تاریخ انتشار : دوشنبه 18 بهمن 1395 - 8:55 - دوشنبه 6 فوریه 2017 - 8:55

از خواب دیدن تا خواب ضحاک /محمود منطقیان

از خواب دیدن تا خواب ضحاک /محمود منطقیان

پایگاه خبری تحلیلی”صبح خرد”(جمانیوز) ازخواب دیدن تا خواب ضحاک   خواب دیدن ویا”رویا”پدیده شگفتی است که پیوسته در زندگی انسانها روی می دهد لیکن چون بیشترآدمها ازدریافت ودرک خوابهای خودناتوانند،آن راپدیده ای بیهوده وعادی شمرندوساده وسرسری ازکنارآن بگذرندوحال آن که خوابها بیشتردارای پیام ومعنی هستندونبایدساده ازکنارشان گذشت.اکنون به چندنکته باید نگاه کردتاببینیم خواب چه نقشی

پایگاه خبری تحلیلی”صبح خرد”(جمانیوز)

ازخواب دیدن تا خواب ضحاک

 

خواب دیدن ویا”رویا”پدیده

شگفتی است که پیوسته در

زندگی انسانها روی می دهد

لیکن چون بیشترآدمها ازدریافت

ودرک خوابهای خودناتوانند،آن

راپدیده ای بیهوده وعادی شمرندوساده وسرسری

ازکنارآن بگذرندوحال آن که

خوابها بیشتردارای پیام ومعنی

هستندونبایدساده ازکنارشان

گذشت.اکنون به چندنکته باید

نگاه کردتاببینیم خواب چه

نقشی می توانددرزندگی انسان داشته باشد.

نخست بایسته است که خواب

راتعریف کنیم تانمایی ازآن را در

ذهن خودداشته باشیم.

“خواب دیدن یک پدیده روانی

ناخودآگاهانه است که هنگام

به خواب رفتن پدیدآید”

ویا ازنگاه “اریک فروم”:

“رویاتظاهری است بیان کننده

وبامعنی ازفعالیت روانی انسان

که درحالت خواب ظاهرمی شود”

وازنگاه “فروید”رویاوسیله ای

است برای ارضاوتسکین تمایلات

وخواسته های نامعقول انسان که

درهنگام بیداری واپس زده شده

ویاسرکوب گشته اند”

پس می توان گفت که رویا بیان

حالات روانی است وپدیده ای

است که بافعالیت مغزی و وفیزیولوزی نیزپیونددارد.

ازسویی دیگر خواب را برخاسته

ازضمیرناخودآگاه وپنهان انسان می دانند.

ضمیرناخودآگاه بایگانی پدیده

هایی است که درزندگی روزمره

وآگاهانه زمینه بروزنیافته اند

ودررویا امکان ظهورمی یابند.

مانندخاطرات،رویدادها،امیال،

عقده های روانی،ناکامیهاو….

دوم این که گرچه درگذشته

بسیاری رویا راپدیده ای نامعقول

وبی معنی می دانستندوبه آن

بهایی نمی دادند،لیکن ازنگاه

روانشناسان وروانکاوانی چون

فرویدویونگ واریک فروم،رویا

دارای معنی ودربردارنده پیام

است وازسویی چون آیینه ایست

که می تواندسبب خودشناسی انسان باشد.

“اریک فروم”رویا را زبانی میداند

که انسان امروزآن را ازیادبرده

است وگفته اندکه “یونگ”

روانکاوبزرگ برای درمان بیمارانش ازآنها می خواست

تارویاهای خودرابازگویند

وازاین راه آنهارا درمان می کرد.

ونیزگفته اندکه یونگ هشت هزار

خواب راتفسیرکرد.دربرخی متون

دینی نیزخواب جایگاه ویژه

خودرا داشته است که پرداختن

به آن به زمان درازنیازمنداست.

نکته سوم زبان رویاست که

زبانی سمبلیک وتصویری و

معناداراست که فهم وتعبیر

رویا بستگی به دریافت ودرک

این زبان دارد.سمبلهارابه سه

دسته تقسیم می کنندکه به

سمبلهای متعارف،تصادفی یا

شخصی وجهانی شناخته شده

اند.

سمبل متعارف آن است که همه

انسانها نسبت به آن شناخت دارند

مانند واژه “آتش”که نمادپدیده ای

سوزان است.سمبل تصادفی که

تجربه شخصی است وکمترقابل

انتقال به دیگران است.مانند

کسی که تجربه خوشایندویا

ناخوشایندی ازشهری یاشخصی

ویاچیزی داردواین پدیده در

خواب تجربه کننده معناوپیام

ویژه داردونه دیگران.

