به نگارش"هادی کشاورز" در سوگ "،سید حمدالله خواهش نیک"؛
تو ؛ صدای رسا و شیوای مردم پردرد و بی صدا بودی

به گزارش“صبح خرد”، متن دلنوشته “هادی کشاورز” بدین شرح است؛
از کجا آمده ام، آمدنم بهر چه بود؟
به کجا می روم؟ آخر ننمایی وطنم
جان که از عالم علوی است، یقین می دانم
رخت خود باز برآنم که همانجا فکنم
مـرغ بـاغ ملـکوتم، نیـم از عالم خاک
دو سه روزی قفسی ساخته اند از بدنم
ای خوش آن روز که پرواز کنم تا بر دوست
به هوای سر کویش، پر و بالی بزنم
مرگ ای دهان دره خون خوار…
ای بی رحم ترین و مخوف ترین قاتل و هیولای جان ستان…
در کدامین دادگاه تو را باید محاکمه کرد….؟
نفرین برتو ای مرگ که بی تشخیص و بی تمییزی…
و هرگز قیمت و بهای جان های که می ستانی نمیدانی……
در تمامی گفتن نگین های که قرار بر نگفتن بود، اما تو صدای رسا و شیوای مردم پردرد و بی صدا بودی، تمامی گفتنی ها که حق مردم و خیر مردم در آن ها بود و حرف از درد مردم داشتند ،همواره بر زبان خویش می راندی..
بدرستی که شما دریافته بودید که تاریخ اصلی و تاریخ واقعی همان نگفتن ها هستند، که جامعه را به انحراف می کشانند. و مردم از همین نگفتن ها بی اطلاع هستند ودرد مردم هم همین نگفتن هاست….
تو از ازل و از اول هم تبار و هم قبیله این مردم بودی واز جنس انها بودی و پلی بودید بین مردم و مسئولین ، مردم پیوسته به بودنت دلخوش بودند…
در بحبوحه ی پردرد مسافران بی بازگشت که به مقصد زمینی نرسیدن و بازگشتی نداشتند و به سفر ابدی و آسمانی پر گشودن ،مردم شهرمان ماتم و غم این اندوه سنگین را در بر داشتند ،که ناگهان عروج و پرواز ملکوت وار بی صدا وناگهانی و ناباورانه و خاموشت بر درد و آلام این مردم دنا استقامت فزون گردانید .
“در سمت غم گرفته ی دنیاست ،خاکم
همواره سوی دیگر غم هاست خاکم
هرچندرخت غم به تنش زار
می زند
حتی میان مرثیه زیباست خاکم”
طنین دلکش و دلنواز صدای دلنشینت سالها در لاله گوش این مردم به یادگار خواهد ماند…
“ناله ی خیزد زمرغ گویش حق
از این آبی سراسر آسمان…. “
چه بی صدا و آرام خاموش شدی…
اما تو که از تبار بلوط های کهن این سرزمین و دیار بودی ،یادت،نامت و صدای پر آهنگت همواره در قلب این خاک جاودان خواهد ماند….
هم چنان دفترمشق بچه های نیمکت نشین بازاست،و لوح کلاس درس برای جبران زحماتت بر دیوار کلاس ها حک می باشد،تا بوی گچی که تن نازت از درون کلاس ها دریافت ،به سرانجام بینجامد…
” این کهنه رباط را که عالم نام است
و آرامگه ابلق صبح و شام است
بزمی است که وامانده صد جمشید است.
قصریست که تکیه گاه صد بهرام است…”
بدرود مرد خوش قلب،خوش بیان،خوش اخلاق وصبور…..
- نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
- نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
- نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.
ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : 0