“حجت هاشمی”؛” صبح خرد”/ دکتر لاهوتی انسان کامل و جامع سنت و مدرنیته بود.
درهمه مکاتب فکری، فلسفی،فرهنگها،ادیان و مذهب مبحث” انسان کامل”مورد مداقه قرارمی گیرد، و به عنوان یک آرمان به آن نگاه کرده اند عرفان اسلامی ، انسان کامل انسانی است ک به اخلاق الهی متخلق ومتحقق شده باشد.درعرفان ایرانی نیز، نمادهای پندارنیک،گفتارنیک، وکردارنیک نشانه ویژگی های انسان کامل بوده است.ازنظرقران ،انسان کامل: انسان اجتماعی است که دچار واگرایی اجتماعی وبی تفاوتی نسبت به یکدیگر نمی شود.قران کریم حداقل در ده مورد ،انسان به صفاتی نیک (خلیفه الهی ،برگزیدگی،تشخیص دهنده نیک از بد، دارای بودن علم ، ملکوتی وناسوتی بودن انسان ، مستقل وآزاربودن انسان درانتخاب سعادت وشقاوت ، کرامت وشرافت ذاتی) ستوده است وانسان را تمجید کرده است صفاتی چون ناسپاسی ، ستم پیشگی ، عجول وشتابگری، حرص وولع امساک وبخیلی ،سرزنش و مذمت کرده است.این نکو هش ها وتمجید های انسان نشانگر دوسرشتی انسان نیست بلکه نشانگرروح آزادی واستقلال فکر و روحی
بشراست که بایددست به فعلیت بزندوانتخاب کند.
اکثرفلاسفه غرب، انسان مدرن را گرفتارتضاد،تعارض و تناقض دانستداند که دچار ایسم های ساری وجاری در جامعه شده است.
روح انسان مدرن ، سرگشته و حیران است. ویژگی های انسان مدرن(جدی گرفتن زندگی،انقلاب واصلاح، بروز وطلوع فردیت، نقادی وطالب حق وحقوق خود و جامعه،قانون مداری) درجامعه شناسی روز مطرح است.
غرض از ذکر این مقدمه،پیداکردن انسان کامل در دنیای متجدد و مدرنیته است.آیا انسانی پیدا می شود که با نگاه به سنت در دنیای مدرن زیست کند و در عین خیال اثر گذار و مرشد و مراد شود.به اعتقاد بنده جناب آقا دکترسید قادرلاهوتی،جامع سنت ومدرنیته بوده است.او از رنج های اجتماعی انسان مدرن رنج می برد وسعی می کرد گرد و غبارتضاد،تعارض وتناقض رااز چهره انسان معاصر و دوستان وطرفدارن خود بزداید.
دکتر لاهوتی ؛
از غرق در ایسم های جاری وساری درجامعه مدرن در امان بود و با علم و آگاهی سربلند بیرون آمد و از اصول مند کردن اطرافیان خود از این ایسم ها کوتاهی نمی کرد.
دکتر لاهوتی؛
مانند فلاسفه و حکما می اندیشید لذا وجود داشت نه اینکه چون وجود داشت می اندیشید.
دکتر لاهوتی؛
به مانند سنتی ها به طبیعت طبیعی انسان باور داشت و از طبیعت ساختگی و خودساخته دنیای مجدد بری بود.
دکتر لاهوتی؛
در عمل دچار کشمکش دو ویژگی انسان معاصر به قول کانت فیلسوف شهیر غرب یعنی عقل و نفس نشده بود و جامع عقلانیت و نفس بود.
دکتر لاهوتی؛
به روش فلاسفه، عرفا و حکما به زندگی معنا و هویت بخشیده بود. چون معنا و هویت در فلسفه تجدد ، دچار بحران شده است.
دکتر لاهوتی؛
در دنیای سیاست مدرن، نقادی بود که همه کس و همه چیز را به پرسش وا می داشت و اعتراض می کرد و بزرگوارانه به کنکاش می کشید.
دکتر لاهوتی؛
مانندانسان مدرن، طالب حق و حقوق فردی واجتماعی بود و برای حق خود و حق جامعه، ازخود می گذشت.
دکتر لاهوتی؛
مانند انسان مدرن، شجاعت در اندیشیدن و شجاعت درهویت شناسی را به خود وهمگان توصیه می کرد.
دکتر لاهوتی؛
درنظر و تئوری ، همیشه غرق تفکر درکیستی و چیستی انسان بود و در تفکر دچار شک دکارتی و فلسفی نشده بود. او در میان مبدأ و مقصد آدم و عالم در گردش بود و در عمل تا نتیجه نمی گرفت از پا نمی نشست.
دکترلاهوتی؛
درعرصه سیاست و جامعه ، ارزش ها، باید ها و نباید های انسان مدرن را خوب شناخته بود و آنها را باورمند و اصولی کرده بود.
دکترلاهوتی؛
درصحنه عمل ،مواضع ثابت و مستحکم او درباره پرسش های انسان کیست؟ جهان چیست؟ارزشها کدام است؟ فراموش شدنی نیست.
دکتر لاهوتی؛
درجهان جدید، متهورانه و قهرمانانه ایستاد و عمل کرد و این تهور ودلیری او، گاهی عکس العمل های متفاوتی در جامعه داشت که رقیب و رفیق تحت تاثیر قرار می گرفت.
دکترلاهوتی؛
درعرصه سیاست و دیانت، باور «انسان کامل» سنت را به عرصه تجدد و مدرنیته سوق داد و باور داشت ، انسان می تواند متخلق به اسماء الهی شود و در عین حال انا بشرمثلکم بماند.
دکتر لاهوتی؛
تشنه عرفان، حکمت وکلام بود و در راه اسفار اربعه (سفر الی الحق،سفرفی الحق و ……..) ازهیچ گونه تلاشی دریغ نمی ورزید و اعتقاد عجیبی به ((حقیقت محمدیه)) در وجود شریف پیامبراعظم(ص) و تبلور آن در مولای متقیان(ع)داشت قران و نهج البلاغه را نماد عملی این حقیقت می دانست.
دکتر لاهوتی؛
انسان شدن و آدم بودن را از تقدس و تقدس گرایی به دور می دانست نفرت عجیبی از ریا و ریاکاری و دورویی در عرضصه سیاست و دیانت داشت و در این کار متاثر از حافظ بزرگ داشت.
دکتر لاهوتی؛
عالمان دین وعاملان سیاست را از تظاهر و دنیازدگی و دنیاپیشگی به شدت نهی می کرد و وقتی با عالمان بی عمل وعاملان بی دین بر خورد می کرد دست بر دیده می گذاشت واز کنارشان می گذشت می گذاشت. اما ریاکاران و دروغ گویان را به صورت، انسان می دانست و قلبشان را قلب حیوان.
فاالصُّوره صوره انسان و القلب و قلب حیوان.
و اما ای رفیق شفیق:
بهشت برین جایگاهت،
سکون و آرامش قرین رحمتت،
مانا و ماندگار است راه پر رهرویت.
ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 1 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : 1