نصیحتی برای خودم ؛ ” بزرگان “

وقتی تصویر جنگل فلان کشور که تمیز است و تصویر ساحل ما که آلوده است را نشانتان می دهند و می گویند آنها و ما و شماهم به خودمان و کشورمان و فرهنگمان می خندیدبا این باور که مسئولین مقصرند، با این باور که مسئولین باید اجازه ندهند ما جنگلمان را آلوده کنیم، اشتباه است.
وقتی تصویر جنگل فلان کشور که تمیز است و تصویر ساحل ما که آلوده است را نشانتان می دهند و می گویند آنها و ما و شماهم به خودمان و کشورمان و فرهنگمان می خندیدبا این باور که مسئولین مقصرند، با این باور که مسئولین باید اجازه ندهند ما جنگلمان را آلوده کنیم، اشتباه است. متاسفانه، ما تحقیر فرهنگ خودمان را می بینیم و بدون اینکه ناراحت شویم ودفاع کنیم، آنرا منتشر می کنیم و از دیگران درخواست انتشار داریم.
آیا فرهنگ ایرانی ساختمانی نیست که ما یکی از آجُرهای آنیم؟
نصیحتی برای خودم ؛ ” بزرگان”………………
مدتهاست به این موضوعمی اندیشم که چرا درکشورما، اینگونه حرمتها شکسته می شوند و شکستن این حرمت ها چه سودی دارد ویا به سود چه کسانی است؟
آنچه در فرهنگ کشور ما هرروز پررنگ تر می شود، تحقیر وبه زیر کشیدن دیگران برای بزرگ شدن ومهم جلوه دادن خویش است.
در فضای مجازی هیچ کسی سند نمی خواهد، هیچ کسی چارچوب تعیین نمی کند. هرکسی با هر اطلاعاتی با هر سطح علمی و با هر جایگاه اجتماعی سخن می گوید ویا مورد حمله قرار می گیرد. ازدهیار فلان روستا آغاز شده وبه رییس جمهور مملکت ختم شده است.
متاسفانه، مقدسات و غیر مقدسات، تمیزی جنگل های اروپا، کثیفی جدول کنار منزل، تزریق ژل به گونه فلان هنرپیشه و آلزایمر فلان شخصیت مشهور و… همه و همه سوژه و موضوع خبر شده اند. گویی دنیای مجازی هیچ حریمی برای هیچ کسی قایل نیست و تیشه نقد وتخریب به دست استادان قابل تا کودکان جاهل داده و دایم از اعتبار بزرگان مملکت می تراشند و با خرده های بزرگان، برای خودشان اعترار مجازی و لایک دست وپا می کنند.
وقتی به آمار نهادهای متولی فرهنگ نگاه می کنیم بسیارند و هنگامیکه به فرهنگ نگاه می کنیم، مرده ای محتضر می بینیم که اعتمادی به پرستار بربالینش و پزشک و دارویش ندارد. بیمار ما، دقیقا نمی داند به چه امّید زنده بماند و برای چه دلیلی در مقابل بیماری، مقاومت کند.
دشمنان ریز و درشت به شدت در تلاشند تااعضای بیمار را به سایر فرهنگ ها اهدا کنند ویا به فروش برسانند و دکّان خویش را رونق ببخشند.
فردوسی را آن یک می خواهد و مولوی را دیگری و رستم و سیاوش را آن همسایه به نام خویش ثبت می کند.
اسطوره های ما در بازارهای فرهنگی به حراج گذاشته می شوند و به قول ضرب المثل لُری: یکی ریشش می سوخت و دیگری با آتشش، بلال می پخت.
مشکل امروز جامعه ی ما این است که
ما نمی دانیم به کودکانمان کدام الگو رامعرفی کنیم؟
نمی دانیم به فرزندانمان بگوییم تحصیل و تلاش کنید تا مانند رییس جمهور شوند، چون در فضای مجازی می گویند” او دزد و جاسوس است” و فرماندار، استاندار، وکیل و وزیر، همه وهمه از دم تیغ انتقاد وتخریب منتقدین گذشتند و همه فاسق و جاسوس و… از آب در آمدند.
