آفرین بر استاد منطقیان بزرگ.
یاد نامه متفاوت "محمود منطقیان" در رثای"قادر لاهوتی"؛
خورشید همواره پشت ابرها نخواهد ماند

به گزارش “صبح خرد” ،متن یادداشت “محمود منطقیان” بدین شرح است؛
زندگان می روند و جهاندار زنده است.
******************
“استاد ادب، مرد سخن از بَرِما رفت
دانا و پژوهنده ی با مهر و صفا رفت
شهری همه غمناک و در این سوگ نشسته
دلها همه گریان شده، چون مرد وفا رفت…..
“محمود منطقیان”
ناگاه ضایعه ای رخ نمود که فکرش را نمی کردیم و خبری آمد که انتظارش را نداشتیم و اندوهی فرا رسید که تابش را نیاوردیم و به سوگی نشستیم که طاقتش نداشتیم
حادثه سنگین و خبر ناگواری که بسی دردناک بود و جانسوز ؛ خبر آمد که چهره محبوب و بلند آوازه، استاد اندیشه و ادب،مرد کتاب و قلم،استاد سخن و تحقیق ،شمع انجمن فرهنگ ، ادیب و نکته دان و نکته سنج،فردوسی و مولانا شناس، حافظ شناس و سعدی شناس،،ادب دان و ادب شناس و ادب دوست،آموزگار فرزانه و فرهیخته، چهره برجسته جامعه و سیاست، خوشنام و مردمی، دکتر سید قادر لاهوتی، جان به جهان آفرین داد و کوچ ابدی کرد و از خانه خاک آزاد شد و آهنگ خانه جاویدان کرد.
این حادثه چنان دردناک و ناگوار است که در باور نمی گنجد و زبان از بیانش ناتوان و نارسا است. بی گمان فقدان دکتر لاهوتی ضایعه ای جانکاه و سنگینی است و رفتن او از میان ما برای جامعه ادب و فرهنگ و اندیشه و مردم بسی گران و اندوه بار و جبران ناپذیر است.
استاد لاهوتی عمر گران مایه خویش را به تعلیم دانش و ادب گذراند و از دبیرستان تا دانشگاه،دانش آموزان و دانشجویان، از گنجینه دانش او بهره فراوان بردند و درس ها آموختند و هرجا بود با مردم بود و خانه او جای امن اهل نیاز بود و هر گز نیکی و یاری از کس دریغ نداشت. به راستی که جای خالی او را کس نگیرد و مثل او را یافتن و پروردن آسان نیست.او نه تنها مرد شناخته ادب و فرهنگ بود،مرد جامعه و سیاست و مردم هم بود و تا بود شیوه ی زندگی و آداب ویژه خود داشت و به همین روی هم در میان اهل ادب و فرهنگ و هم در میان مردم و جامعه، جایگاه بلند و قدر و منزلت شایسته داشت.هم تدریس می کرد و هم به کار سیاست می پرداخت،هم کتاب ها می خواند و هم از مشکل مردم گره می گشود و هم خانه و کتابخانه اش پر رونق و محفل اهل فکر و فرهنگ بود و هم زبان و درد مردم می دانست.چهره ای جامع که هم با جامعه و مردم و هم با کتاب و فرهنگ و ادب پیوند داشت و اکنون که از دنیای خاکی به جهان ایزدی سفر کرده است، با تاسف و اندوه بسیار جای خالی و درد فقدان او را دردمندانه حس می کنیم.
اما چه سعادتی از این بالاتر که ساده و بی آلایش و بی آزار و نیکوکار زیست و گرد گناه و بدنامی بر دامنش ننشست و انبوه بی سابقه مردم در سوگ او نشستند و به استقبال و بدرقه اش رفتند وچه نیکوست که انجام کار انسان نیک و نیکنامی باشد و او این سعادت را یافت که نیک و نیکنام زندگی کند و خوشنام از این جهان بار بر بندد.
