جناب ضرغامی
این مطلب یک بیانیه سیاسی با لعاب علمی ست
مدیریت حوضههای آبریز و عدالت توزیع منابع؛
پرونده گندمکار در ترازوی علم و توسعه!

کیوان ضرغامی-صبح خرد؛ در ایرانِ بحرانزده از منظر منابع آبی و انرژی، هر پروژه انتقال یا بهرهبرداری جدید، “محک کارآمدی نظام مدیریت آب و انرژی ” و “میزان پایبندی ما به عدالت زیستمحیطی و منابع” است. ماجرای انتقال آب از گندمکار به دیشموک و چاروسا نمونهای روشن از این آزمون است؛ جایی که “منافع یک استان سرچشمهدار” و “نگرانیهای استان پاییندست” در برابر هم قرار گرفتهاند. کهگیلویه سالها بهعنوان بخشی از بالادست حوضه، آب خود را بدون بهرهمندی متناسب به سمت خوزستان روانه کرده است. این جریان، معیشت پاییندست را تقویت کرده، اما همزمان، محرومیت آبی و کشاورزی در بالادست را تداوم بخشیده است. اکنون که این شهرستان در پی استفاده از بخشی از منابعش برای توسعه محلی است، مخالفتهایی با پرچم «محیطزیست» از سوی خوزستان مطرح میشود.
در نگاه علمی، اصل “مدیریت یکپارچه حوضه آبریز (IWRM)” ایجاب میکند که تخصیص منابع نه بر اساس مرزهای سیاسی، بلکه بر اساس “ظرفیت هیدرولوژیک”، “نیازهای اجتماعی” و “الزامات زیستمحیطی” انجام گیرد. این یعنی “هیچ استانی حق ندارد از جریان طبیعی رودخانه به گونهای استفاده کند که حیات اکوسیستم پاییندست را مختل کند”، اما همزمان، “هیچ استانی نیز نباید از دسترسی به منابع خود بهطور کامل محروم شود.”
کهگیلویه، بهعنوان “صاحب سرچشمه”، مطالبهای مشروع دارد: “کاهش شکاف تاریخی در بهرهمندی از منابع.” خوزستان نیز دغدغهای قابل احترام دارد: “جلوگیری از آسیب به رودخانه اعلاء و تالاب شادگان.” اما این دو مطالبه، در چارچوب “دانش روز آبشناسی”، قابل جمع هستند. برداشت “علمی، محدود و فصلی” از بخش مازاد جریان، به همراه “رعایت دقیق حقآبه محیطزیستی”، میتواند به هر دو هدف پاسخ دهد.
از منظر عدالت اجتماعی، “محرومیت مضاعف مناطق بالادست” در کنار “بار سنگین مهاجرت، بیکاری و فرسایش سرمایه اجتماعی”، نوعی “نابرابری ساختاری در توزیع منابع” ایجاد کرده است. تداوم این وضعیت، به گفته بسیاری از جامعهشناسان توسعه، به “تقویت گسستهای منطقهای” و “افزایش بیاعتمادی میان استانها” منجر خواهد شد.
گندمکار فرصتی است برای نشان دادن این که “میتوان میان توسعه محلی و حفاظت زیستمحیطی تعادل برقرار کرد.” لازمه آن، “اجرای پروژه با پیوستهای محیطزیستی شفاف”، “بهرهوری بالا در مصارف کشاورزی” و “مشارکت واقعی جوامع محلی در تصمیمگیری” است. اگر چنین شود، این پروژه نه تنها “تهدیدی برای پاییندست” نخواهد بود، بلکه “الگویی ملی برای مدیریت عادلانه آب در شرایط بحران” خواهد ساخت.
به بیان روشن، “حق کهگیلویه بر منابعش تنها زمانی پایدار و مشروع میماند که با زبان علم و معیارهای اکولوژیک تعریف شود”؛ و “حق خوزستان نیز زمانی درخور احترام کامل است که از مرزهای واکنش سیاسی و هیاهوها فراتر رود” و بر “اصلاح الگوی مصرف و پایداری بلندمدت منابع” متمرکز شود.
پرونده گندمکار، اگر درست مدیریت شود، میتواند گامی به سوی “آشتی توسعه و حفاظت” باشد؛ اگر نه، یک نمونه دیگر از “جدالهای فرسایشی بر سر آب” خواهد شد که در آن، “برندهای جز بیاعتمادی و تخریب طبیعت” وجود ندارد.
اما فراتر از این جدال، گندمکار یک “آزمایش ملی برای بلوغ سیاستگذاری آبی ایران” است. این پرونده به ما یادآوری میکند که “منابع آب میراث مشترک ملتاند” و هرگونه “مصرف، تخصیص یا انتقال” باید در بستر “شفافیت اطلاعاتی”، “مشارکت ذینفعان” و “پاسخگویی علمی” انجام گیرد. اجرای پروژه بدون “نقشه راه هیدرولوژیک” و “پایش مستمر اثرات” نه تنها خطر بروز بحران را افزایش میدهد، بلکه میتواند مشروعیت سیاسی آن را نیز مخدوش کند.
همچنین این پرونده فرصتی است برای اثبات اینکه “توسعه منطقهای نباید گروگان سیاستزدگی شود.” هرگاه منافع ملی و منطقهای با دادههای علمی و اصول زیستمحیطی همسو شود، تضادها به گفتوگو و همکاری بدل میشود. اما اگر علم کنار گذاشته شود، حتی شریفترین مطالبهها نیز به ابزار منازعه بدل خواهند شد.
در نهایت، دفاع از حق آبی کهگیلویه، به معنای دفاع از “اصل توازن در توسعه و حفاظت” است. این اصل اگر امروز در گندمکار رعایت شود، فردا در سایر حوضهها نیز بهعنوان قاعدهای ملی مورد استناد قرار خواهد گرفت. بیتردید، تاریخ درباره این پرونده قضاوت خواهد کرد؛ قضاوتی که یا ما را بهعنوان “نسلی که علم و عدالت را در مدیریت آب به کار بست” ثبت میکند، یا بهعنوان نسلی که “فرصت آشتی توسعه و حفاظت را برای همیشه از دست داد.”
نویسنده: کیوان ضرغامی
- نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
- نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
- نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.
رود علا کوچکترین و در عین حال حساس ترین روخانه خوزستان هست اصلا آب اضافه چندانی در مقایسه با رودهای بزرگی مثل مارون یا کارون و کرخه و دز که میلیارد مترمکعبی سد دارند نداره این پروژه دیوانگی محض و نابودی معیشت چند شهر خوزستان هست که تنها رود جاری آن علا هست
اگه آب برای خوردن باشه باید صدرصد آب را به کهگلویه بدهن جون انسان واجب تره از زمین کشاورزی خوزستانه
باسلام خوزستان و کهکیلویه و چهارمحال بجز اعراب مهاجرهمگی لر هستند.واصلا موضوع آب را باید هرچه سریع حل فصل کنند.
ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 4 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : 4