خرد ، شکل گیری رفراندم یا انتخابات در هر منطقه و مکانی، یعنی پذیرش عقل و خرد جمعی برای تصمیم گیری صحیح در امورات زندگی شهروندان، یعنی آری گفتن به

صبح خرد/ رحمان تقوایی :پارادوکسی علنی در ترکیب مولفه‌های سنت و مدرنیته در انتخابات استان، بعنوان نمود قابل لمس مدنیت، رخ داده!!!

به گزارش صبح خرد ، شکل گیری رفراندم یا انتخابات در هر منطقه و مکانی، یعنی پذیرش عقل و خرد جمعی برای تصمیم گیری صحیح در امورات زندگی شهروندان، یعنی آری گفتن به انتخاب اکثریت آحاد جامعه برای مدیریت معضلات و کنترل چالش‌ها و رفع کمبود‌ها، یعنی فاصله گرفتن از رهبری‌های با رویکرد قومی و قبیله‌ای و عشیره‌ای و رسیدن به تقبل مدیریت نخبگی در عرصه سیاست و یعنی نوعی ساختارشکنی سنتی، که منجر به از بین رفتن چهارچوب‌ها و قالبهای قدیمی می‌شود که ساخته و‌پرداخته تعصبات طایفه ایست.

اما در سپهر سیاسی استان کهگیلویه و بویراحمد به عنوان استانی که دارای آداب و سنن مختص بخود و فرهنگ طایفه گرایست، رویکرد‌ حاکم و مسلط بر فضای سیاسی منجر به شکل گیری رفراندم و دموکراسی عجیبی می‌شود که شخص رای دهنده به عنوان شهروند دارای حق انتخاب، و مختار در جهت گیری سیاسی، و آزاد در اندیشه و اظهارنظر سیاسی، اساسا بر اساس مولفه‌های و پیش زمینه‌های سنتی، یعنی طایفه گرایی، و اصل و نسب، دست به انتخاب می‌زند. که تمام معادلات عصر مدرن در انتخابات به گونه‌ای، مطرود و زیر علامت سنگین سوال و تعجب قرار می‌گیرد، و تقریبا نمی‌توان از این شکل رأی دادن، در کنار مفاهیمی چون شایسته سالاری، نخبه گزینی، آگاهی سیاسی، منش سیاسی، کُنش سیاسی، زیر یک سقف تحت عنوان انتخابات، بعنوان نمود قابل لمس مدنیت، نام برد.

اما داستان زمانی جالب و مضحک می‌شود، که تمام اشخاصی که بعنوان کاندید یا نامزد وارد گود انتخابات استان می‌شوند، با علم کردن پرچم دروغین شناخت و آگاهی سیاسی، و بیان همه جملات پر آب و تاب برگرفته از اندیشه مدنیت، مدعی برنامه‌ها و اعمالی هستند که تمام آحاد جامعه را حتی کسانیکه در زمره طرفداران و رقاصان و هلهله کنان و هوچی گران آنان در سطح شهر و روستا نبودند هم در بر بگیرد، اما خود متاسفانه در سخنرانی‌های و اعمال علنی بر طبل طایفه گرایی می‌کوبند که هیجانات ناسیونالیستی حضار را برانگیزند، ونوعی وحدت و اتحاد رای پیدا کنند، نه نوعی بصیرت و شناخت سیاسی بعنوان نخبه سیاسی، به عوام مردم تزریق کنند.

نمونه‌های قابل ذکر از افعال اسف ناک کاندید‌ها در سالهای اخیر به روشنی این مسئله را تایید می‌کند که مفهومی به نام مدنیت در عرصه سیاست استان، بیشتر شبیه به یک توهم است تا واقعیت.

گفتمان مدنی، گفتمانی برگرفته از شناخت و آگاهی و پذیرش معقولانه واقعیتهاست، آری گفتن به نظم وانضباط و رعایت آزادی انتخاب دیگران است، نه مستقیم و غیر مستقیم افکار و آراء شهروندان را تحت فشار قرار دادن یا منحرف کردن.

