تاریخ انتشار : دوشنبه 25 مرداد 1400 - 21:06 - دوشنبه 16 اوت 2021 - 21:06

به نگارش"معصومه نوری"؛

“افغانستان” ؛تن ها لرزیده و لب ها به سکوت گزیده

“افغانستان” ؛تن ها لرزیده و لب ها به سکوت گزیده
تلخ است، حکایت هر روزه ی آسمان افغانستان که رقص بادبادک هایش، دیگر ابرهارا به شادمانی به زمین نمیفرستد.

“صبح خرد”؛شاخه ی جداافتاده ی تن ما آسمان تو چه دلگیراست همه وقت….
تلخ است، حکایت هر روزه ی آسمان افغانستان که رقص بادبادک هایش، دیگر ابرهارا به شادمانی به زمین نمیفرستد.
بارانی دیگرنیست که کودکان بی پروا ،قطراتش را بنوشند که هر چه هست بارش گرم غم است برکویر دلهای خسته.
آه افغانستان !
چگونه نگرید چشمی که خون دل خوردن هایت را دیده است؟
چگونه آرام بگیرد قلبی که صدای مظلومیتت را شنیده است؟
چگونه تاب بیاورد دلی که صدای گریه های زنان ت را لا ی لای گونه، در روزهای اندوه و بغض شنیده است؟!
برکدام مرثیه ی بلند تاریخ زن ضجه زنیم؟
برکدام درد ،کدام بیداد ، کدام فریاد ؟!

چه بیشمار مرثیه هایی که بدهکاریم به زنان افغانستان!

چه فریادهای در گلو، که گلوله های خشم است برای مظلومیت دختران افغانستان شربت های ستمدیده؛
تن های لرزیده ولب به سکوت گزیده،

چه دلگیراست دستانی، که ستاره و ماهش را در تاک بلند شعری از شور و شادمانی به گوش دخترکان هرات بیاویزند و بخوانند!
برکدام مزارآرزوهایشان باید گریست؟که مَهر شان در بی مهری زمان بابغض و سکوت مُهرو موم شده است
جام زهری که کام جانشان را تلخترازتلخ ساخته است.

آه افغانستان افغانستان؛ 

ناف دخترکانت را باکدام آه سوزناک بریده اند که جز درد و فغان ردی از آرامش در سرنوشتشان نیست!

چگونه شیون نکند قلمم در بی کسی شبانه ی چهل گیس، دخترکان هرات.
کدام زیر زمین بهشتی دخترک کابلی بیقرارجانم رادربرمیگیرد ازنگاه بی شرم و شرربار قوم ظالمین؟!
کدام فرشته بالهایش را حجاب میکند بر تن دخترک هرات.

افغانستان؛
فغان برای دخترکان آفتاب مهتاب ندیده ات که دلهایشان راباحنای خون رنگ کرده اند
وزلفشان بازیچه ی دستیست که، بشکند شانه و آیینه که
” زتاب جعد مشکینش چه خون افتاد در دلها”

برافغانستان باید گریست.
سالها، قرن ها.

بخشکدهزارباده ی نخورده در رگ تاک
بریزدآن شاخ ترکه در دست باد است
بنالد مرغ حق .

خدایا ! خدایا!
معجزه ای بفرست براین سرزمین ازجنس:
الم تّر کیفَ فَعَلَ رَبُکَ بِاصحابِ الفیل!
بپیچددرآسمان
اَلَم یَجعَل کَیدهُم فی تَضلیلِِ!
رقص فوج فوج پرندگانت در
وَارسَلَ عَلَیهم طَیراََ اَبابِیلَ، به اشارتی ابراهیم گونه در آسمان رابه تماشابنشان
خدایا تَرمیهِم تَرمیهِم تَرمیهِم
بِحِجارهِ منِ سِجِیلِ

فَجَعَلَهُم کَعَصَفِِ مَاَکوُل

مردادماه یکهزار و چهارصد

معصومه _ نوری

ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : 0
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.