اما دوستان بدانند گرچه مدتی در کار سیاست، بین ما اختلاف و جدایی افتاد و بنده تقصیر همه آنچه را که پیش آمد برعهده می گیرم و می پذیرم و استاد لاهوتی را مبرا می دانم ،اما هرگز پیوند دوستی، اخلاقی، عاطفی و دیدار بین ما و استاد نگسست و تا او بود این پیوند و دیدار و دوستی و برادری برجای بود و در آعاز هرسال نو به همراه یک دوست برای عرض تبریک به خدمت دوست گرامی می رسیدیم و عید نوروز را خدمتشان تبریک می گفتیم و دیدار تازه می کردیم و یاد او همواره در دل و جان ما زنده است و چراغی است که هر گز خاموش نشود.
اما امروز آن کسانی که برخلاف انصاف و عدالت و وجدان سالم، بر صلاحیت شخصیتی فرهنگی و انسانی بزرگ و شرافتمند و اهل ادب و تحقیق،خط رد می کشیدند و راه خدمت به مردم را ناجوانمردانه بر او می بستند اکنون که خیل عظیم مردم را در استقبال و بدرقه او دیدند،باید عرق شرم بریزند و از خطای بزرگی که کرده اند،پشیمان و شرمنده باشند،چون در روز خاکسپاری روشن شد که تایید صلاحیت واقعی و عادلانه در صلاحیت مردم است و نه در صلاحیت آنها که نخست انصاف در خود کنار نهادند و به خویش ستم کردند و بعد به استاد و جامعه ای که مشتاق و دوستدار او بود، ستم روا داشتند. اما باید دانست که کسانی که ظلم می کنند،به قول نلسن ماندلا از نظر روحی بیمارند و باید به حال آنها دل سوزاند و آن ها را بخشید ، چون عمل شان از روی بیماری است و نه از روی اختیار و بی گمان هیچ انسان سالمی ظلم نمی کند و حقی را نادیده نمی گیرد.
اما دوستان باید امیدوار باشند و بدانند که خورشید همواره پشت ابرها نخواهد ماند و یلداها می آیند و می گذرند و امیدوار باشند که روزی دیوار انحصار خواهد شکست و بانگ آزادی و شادی برخواهد آمد و آنها که ستم روا می دارند، از بام بد نامی فرو خواهند افتاد و کوس رسوایی شان به صدا در خواهد آمد و این قانون زندگی و سنت تاریخ است که دیر و زود دارد اما تخلف و تردید ندارد.
به قول حضرت مولانا:
“لطف حق با تو مداراها کند
چونکه از حد بگذرد رسوا کند”
یا به گفته ی حافظ:
” ز مهربانی جانان طمع مُبر حافظ
که نقش جور و نشان ستم نخواهد ماند.”
و خوبان به یقین بدانند که تنها نیکی ماند و نیکی هم بهترین یادگار انسانهاست:
” بر این رواق زبر جد نوشته اند به زر
که جز نکویی اهل کرم نخواهد ماند.”
و به فرموده فردوسی بزرگ؛ به دست آوردن برتری از راه ناسزا سرانجامش تیرگی و پشیمانی و بر حال خود گریستن است.
” بزرگی که فرجام آن تیرگی است
بر آن برتری بر،بباید گریست”
استاد لاهوتی تا بود همدم کتاب و شعر و ادب بود و منش مردمداری و گره گشایی را از دست ننهاد و امروز نیز سرافراز و خوشنام به دیدار دوست و جهان برتر شتافت و اما در دل و یاد مردم تشنه آزادی و عدالت زنده و پاینده خواهد ماند و چراغ راهش همواره پر نور و روشن است.
اینجانب دردمندانه و سوگمندانه و با دلی سرشار از اندوه، ضایعه جانسوز درگذشت استاد ادب و فرهنگ و اُسوه شرافت و انسانیت، دکتر سید قادر لاهوتی را به خانواده محترم ایشان و همه دوستان و جامعه فرهنگی و مردم شریف استان کهگیلویه و بویراحمد و دوستان کشوری تسلیت عرض می کنم و امید است که همواره از زندگی و دانش و روش آن استاد ارجمند برای زندگی خود سرمشق گیریم و بهره ها ببریم.