مسئله به همینجا ختم نمی‌شود، تمام پروسه انتخابات از زمانیکه یک شخص تصمیم به ورود به انتخابات دارد حول محور قومیت و طایفه گرایی می‌چرخد، از شرکت در مراسمات جشن و فاتحه خوانی ملت گرفته تا عیادت رفتن زنی که بچه‌اش به دنیا آمده! همه و همه نوعی اثبات این نکات است، که راه رسیدن به منصب سیاسی مورد نظر وپیروزی در نبرد سیاسی استان از کانال اصل ونسب یا قوم وخویشی می‌گذرد، نه برگزاری متینگ‌های سیاسی یا برپایی مناظرات و کارگاه‌های سیاسی.

درواقع کانالیزه شدن تعصبات طایفه گرایی در استان پدیده‌ای مشهود وقابل تامل هست، و بعنوان روشی برای کسب آرا و راه اصلی پیروزی سیاسی محسوب می‌شود، که همه چرخه و سیستم‌های استان درمقابل این شیوه ناصحیح یا سکوت می‌کنند یا رد نمی‌کنند. درواقع نوعی عقب گرد سیاسی و مقاومت درمقابل بصیرت سیاسیست.

بنظر این حقیر، تعیین رهبر و تصمیم گیرنده در مورد امور حساس و قابل اهمیت در اذهان مردم استان، از شکل سنتی یعنی، پذیرفتن و اطاعت حرف و نظر ریش سفیدان و بزرگان طایفه، به شکل مدنیت تغییر نیافته! بلکه از حالتی به حالت دیگر رفته که‌‌ همان نقش سابق را بازی و ایفا می‌کند، که اما چرا هنوز این رویکرد در قرن بیست ویک نسبت به این فعالیت سیاسی هنوز زنده مانده، باید گفت یکی از دلایل آن، فرهنگ حاکم هویت

پذیری در استان بر اساس اصل ونصب و راحت‌تر بگوییم، برتری خونیست! با این روند که افزایش جمعیت هرطایفه‌ای به مثابه این است که پیروزی نزدیک است.

برهمه مبین و مسجل هست که گفتمان قومی، فاقد واحد سیاسی اجتماعی مناسب و محدود نگر است، ظرفیت پذیریش واقعیات سیاسی در آن پایین است، حوزهٔ جغرافیایی محدودی را نیز در بر می‌گرد، منتهی به افزایش آگاهی وشناخت عوام جامعه نمی‌شود، عمدتا ناکارآمد و مورد پذیرش اکثریت نیست، پر چالش و خطرآفرین و مورد حملات شایعه پراکنان و متهم به پارتی بازی برای قومیت خویش‌اند، درواقع سرعت ریزش افراد در مناصب مختلف و نیز سرعت جایگزینی افراد مورد حمایت و استخدام‌های فله‌ای بالاست، گفتمان قومی طبق ذات و طبیعت درونی که دارد منحصر به خدمات رسانی و انجام وظیفه به قومیت خویش است حتی اگر مدعی باشد در توجه به همه اقشار جامعه کذب است، چرا که فلسفه رای دهندگان قومی به خودی خود عرصه را بر کاندید موردنظر تنگ می‌کند و مانع جامه عمل پوشیدن به شعارهای مدنیش می‌شوند، و ازآنجایکه طبق قانون نانوشته سیاست استان و کشورمان ایران، هر نماینده مجلس و رئیس جمهوری باید هشت ساله باشد، شخص موردنظر دوره بعد را هم درنظر دارد که تا می‌تواند رضایت قومی فراهم کند.

اما گفتمان مدنی هرگز مرز نمی‌شناسد جهانی است، در چنبره حرکت‌های کوچک نمی‌گنجد کنش آن از حقوق و منزلت انسانی دفاع می‌کند، شایسته سالار است، از افکار و اندیشه‌های نوین استقبال می‌کند، درصدد احترام به همه بینش هاست، خودرا متعلق به یک محدوده جغرافیایی یا محیط نمی‌کند، در کابینه و سیاست خود از اشخاص خوش فکر و مبتکر استفاده می‌کند خواه رقیب سیاسی او باشد

صلاحیت افراد نه براساس طایفه و قوم و اصل ونسب، بلکه براساس علم و توانایی و تجربه و آگاهیست، شفاف است متهم به شخصی کاری نیست، تبلیغات گسترده و منظم و یکپارچه‌ای دارد، منتهی به شناخت سیاسی آحاد جامعه برای برگزیدن شخص مورد نظر می‌شود، از ابزار نوین، رسانه‌ها و فضای مجازی بخوبی بهره می‌گیرد، تنگ نظر و محدود نگر نیست، پذیرای ایده‌ها و اندیشه‌های سیاسی گوناگونیست.