اماسمبل جهانی که تجربه ای

بشری است ونزدهمه انسانها

به گونه ای همانندشناخته

شده است؛مانندآتش،آب،دره،

خورشید،کوه،نردبان و…..

ودرخوابها این سمبلهای جهانی

بیشترموردنظراست.

نکته چهارم این است که خوابها

رامتخصص وآنهاکه روی نمادها

شناخت دارندبایدتعبیرکنندو

درتعبیرخواب به شناخت بایسته

نیازهست وگرنه تفسیردرستی

ازخواب به دست نخواهدآمد

برای نمونه آتش درخواب نماد

روشنایی،پاکی،انرژی،قدرت،عشق

وگاهی ویرانی و…

آب سمبل روشنایی درون،نیرو،

پاکی،آرامش،وبه صورت سیل

معنای ویرانگری دارد.

وچون زبان خواب زبان سمبلها

ونمادهاست خوابگزاران بایداز

معنی سمبلها درخواب، آگاه باشند.

درحالت بیداری وهوشیاری

برای انسانها محدودیت وجود

داردولی درحالت رویا محدودیتها

برداشته می شوندوصحنه هایی

روی می نمایدکه درعالم بیداری

ممکن است گناه وناپسندشمرده

شوند.امامهم دریافت پیام رویا

است.

خوابها بیشتردربردارنده پیام

وهشداربه بیننده خواب و

سبب شناخت وآگاهی بیشترند

واگرخواب بیننده، پیام رویای

 خودرا به خوبی ودرستی دریابد

می تواندراه بهتری رادرزندگی درپیش گیردوخویشتن راسامان

 دهد.

برخی گفته اندکه رویاها بیشتر

خاصیت جبرانی دارندیعنی انسان

آنچه راکه درجهان مادی وبیداری

نمی تواندبه دست آورددرعالم

رویا بی پرده وبدون توجه به

زمان ومکان ومحدودیتها به

دست می اوردواینگونه ناکامیهارا

درخواب جبران می کندوعقده ها

رادررویامی گشایدوبه آرزوهایش

می رسد.

لیکن بایددانست رویا پیام آوری

بی ریا وصادق است که پیام

خودرابانمادهاوسمبلهابه بیننده

بازگویدتااوبهتراندیشدودرستر

راه جوید.

گفتنی هادرباره رویا ها

فراوان است.آنچه مهم است

این است که رویاهای خودرا

جدی بگیریم وازآنهابه کمک

اهل تعبیرخوب بیاموزیم.

??????

گزیده سخن درباره خواب و

رویااین بودکه ازنگاه روانشناسان

رویابازتاب ضمیرناخودآگاه و

دارای پیام ومعنی به زبان ویژه

وسمبلیک است ومی تواند

مایه شناخت خواب بیننده و

راهنمای اوبرای درستی کردار

ورهاشدن ازدشواری وسختیهایی

باشدکه پیش رودارد.وآنهاکه

می خواهندمعنی خوابهارا

دریابندوازآنها بهره ببرندباید

یاخودزبان رویاراخوب بیاموزند

وبدانندویاازمتخصص ودانندگان بازجویند.

واماببینیم رویادرشاهنامه چه

جایگاهی داردوچه معنایی از

آن دراین دفتر می توان دریافت.

فردوسی درنامه سترگ خود

خواب رابرجایگاهی بلندبخشیده

وبسیارارج نهاده است وحدود

سی وچهار رویاراکه همه دارای

معنابوده وبه راستی ودرستی

راه دارندآورده است ونگاه

کسانی راکه خواب رابیهوده

دانسته اند،ردکرده ورویارا

بهره ای پیامبرانه شمرده است.

“نگرخواب رابیهده نشمری

یکی بهره دانش زپیغمبری

روانهای روشن ببیندبه خواب

همه بودنیهاچوآتش درآب”

فردوسی به این اشاره دارد که

یکی ازراههای دریافت پیام

خداوندازسوی پیامبران راه

رویا بوده است.

به گمان من فردوسی دراینجا

خواسته بگویدکه هرکس از

راه خواب خود می تواندبه دریافتی روشن بینانه وشهودی

وپیامبرانه دست یابد.یعنی

انسان درخواب الهام ودریافتی

پیامبرانه کسب می کندکه برای

اوراهنما وهدایتگراست.

نکته درخوردرشاهنامه این است

که نشان می دهدمردم آن زمانه

وبه ویژه شاهان وموبدان خواب

ونقش آن رادرزندگی سخت باور

داشته اندوکمترین تردیدی در

باورآنهادیده نمی شودوهمین که

خوابی بویژه ازسوی شهریاران

دیده می شودبایدازسوی موبدان

ودانایان تعبیروتفسیرشود.

