“قدر فرزندان فرهیخته خود را بدانیم” / حسن امیریان

پایگاه خبری تحلیلی”صبح خرد”(sobhekherad.ir) اما آنچه كه از برخي از اين گروه ها در دولت يازدهم و در سفر رياست جمهوري به ياسوج نسبت به دكتر خادمي استاندار فرزند استان مشاهده گرديد، بيانگر اين مهم بوده است كه ما كهگيلويه و بويراحمدي ها در خودزني و تخريب همديگر از عادت و مهارت بيشتري برخورداريم!!!!!!! و
پایگاه خبری تحلیلی”صبح خرد”(sobhekherad.ir)
اما آنچه كه از برخي از اين گروه ها در دولت يازدهم و در سفر رياست جمهوري به ياسوج نسبت به دكتر خادمي استاندار فرزند استان مشاهده گرديد، بيانگر اين مهم بوده است كه ما كهگيلويه و بويراحمدي ها در خودزني و تخريب همديگر از عادت و مهارت بيشتري برخورداريم!!!!!!! و به جاي پاسداشت سرمايه هاي انساني و اجتماعي خويش و قدرداني از آنها، هم و غم خويش را براي سرنگوني آنها بكار برده ايم
براي شكوه و آباداني كهگيلويه و بويراحمد قدر فرزندان فرهيخته اش را گرامي بداريم.
حسن اميريان؛ هميشه براي اينجانب كه در يكي از محرومترين مناطق اين استان و كشور يعني بخش ديشموك زجر و فلاكت و فقر و محروميت خود و
همشهريانم را با گوشت و پوست و استخوان خويش لمس كرده ام اين سوال پيش آمده بود كه چرا چنين سرنوشت نگونبختي برايمان رقم خورده است. مگر چه تفاوتي بين ما و استان هاي ديگر در اين كهن بوم و بر ايران زمين است؟ چرا استان هاي اين كشور از سطحي يكسان در رفاه و عمران و آباداني برخوردار نيستند؟ مگر كهگيلويه و بويراحمد از ديگراستان ها چه كم دارد؟ و البته پاسخ اين مورد براي همگان روشن است كه استان ما در خيلي از زمينه ها از سرمايه هاي بيشتري برخوردار است. ما با توجه به جمعيت خود بيشترين نقش را در راه صيانت و پاسداري از ميهن اسلامي در دفاع مقدس داشته ايم. و از طرفي استان ما سرزمين آب، نفت، گاز و معادن است. و غناي طبيعي آن در همه ايران زمين كم نظير است. در اينجا بوده است كه متوجه شدم نيروي انساني بويژه در بدنه حاكميت مهمترين عامل توسعه و عمران است. و دردي كه اين استان سال ها با آن گرفتار بوده است و بخش عمده اي از تاريخ آن با همين وضعيت سپري گرديده است حاكميت استانداران و مديران غيربومي در اين استان بوده است. كساني كه با آقايان صابري، نيكزاد، شورانگيز، دوستي و …برخوردي داشته اند بيشتر معناي اين سخن را مي دانند. كساني كه هيچ شناختي از وضعيت اجتماعي-فرهنگي و طبيعي اين استان نداشته اند. و از سويي به واسطه همين تفاوت فرهنگي به سختي مي توانستند دردها و آلام ما را بشناسند و براي آنها چاره جويي نمايند. و البته آنها بيش از آنكه به فكر چاره جويي دردهاي ما باشند، براي رفع تكليف و با نگاه تمريني و ممارست براي مديريت هاي بعدي به استان ما مي آمدند و گهگاهي شماري از قبيله و بستگان خويش را با خود به همراه مي آوردند و با گماشتن آنها به سمت هاي مختلف زمينه را براي ارتقاي آنها در آينده مهيا مي كردند. اين روند را كه بخشي از آن، از جمله از دولت هاي سازندگي، توسعه سياسي و مهرورزي را به خوبي در جريان آن هستم جز در يك دوره كوتاه درب استان ما بر همين پاشنه چرخيده است.
و كمتر كسي در آن زمان از اين گروه از مديران رفع تكليفي، لب به سخن گشوده است و در زمان ديد و بازديدها و بويژه سفرهاي روساي جمهور براي آبرومندي و ارتقاء و پرش آنها به پلكان بعدي مديريت همه از چپ و راست و اصولي و اصلاحي و از هر تيره و طايفه برايشان سنگ تمام گذاشته ايم. و هرگز تصور سرنگوني اين واليان تحميلي بر استان ما در ذهن هيچ كس از سياسيون و نخيگان و احزاب و جناح هاي اين استان خطور نكرده است.
اما آنچه كه از برخي از اين گروه ها در دولت يازدهم و در سفر رياست جمهوري به ياسوج نسبت به دكتر خادمي استاندار فرزند استان مشاهده گرديد، بيانگر اين مهم بوده است كه ما كهگيلويه و بويراحمدي ها در خودزني و تخريب همديگر از عادت و مهارت بيشتري برخورداريم!!!!!!! و به جاي پاسداشت سرمايه هاي انساني و اجتماعي خويش و قدرداني از آنها، هم و غم خويش را براي سرنگوني آنها بكار برده ايم. باري گفتن از اين گذشته هاي شرم آور صرفاً بيان اين حقيقت است كه بايد به سرمايه هاي انساني و اجتماعي خويش بيشتر پي برده و ضمن گراميداشت وجود آنها در ورود به عرصه ملي آنها را همراهي و پشتيباني نمائيم. و در اين روزها و طبق اخباري كه از كابينه دولت به گوش مي رسد باز هم شاهد غيبت غم انگيز فرزندان كهگيلويه و بويراحمد در تركيب اين دولت هستيم. بدون ترديد فقدان اعتماد به نفس كافي و نبود روحيه مطالبه گري مردم استان و غفلت نمايندگان استان بويژه آنهايي كه رابطه نزديكتري با رئيس جمهور و دولت داشته اند سبب اين امر شده است. گرچه مردم غيرتمند استان كه در راه فداكاري ارزشهاي ملي پيشگام هستند به درجه اي از بلوغ فكري رسيدند كه مصالح و مقدرات كشور را به منافع استاني خويش ترجيح مي دهند. اما مي توان گفت كه اگر كهگيلويه و بويراحمد به اين نگاه و نگرش مي رسيد كه راه حل رهايي از مشكلات پيچيده و تودرتوي اين استان منوط به بكارگيري نيروهاي توانمند بومي در عرصه هاي ملي و وزارتي است، شايد هم اينك ما شاهد نام حداقل يكي از فرهيختگان اين استان از جمله دكتر سيد موسي خادمي،محمد نيكبخت، دكترافشاني، دكتر وكيلي و دكتر سيد كامل تقوي و … در تركيب وزراي دولت بوده ايم. تا دير نشده است از گذشته خويش درس عبرت بگيريم و براي شكوه و سرسبزي ديار دنا و دل افروز وجود فرزندان فرهيخته اش را گرامي بداريم.
پایگاه خبری تحلیلی”صبح خرد”(sobhekherad.ir)
- نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
- نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
- نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.
ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : 0