سلام.بسیار خوب و عالی و در حد این غم سوز ناک سروده شده است.درود خدا بر شما شاعر خوب
به نگارش"جبار چراغک" و برای"رحمان چرامین" و خانواده فقیدش؛
چه گویم؟ که دستِ قضا و قَدَر- شبی تیره در جاده ی بهبهان

به گزارش“صبح خرد”، متن منظومه غمناک “جبار چراغک” چنین است ؛
باز هم عزای دیگری
زین فلکِ نیلوفری
بر ما فرو باریده است
از سعد و نحسِ مشتری
در حالی که مردم کشورم از ویروس دست سازِ جان گسلِ کرونا با نام های خود ساخته و برساخته به ستوه آمده اند و بسیاری از هم وطنان مان را در مرگ عزیزانشان سیه پوش کرده است و روزانه چند صد تن از هم نوعان ما را به کام مرگ می کشاند؛ اما باید گفت:
اگر دردم یکی بودی، چه بودی؟
اگر غم اندکی بودی، چه بودی؟
در کنار این دست سازِ هیولاصفت،دست ساز دیگری از بشر، به نام ارّابه های چار چرخ
با نام های متفاوت،به سبقت از یکدیگر مبادرت کرده اند تا نشان دهند کدام یک رباینده ی بهترین و خالص ترین مردان و زنان و فرزندان این دیارند و بس…
در بامدادی شوم و نامیمون، ارابه ی چار چرخِ چرامین، از ایل و تبار سادات امامزاده علی(ع)
چهار نگین زمرّدین را از حلقه ی اتصال آنان جدا کرد و سرسختانه به زندگی شیرینشان پایان داد…
این غم سترگ و این ثلمه ی بزرگ را به خانواده ی داغدار چرامین و همه ی اقارب و بستگان و دوستان ایشان تسلیت و تعزیت می گویم…
برای آن چهار سفر کرده ی همسفر، از خداوند منان آرزوی غفران و آمرزش دارم، امیدوارم که در سایه سار حدائقِ بهشت از نعمات الهی متنعم گردند و در آسایش و آرامش و رخا به سر برند….
برای ابراز همدردی با خانواده ی آن چهار سفر کرده شعری را در قالب چهار پاره سرودم تا یادشان از یاد نرود و نامشان همواره جاودان بماناد…
و تسلایی باشد بر خاطر مکدر و و چهره ی معصفر و ماتم زده ی چرامین و …
دو غُنچه ز گلزارِ دو نیک پی
رسیدند هر دو به نَشو و نَما
چو آن غُنچِگان مَهد کردند طی
برفتند به بُستان سرایِ سَما
*
دو گل کز دو غنچه شکوفا شدند
به شادی به مکتب نهادند روی
دو نامِ مسمّی به سَما شدند
دو نوباوه و نوبَر و نیک خوی
*
دو گُل چون دو چشم پدر بوده اند
از این رو هَماره به همراه داشت
از آن جا که قرصِ قَمَر بوده اند
دو تا نام نیکو بر آنها گذاشت
*
یکی آیناز یا همان قرصِ ماه
که در بامداد رفته اندر مَحاق
دگر آیدا بود که قبل از پِگاه
ز مرگش همه طاقتم گشت طاق
*
به شب چون هوا گشته بود گرگ و میش
خبردار گشتند ایل و تبار
دلِ هر کدام گشته بود ریشِ ریش
ز کارِ شکارنده ی بد شکار…
*
دو شاخه گلِ پَرپَرِ آبدار
کِنار چرامینِ نیکوسرشت
به همراهِ بانویِ سیمین عِذار
دلِ تک تَکِ کهگلو را بِرِشت
*
دلِ جمله سادات گشته نَژَند
ز ایّام و از چرخِ نیلوفری
به مرگِ عزیزان شده دردمند
که رفته یکی از پَیِ دیگری…
*
چه گویم؟ که دستِ قضا و قَدَر
شبی تیره در جاده ی بهبهان
ز آستینِ خود منکَر آمد به دَر
که دیگر ز رحمان نباشد نِشان….
*
از این مِحنَت و درد و رنج و اَلَم
که بر اهل و بر دودمانش رسید
چراغک بگو خود به اهلِ قلم
که تَش تا بُنِ استخوانش رسید
*
خدا قبرشان را پُر از نور کن
بفرما بر آنان که مِهر آورند
نکیر مُنکَرت از همه دور کن
بشیری بگو خوب چِهر آورند…
◼️◼️◼️◼️◼️◼️◼️
جبار چراغک
۱۴۰۰/۶/۲۲
برچسب ها :جاده بهبهان ، جبار چراغک ، رحمان چرامین ، صبح خرد
- نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
- نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
- نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.
ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 1 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : 1