یعنی جایگاه خواب ورویاتا

آنجاست که برای تعبیرودریافت

معنای آن بایددانایان وموبدان

راگردآوردوتعبیروتفسیرخواب

راازآنهاپرسیدوجویاشد.

درشاهنامه هرکسی توان دریافت

معنی خوابهارانداردبلکه این

دانایان وموبدان هستندکه از

پس این کاربرخواهندآمدو

گاهی ازمیان اینان تنها شخص

یگانه ای مانند”بوذرجمهر”از

عهده تعبیرخوابی ویژه بر خواهد

آمد.

برای نمونه آنگاه که انوشیروان

خواب می بیندکه برسرسفره

خوراک باگرازی هم پیاله شده

است،همه خوابگزاران ودانایان

ازدریافت تعبیرآن خواب فرو

می مانندتااین که بوذرجمهر

جوان ازعهده تفسیرآن رویا

برمی آیدوهمین دریافت سبب

می شودکه دردرگاه نوشیروان

جایگاه بلندیابد

 نمونه دیگر”کیدهندی”پادشاه

قنوج خواب خودرادرشب سوم

این گونه بازمی گوید:

“سه دیگرشب آمدبه خوابم شتاب

یکی نغزکرباس دیدم به خواب

بدواندر آویخته چار مرد

رخان ازکشیدن شده لاجورد

نه کرباس جایی درید از گروه

نه مردم شدی زان کشیدن ستوه”

خوابگزاردرپاسخ “کید”کرباس را

نماددین می شناسدکه پیروان آن

چهارگروهندکه باهم کشاکش

دارندوستیزه وهیچ گروهی از

کوشش دردین خوددست

برنمی داردوخسته نمی شود

“توکرباس رادین یزدان شناس

کَشنده چهارآمد ازبهر پاس”

این تعبیرپسندیده ای است

ازاین خواب وچه نیکوباآنچه

هست همخوانی وهمنوایی دارد.

زیراآن گونه که می بینیم پیروان

هردینی به آیین خودسخت دل بسته وجانبداری می کنندو

دست ازدامن آن درهرشرایطی برنمی دارند.

وامادرداستان ضحاک:

می بینیم که این شاه خودکامه

 که برای برجای ماندن خویش

سالهاست که مغزجوانان نوگرا

رانشانه رفته است وبدین گونه

فرمانروایی اوچون شبی سیاه

وظلمانی به درازا انجامیده است

یک شب به خواب می بیندکه:

….”سه جنگی پدیدآمدی ناگهان

دومهتریکی کهتر اندر میان

به بالای سرو و به فرکیان

کمربستن ورفتن شاهوار

به چنگ اندرون گرزه گاوسار

دمان پیش ضحاک رفتی به جنگ

زدی بر سرش گرزه گاو رنگ

همی تاختی تا دماوند کوه

کشان ودوان ازپس اندرگروه

بپیچید ضحاک بیداد گر

بدرّیدش از هول گفتی جگر”

وبدین گونه روزگارضحاک با

دیدن این خواب آشفته می شود

وروانش پریشان وپیچان میگردد

ضحاک فرمان می دهد تا

خوابگزاران راگردآورندوآنگاه

ازآنان می خواهد تارویایش را

تعبیرکنند.خوابگزاری داناودلیر

به ضحاک آگهی می دهدکه در

آینده پادشاهیش به دست

فریدون تباه خواهدشدوبدینگونه

ضحاک ازآینده خودهراسناک

وپریشان می شود.

نمادهای این رویا عبارتنداز

،کاخ شاهنشهان،سه جنگی ،

گرزگاوسر،زدن وبه بندکشیدن

ضحاک،البرزکوه،زندانی شدن

 ضحاک درالبرزکوه وترس ضحاک.

کاخ شاهی جایگاه فرمانروایی

ضحاک خودکامه ودیگرشاهان

وکانون جاه وقدرت است که

هم دادوهم بیدادازآن برخیزد

ودراین خواب نشان داده میشود

که کاخی که جایگاه ستمکاری

وعیش ونوش ضحاک بوده است

خودبه جایگاه نافرمانی وتباهی

اوبدل شده است وجایی که درآن

برای ستم برمردم دام گسترده

بود،برای خوداودام می شود.

ونشان می دهدکه اگرانسانها

هشیاروسپاسمندنباشندممکن است هرداده ای وارونه روی

نمایدوسبب تباهی وفروافتادن شود.کاخی که می توانست

جایگاه دادوپناهگاه امن وآرامش وخرسندی وآبادانی کشورباشدبه سبب بیدادوستمکاری به کانون

شورش وسرکشی دگرگون

وبدل می شود.