کدام الگو را معرفی کنیم؟
در قدیمترها، به ما می گفتند درس بخوانید، تحصیل کنید، کار وتلاش کنید تا مدیر، معلم،نماینده،استاندار، وزیر، رییس جمهور شوید. حالا به فرزندانمان چه بگوییم؟
کدام شخصیت وجود دارد که به عنوان الگو معرفی کنیم کهتحقیر وتخریب نشده باشد؟
فرزندان ما تلاش کنند که چکاره بشوند و مانند کی باشند؟
آیا در ژاپن، در دانمارک و کانادا و… هیچ مدیر و مسئولی اشتباه نمی کند؟
آیا در اسراییل وعربستان هیچ کشیش و مُلای مذهبی اشتباه نمی کند؟
در کدام جامعه، کوچکترها اینچنین گستاخانه به تخریب بزرگانشان سرگرمند و خوشحالند که بزرگانشان را تحقیر می کنند؟
متاسفانه مدت هاست که دشمنان ما، در تلاشند جامعه ایرانی را از آینده مایوس کنند و متاسفانه جناحهای سیاسی هم ناآگاهانه و برای شکست رقیب نقشی را که دشمن به عهده شانگذاشته، خوب بازی می کنند.
متاسفانه تخریب بزرگان و افراد موثر در جامعه از قبل از انقلاب آغاز شده است. بزرگان قاجار وافراد تاثیر گذار تحقیر و تبعید و… شدند. این فرهنگ تحقیر گذشتگان دارد ریشه ی فرهنگ ما را می خورد و سرمایه های اجتماعی را به هدر می دهد. همه ی افراد تاثیر گذار و صاحب مسئولیت سرمایه های اجتماعی هستند و برای رشد و نمو و بالندگی خودشان از پوست و گوشت و خون این مملکت تغذیه کردند و تخریب آنها یعنی از دست دادن سرمایه های سیاسی و اجتماعی کشور.
بی احترامی به بزرگان و درگذشتگان و برخورد ایدئولوژیکی با آنها، قضاوت در موردشان، فرستادن به زباله دان تاریخ، در ترازوی خوب و بد گذاشتن و تفکیک کردنشان به خائن و خادم و… معضلی فرهنگی است که باید جلویش را گرفت.
آهای اهالی رسانه! آهای خوانندگان و نویسندگان دنیای مجازی! این دنیا مجازیست و شما در دنیای واقعی( الآخره خیر …) باید پاسخگوی غیبت ها،تهمت ها وتخریب های دیگران باشید. آنجا دنیای مجازی نیست که لایک بگیرید و خوشحال باشید که مانند شما بسیارند.
آنجا سند و مدرک می خواهند!
وقتی تصویر جنگل فلان کشور که تمیز است و تصویر ساحل ما که آلوده است را نشانتان می دهند و می گویند آنها و ما و شماهم به خودمان و کشورمان و فرهنگمان می خندیدبا این باور که مسئولین مقصرند، با این باور که مسئولین باید اجازه ندهند ما جنگلمان را آلوده کنیم، اشتباه است. متاسفانه، ما تحقیر فرهنگ خودمان را می بینیم و بدون اینکه ناراحت شویم ودفاع کنیم، آنرا منتشر می کنیم و از دیگران درخواست انتشار داریم.
آیا فرهنگ ایرانی ساختمانی نیست که ما یکی از آجُرهای آنیم؟
آیا مسئولین فلان کشور اروپایی جنگلهایشان را تمیز می کنند؟
آیا برای جلوگیری از آلودگی طبیعت، دولت باید برای هر درخت یک نگهبان بگذارد؟!
آهای اهای قلم بدست!
آهای نویسندگان فضای مجازی!
اگراستاندار، نماینده و… اشتباه می کنند، همهی ما، بله!، همهی ما بدون هیچگونه تعارفی مقصریم!. از آنکه انتخاب می کند تا آنکه گزینش می کند وبرای انتخاب معرفی می کند، مقصر وقاصریم!.
همهی ما تقصیر داریم، شرمگینانه باید عرض کنم، تقصیر و قصور و کاهلی وبی توجهی و…جزئی از فرهنگ ما شده است.
منتقدین و معترضین عزیز! لطفا بگذارید یک الگوی نصفه نیمه برای فرزندانمان داشته باشیم!. حداقل گاهی بتوانیم به آنها بگوییم تلاش وتحصیل کنید تا مثل فلان وکیل و وزیر جایگاه پیدا کنید.
شمارا به خدا، بگذارید بزرگانمان بزرگ بمانند هرچند خطای بزرگان بزرگتر می نماید.
شمارا به خدا حرمت نگه دارید و اگر فرد شاخصی، معتبری و… در جامعه جایگاهی دارد، با شکستن او سعی نکنیم برای خودمان اعتبار بسازیم!.
این اشکال فرهنگی ماست که بزرگانمان را کوچک می کنیم و عیب هایمان را بزرگ می کنیم.
درجامعهای که بزرگترها کوچک می شوند، هرگز کوچکترها، بزرگ، نخواهند شد.
سید غلامعباس موسوی نژاد
برچسب ها :بزرگان ، صبح خرد ، غلامعباس موسوی ، نصیحتی برای خودم
- نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
- نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
- نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.
ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : 0