یادش زنده و چراغ راهش همواره فروزان باد.
محمود منطقیان۱۴۰۱/۶/۱۴
برچسب ها :صبح خرد ، قادر لاهوتی ، محمود منطقیان
- نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
- نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
- نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.
درود اقای منطقیان شماسالها باهم بودید وبیشترازماامروزی ها سرد و گرم روزگاررا دیده وچشیده وزجرهابردیدوبسیارنکوکاری کزدی که یاد دوست دیرین خود را اینگونه ازته دل قلمی و روان کردی
عالی بود
زنده باد استاد منطقیان عزیز و هزاران درود به روان پاک استاد لاهوتی مرد علم و ادب
افسوس که افسانه سرایان همه رفتند
جناب آقای منطقیان اولا درگذشت چهره فرهنگی و ادبی شهرستان را مصادره به مطلوب نکنید
دوما زنده یاد یک با رد صلاحیت شد که دلیلش اصلاحطلبان هر دو طیف بودند که بلوا و جنجال درست کردند و ایشان تاوان دادند
سوما شما ثابت کردید بارها و بارها ایشان را رد صلاحیت کردید و اون را مناسب نمایندگی مردم ندید و همیشه رقابت شما و طیف تان با مرحوم از طیف اصولگرایی بیشتر بوده حتما صلاحیتش مورد تایید شما بوده که پایداری چی ها را هم ترجیح میدادید هر چند که همونها را هم فریب میدادید و در گچساران به تاجگردون رای میدادین
لطفا مردم را احمق فرض نکنید بعد از بهرام تاجگردون اگه شما صلاحیت ایشان مورد تاییدتان بود مطمئنا همیشه کاندید اصلاحطلبان و گاها خود آن مرحوم برنده انتخابات میشد
ایشان یک بار توسط سیستم رد صلاحیت شد ولی هزاران بار توسط شما و همفکرانتان صلاحیتش مورد تایید واقع نشده
عوامفریبی نکنید و حلوای مرده را نخورید که اختلاف شما اساسی تر از بحث سیاسی بود ایشان سیاسی و جناحی و اخلاقی بودند بر خلاف شما که اساس نظام را هم قبول ندارید و زیر علم تاج عدل و بزرگواری سینه میزنید و منفعت خود و گروه سیاسی تان را میبرید
حضور مردم در تشییع جنازه دکتر لاهوتی را سیاسی نکنید شرکت مردم از اقصی نقاط و همه اقشار و طوایف و گروه های فکری بوده و خیلی از افرادی که بودند با مشی سیاسی ایشان موافق نبودند اما به دلایل قومی قبیله ای و استاد و شاگردی و اخلاق و ادب مرحوم حضور بهم رساندند
با کلمات بازی نکنید که خدا شاهد و ناطر بر اعمال ماست البته اگر …
مطمئنا نظر بنده منتشر نخواهد شد
دمت گرم حق مطلب را گفتی
ممنون از انتشار نظر بنده و قضاوت غیر منصفانه ام
البته اکثر سایت ها و رسانه ها نظرات را گزینشی منتشر میکنند
سپاس
آفرین برمهران.عالی گفتید
سلام نظرات ونامه آقای منطقیلن ودیگرون را خواندم اما آیا تا به حال از خودتان پرسیدهاید که چرا هشت سال آقای جهانگیری که همه کاره مملکت بود.یک نفر لر را در جایگاه کشوری قرار نداد ولی امروز اشک تمساح میریزه
جناب آقای دکتر لاهوتی استاد ادب وفرهنگ وسیاست متعلق به همه سلایق سیاسی بوده واگه در عرصه سیاست قدرت مندان درحق قادرها قصور کردند هردو طیف سیاسی نه یک طیف خاص بودند که خدایتان ببخشدتان انشاالله پس مرحوم دکتر متعلق به همه مردم بوده که توانست درتشییع بی نظیر خویش همه را جمع کند.
ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 12 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : 12