می‌بینیم که از اساس رویکرد سیاست قومی با گفتمان مدنی تفاوتی چون فیل و فنجان دارد، و هرچه جامعه بشری به سمت جلو پیش می‌رود از تمام تعصبات افراطی و سنن اشتباه و اندیشه‌های محدود فاصله می‌گیرد و رو به تجمیع تمام اندیشه‌ها و پیشنهادات دارد.

روند فهم گفتمان مدنی به صورت کم وبیش و دست و پا شکسته در سپهر سیاسی استان با ورود اشخاص گمنام اما صاحب اندیشه به تازگی شروع شده، که در این حجمه سنگین طایفه گرایی بیشتر شبیه عملیات انتحاریست، اما قابل ستایش و فراموش نشدنی‌اند. اینان آغازگران دوره‌ای هستند که به زودی بساط اندیشه‌های محدود و تعصبات افراطی در عرصه سیاست استانمان را تغییر خواهند داد، اگرچه طرفداران اندک و حمایت سرمایه‌ای چون حمایت بی‌دریغ ثروتمندان قومی صورت نمی‌گیرد، اما گذر زمان در حال اثبات این پدیده بر خواهدآمد اما به بهای نابودی بینش سیاسی نسل ما.

استان ما همراه با سراسر کشور جهت مدیریت بهتر و مرتفع کردن مشکلات شهر و روستا‌ها به زودی وارد عرصه انتخابات شوراهای شهر وروستا می‌شود، شوراهای که هدفشان و‌وظیفه‌شان بر اساس قانون کشورمان، خُرد کردن مدیریت کلی کشور بر اساس پذیریش و شناخت بیشتر مردم است، درواقع مدیریت‌ چالش‌ها و کنترل خطرات و افزایش بهره‌وری‌ها به دست خود مردم است.

اما باتوجه به آنچه گفته شد، می‌توان نحوه برگزاری انتخابات و تبلیغات، شیوه ناامن جمع آوری آراء و فضای کلی شهر‌ها و روستا‌ها را حدس زد، انتخابات شوراهای شهرو روستای که، قرار است همه باهم در جهت اعتلا و‌پیشرفت منطقه خود دست در دست هم بدهند، اما آنچه مشاهده می‌شود با آنچه در اذهان شریف مدنی دوستان پرورانده می‌شود آسمان تا زمین است.

جا دارد بعنوان نتیجه گیری و خاتمه دادن به این تحلیل سوالاتی را مطرح کرد:

چرا طایفه‌ گرایی در عرصه سیاست در استان هم دخالت می‌کند؟

آیا روند طایفه‌ گرایی در حال نابودیست و آخرین دست و پای خودش را جهت کسب هویت گذشته در عرصه سیاست می‌زند؟

آیا می‌شود بجای کوبیدن طایفه گرایی به وسیله این تعصبات به سمت مدیریت و افزایش شناخت سیاسی قدم برداشت؟

نقش صداوسیما با تهیه فیلم‌های که حول محور قومیت می‌چرخند چقدر مسبب آشفته شدن عرصه سیاسی استان می‌شود؟

آیا این روند افراطی از انجام ندادن رسالت قشر تحصیل کرده در استان نشأت می‌گیرد؟

قلب تپنده روحیه طایفه گرایی در استان کجاست، آیا خانواده‌ها مسبب شکل گیری اینگونه انتخابات شده‌اند؟

آیا نویسندگانی که باقلم متعصب و قدیمی خود بر طبل نبرد‌ها و درگیری‌های گذشتگان در استان می‌کوبند متاثراند؟

آیا حکومت و دولت این روند انتخابات را تایید می‌کنند و ازآن نوعی پویش سیاسی یاد می‌کنند؟

آیا بیشترین میزان شرکت درانتخابات استان بر گرفته از تعصبات قومیست یا دغدغه‌های سیاسی؟

آیا نبود راه‌های باز برای پیشرفت و رسیدن به امنیت شغلی در استان مسبب پذیرش این نوع انتخابات طایفه گرانه شده؟

آیا انتخابات گذشته برای مردم استان ثابت کرده هر طایفه‌ای باید یک نماینده داشته باشد، چون راه رسیدگی به مشکلات در طایفه گراییست؟؟

مهردنا//

ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : 0
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.