سه مردجنگی دراین خواب

آشکارمی شودکه پس ازبه بند

کشاندن ضحاک، گروه مردم

ویاسپاهیان ویاریگران درپی

آنهاروان می شوند.

سه رانمادکمال وفراوانی و

تثلیث ورویارویی نیکی وبدی

شمرده اندکه دراین رویانشان

داده می شودکه هرکجابدی و

بیدادروی بنمایدسرانجام پدیده

نیکی راه رابراوببنددوسرانجام

بدیهاتباهی وزوال است.

مردکهتربه سال نماینده همان

جوانانی است که مغزشان خوراک

ماران ضحاک خودکامه شده بود.

خواب به ضحاک می گویدازمغز

کُشی وجوان کشی نیزنهال وبذر

طغیان ونافرمانی ومبارزه برخیزد

وبیدادبرمردم روزی به سرکشی

همان مردم بینجامدوبنیادهای

تبه کاری را برافکند.همین مردمی

که یک روزتورامی پرستند،روزی

دیگرکمربه نابودی تومی بندند.

گرزگاوسرنمادقدرت وتوانمندی

است که به دست جنگجوی جوان

افتاده است.درآن روزگارگرز

گاوسرنشان زورمندی وبرتری

دررزم بوده است وازسویی

ضحاک کُشنده گاوپرمایه و

بی گناه است ودراین رویا

دیده می شودکه گرزی به سان

سرهمان گاوبرسرخودش فرود

می آیدوزوروتوانمندی راازاو

می گیرد؛یعنی چون بدی کنی

 آن بدی روزی به همان گونه

به روی توشاخ زورمی کشد.

هرقدرتی باقدرتی برترازخود

زوال پذیراست ودراینجا گرز

گاوسرنمادانتقام وزورمندی

برتراست.

زدن وبه بندکشیدن ضحاک

نشان ازمهاروتباهی فرمانروایی

زوردراین رویا دارد.رویابه ضحاک

می گویدراهی که تومی روی

سرانجامش تباهی ومهاروپایان

قدرت توست.ضربه می خوری

آنچنان که به دیگران ضربه زده ای وزورمندی وقدرت گسترده

تومهاروبه بندکشیده می شود

وچشم به راه روزی باش که

باهمان گرزی که برسردیگران

کوبیده ای وبندی که باآن دیگران

رابه بندآورده ای کوبیده و

گرفتارخواهی شدوگرزگاوسر

وبندِ”داد”زورمندی وبیدادتورا

می شکندوبه بندمی کشدو

ودردامی که خودگسترده ای

گرفتارخواهی شد.

نمادوسمبل دیگردراین خواب

البرزکوه است که درآن روزگار

برترین وباشکوه ترین کوه به

شمارمی آمدوسمبل بزرگی

وقدرت وعظمت وسربلندی است

کوه دررویا برای کسی که ازآن

بالامی رودویابربلندی او جای

می گیردمژده بزرگی وپیروزی

وآینده بهتراست وبرای کسی

که ازآن فرومی افتدویادرآن

به بندمی افتد،آگهی ازآینده

بدوناخوشاینددارد.

اماضحاک دربندوکشان کشان

به سوی البرزکوه برده می شود

ودرآنجا دربندبه چاه کَرده ی خویش گرفتارمی آید.

دراین خواب نشان داده می شود

که ضحاک سرانجامش این است

که زندگی رادرچاه کردارهایش

درتنهایی وناتوانی بامارهایی

که نمادخوی بدوخودکامه اوست

به سرآردودررنج وسختیِ کیفر

بیدادهایش بسوزد.گناه ضحاک

نه درآن اندازه است که بایکبار

کشته شدن ومردن کیفرشود

اوبایدسالهادربندبماندوهرروز

هزارباربمیردچراکه اوروزهاوسالها

ستم کرده است ومغزهاراتباه

نموده است.اکنون بایدبه کیفر

آن همه مغزکُشی، روزها وسالها

مغزش خوراک مارانی شودکه

ازنفس بداندیش وبدکاراو

بردوشهایش روییده است

واین باداَفره نشانی ازکیفر

رستاخیزداردکه کیفرباید

همسان وهم اندازه گناه وبیدادباشد.

بیدارشدن ترسناک ضحاک

حکایت ازبدانجامی رویایش

دارد.هررویای بدوناخوشایند

بایک گونه بیداری نگران کننده

وپریشان وآشفته واندوهبار

همراه است واین نشان ازاین

داردکه رویای ضحاک ازآینده ای بدونگران کننده آگهی می دهد

منطقیان۹۵/۱۱/۱۶

پایگاه خبری تحلیلی”صبح خرد”(جمانیوز)

ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : 0
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.