دورد بر شرف این مرد به تمام معنا مرد
برای سید شرف الدین ملک حسینی؛
آزاده ای که رنگ تملق و تعلق ندارد

“صبح خرد”؛ فصیح بزرگی است و فراوان گنجینه لغات دارد، ادیب است و سخنور و بسیار دان؛ چشم طمع به هیچ ندارد و هرگز برای مال وجاه دنیا نکوشید؛ ردای پدر که پوشید پدردانه رفتار کرد؛ در قید و بند گروه ها و طوایف قرار نگرفت و انگاری در تمام این سرزمین به دنیا آمده است.
عتاب و خطابش ادیبانه است و در چینش کلمات بدجوری ماهر است؛ ناطق نادری است و کم گوی و گزیده گوی ای فاخر..
چتری برای همه است؛ همین مقدار برای توصیفش اگر چه کم است اما مبسوط کوتاهی است که اصل موضوع و فحوا را می رساند…
اهل توصیه و تذکر است اما هیچگاه کلامش تلخ و گزنده نیست و مهمتر اینکه بوی تهدید نمیدهد و انگاری پدری، پسری را مهربانانه خطاب قرار می دهد.
اطرافش شلوغ نیست؛ یعنی آنقدری که جایگاه دارد افراد ندارد؛ شاید عدم نیازش به اعیان و اطراف به واسطه داشتن انبوهی از حسن ها و خصائص نکو است؛ همین مقدر داشته کافی است تا در این دیار به نگاه احترام و عزت نگریسته میشود.
نه چپ است و نه راست؛ در اردوگاه هیچکدام سهمی ندارد و مردمش را عزیز میدارد و همین است که عزیز است.
از روحانیون صاحب منصبی است که مدام می خواند و فراوان مطالعه می کند؛ نه اهل افراط است و نه تفریط را دوست دارد؛ حتی تن صدایش را مدیریت می کند انگونه که ادبا و خطبا…
وارد مسجد که میشود باشکوه ساده ای است به بلندای دنا و غارون سنگین و متین است و به اندازه دشت های دهدشت و چرام اما؛ خاضع و افتاده…
انگاری درخت پرثمر و قامت افراشته ای است که بار دارد و سایه اما شاخسارهای افتاده بر خاک….
چشمه ای است که میجوشد و زلال است و سیراب می کند؛ جاری است در تمام جغرافیای استان و هرگز نگاهش منطقه ای و قومی و قبیله ای نبود چرا که قبیله اش تمام مردم استان و دیگر جز آن هیچ ندارد…
بر پیکر قادر لاهوتی با قدرت حرف زد و جسورانه؛ از حسن خلق و آداب عبادت لاهوتی گفت و تاکید فراوان داشت بر استغفار و استغفار و استغفار…
گویی مخاطبش را می شناخت و نمی خواست صریح بگوید اما ملک حسینی شاید می دانست قدرت ها در حق قادرها قصور داشتند و همان جا خطابشان قرار داد که اگر گناهی کردید و قلمی و قدمی ناصواب برداشتین استغفار کنید شاید خدایتان بخشید….
آخرین حضور سید قادر لاهوتی هم کلاس درس بزرگی بود که در کلامش رنگ تعلق و تملق نبود و تذکرمان داد که دار دنیا سست و بی بنیان و در حق هم جفا نکنیم که دیر یا زود رخت اقامت باید کند و رفت….
ادریس کشاورز
- نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
- نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
- نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.
. باسلام
ادب ومعرفت حکم می کند دربرابر این توصیف وقلم توانایی نگارنده احترام گذاشت ملک حسینی فرزند پدر هست وزاده ی هنر
حقیقتآ نوع بیان و گفتارش در مراسم تشییع، به دلم نشست
شرف با شرف الدین هویت اصلی خود را نمایان می کند درود بر این قلم واقعا زیبنده این انسان شریف هست
ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 4 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : 4