تاریخ انتشار : یکشنبه 8 آبان 1401 - 13:42 - یکشنبه 30 اکتبر 2022 - 13:42

دلنوشته؛

سلام “آرتین تنهای” من!

سلام “آرتین تنهای” من!
من به نوبه خودم از "شهر فرهنگ و هنر سوق،استان کهگیلویه و بویراحمد ؛به نیابت از همکاران و دانش آموزان همشهری ام،تسلیت می گویم و مارا در غم خود شریک بدان !

“اعظم عباسی”؛”صبح خرد”، سلام “آرتین تنهای” من! میدانم “ملالی “نداری جز “دوری ” پدر ومادر!
تنهای ایرانی مظلوم من! می فهمم تنهایی ات را! واج به واج آن را با تمام وجودم درک می کنم!
“دوری عزیزان “سنگین ترین “و “دلهره آور ترین”اتفاق دنیاست! غیر قابل تصور!
“صبری ماورایی”می خواهد بر این غم !
و آنجا بیشتر “دلت “می گیرد که “تمام دارایی محبت تو به دست کسانی پر پر شدند که “بی دلیل”به جنگ با آنها آمدند!
مگر یک “لحظه”فقط یک لحظه نمی توانستند “آرتین خودشان “را هم ببینند!
چه بگویم ! چه بنویسم ! شعری بسرایم کدامین “قافیه”را برایش انتخاب کنم که با “خون “هم قافیه نشود!
کدام “قالب نوشتن” را برای “بزرگترین تراژدی دنیا “”و حقوق بشر ظاهری شان “انتخاب کنم!
نمی دانم چه کسی به تو “فرداها”بخواهد “غیرت “،”وفا”،”وطن دوستی “را معنا می کند !
اما تو خودبا “چشمان مضطرب و گریانت”این “مترادف ها” را دیدی و بهترین “معنای”جهان را خواهی گفت با “چاشنی غم و فراق و تنهایی”!
برایت آرزو می کنم که “منجی بشریت ” روزی به امید خدا “انتقام” خون شهدا را خواهدگرفت و “مرهمی “بشود بر زخم های جانسوز “قلب تنهایت!”
و مطمئن باش اگر تمام “دنیا “زیر و رو شود ،باز هم “ایرانیان باغیرتی”پیدا خواهند شد و “دل آرتین عزیزمان “را آرام خواهند کرد !
من به نوبه خودم از “شهر فرهنگ و هنر سوق،استان کهگیلویه و بویراحمد ؛به نیابت از همکاران و دانش آموزان همشهری ام،تسلیت می گویم و مارا در غم خود شریک بدان !
هم‌نوا با دل زارت چنین می سراییم حرف دلمان را:
” بر آی ای آفتاب صبح امید
که در دست شب هجران اسیرم!”

 

اللهم عجل لولیک الفرج ———–اعظم عباسی دبیرادبیات شهرستان کهگیلیویه—–آبان ۱۴۰۱

ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : 0
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.