تاریخ انتشار : چهارشنبه 16 شهریور 1401 - 12:37 - چهارشنبه 7 سپتامبر 2022 - 12:37

برای سید شرف الدین ملک حسینی؛

آزاده ای که رنگ تملق و تعلق ندارد

آزاده ای که رنگ تملق و تعلق ندارد
فصیح بزرگی است و فراوان گنجینه لغات دارد، ادیب است و سخنور و بسیار دان؛ چشم طمع به هیچ ندارد و هرگز برای مال وجاه دنیا نکوشید؛ ردای پدر که پوشید پدردانه رفتار کرد؛ در قید و بند گروه ها و طوایف قرار نگرفت و انگاری در تمام این سرزمین به دنیا آمده است.

“صبح خرد”؛  فصیح بزرگی است و فراوان گنجینه لغات دارد، ادیب است و سخنور و بسیار دان؛ چشم طمع به هیچ ندارد و هرگز برای مال وجاه دنیا نکوشید؛ ردای پدر که پوشید پدردانه رفتار کرد؛ در قید و بند گروه ها و طوایف قرار نگرفت و انگاری در تمام این سرزمین به دنیا آمده است.

عتاب و خطابش ادیبانه است و در چینش کلمات بدجوری ماهر است؛ ناطق نادری است و کم گوی و گزیده گوی ای فاخر..

چتری برای همه است؛ همین مقدار برای توصیفش اگر چه کم است اما مبسوط کوتاهی است که اصل موضوع و فحوا را می رساند…

اهل توصیه و تذکر است اما هیچگاه کلامش تلخ و گزنده نیست و مهمتر اینکه بوی تهدید نمیدهد و انگاری پدری، پسری را مهربانانه خطاب قرار می دهد.

اطرافش شلوغ نیست؛ یعنی آنقدری که جایگاه دارد افراد ندارد؛ شاید عدم نیازش به اعیان و اطراف به واسطه داشتن انبوهی از حسن ها و خصائص نکو است؛ همین مقدر داشته کافی است تا در این دیار به نگاه احترام و عزت نگریسته میشود.

نه چپ است و نه راست؛ در اردوگاه هیچکدام سهمی ندارد و مردمش را عزیز میدارد و همین است که عزیز است.

از روحانیون صاحب منصبی است که مدام می خواند و فراوان مطالعه می کند؛ نه اهل افراط است و نه تفریط را دوست دارد؛ حتی تن صدایش را مدیریت می کند انگونه که ادبا و خطبا…

وارد مسجد که میشود باشکوه ساده ای است به بلندای دنا و غارون سنگین و متین است و به اندازه دشت های دهدشت و چرام اما؛ خاضع و افتاده…

انگاری درخت پرثمر و قامت افراشته ای است که بار دارد و سایه اما شاخسارهای افتاده بر خاک….

چشمه ای است که میجوشد و زلال است و سیراب می کند؛ جاری است در تمام جغرافیای استان و هرگز نگاهش منطقه ای و قومی و قبیله ای نبود چرا که قبیله اش تمام مردم استان و دیگر جز آن هیچ ندارد…

بر پیکر قادر لاهوتی با قدرت حرف زد و جسورانه؛ از حسن خلق و آداب عبادت لاهوتی گفت و تاکید فراوان داشت بر استغفار و استغفار و استغفار…

گویی مخاطبش را می شناخت و نمی خواست صریح بگوید اما ملک حسینی شاید می دانست قدرت ها در حق قادرها قصور داشتند و همان جا خطابشان قرار داد که اگر گناهی کردید و قلمی و قدمی ناصواب برداشتین استغفار کنید شاید خدایتان بخشید….

آخرین حضور سید قادر لاهوتی هم کلاس درس بزرگی بود که در کلامش رنگ تعلق و تملق نبود و تذکرمان داد که دار دنیا سست و بی بنیان و در حق هم جفا نکنیم که دیر یا زود رخت اقامت باید کند و رفت….

ادریس کشاورز

ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 4 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : 4
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.

همشهری چهارشنبه , 16 شهریور 1401 - 18:02 - چهارشنبه , 7 سپتامبر 2022 - 18:02

دورد بر شرف این مرد به تمام معنا مرد

غلامرضا نادری چهارشنبه , 16 شهریور 1401 - 18:14 - چهارشنبه , 7 سپتامبر 2022 - 18:14

. باسلام
ادب ومعرفت حکم می کند دربرابر این توصیف وقلم توانایی نگارنده احترام گذاشت ملک حسینی فرزند پدر هست وزاده ی هنر

ع ص چهارشنبه , 16 شهریور 1401 - 18:27 - چهارشنبه , 7 سپتامبر 2022 - 18:27

حقیقتآ نوع بیان و گفتارش در مراسم تشییع، به دلم نشست

درود چهارشنبه , 8 شهریور 1402 - 13:34 - چهارشنبه , 30 اوت 2023 - 13:34

شرف با شرف الدین هویت اصلی خود را نمایان می کند درود بر این قلم واقعا زیبنده این انسان شریف هست