تاریخ انتشار : چهارشنبه ۵ شهریور ۱۴۰۴ - ۱۶:۱۶

نگارش مجید شهبازی؛

فردوسی؛ غریبِ آشنا

فردوسی؛ غریبِ آشنا
این روزها ماجرای اهانت یک طنزپرداز به حکیم ابوالقاسم فردوسی، دل بسیاری از دوستداران فرهنگ و ادب فارسی را آزرده است. اما پرسش بزرگ پیش روی ماست: چرا تنها در هنگامه‌ی توهین و جنجال به یاد فردوسی می‌افتیم؟

مجید شهبازی_صبح خرد؛  این روزها ماجرای اهانت یک طنزپرداز به حکیم ابوالقاسم فردوسی، دل بسیاری از دوستداران فرهنگ و ادب فارسی را آزرده است. اما پرسش بزرگ پیش روی ماست: چرا تنها در هنگامه‌ی توهین و جنجال به یاد فردوسی می‌افتیم؟

فردوسی تنها یک شاعر نیست؛ او ستون هویت ایرانی و پاسدار زبان فارسی است. اگر امروز، پس از هزار سال، هنوز فارسی سخن می‌گوییم و می‌نویسیم، مرهون شاهنامه‌ایم. شاهنامه نه فقط کتابی سترگ، که دانشگاهی عظیم از خرد، اخلاق، میهن‌دوستی و انسان‌گرایی است. هر بیت آن درس آزادگی و شرافت است و هر داستانش تابلویی از حماسه، عقلانیت و انسانیت.

با این همه، سال‌هاست که فردوسی در وطن خویش غریب مانده است. رسانه‌ی ملی، که می‌تواند صدای او را به خانه‌های مردم ببرد، جز به‌ندرت به شاهنامه پرداخته است. نه فیلمی در شأن او ساخته‌ایم و نه برنامه‌ای فراگیر برای معرفی اندیشه‌های بی‌مانندش فراهم کرده‌ایم. کدام مسئول فرهنگی یا سیاسی در سخنان خود به گفته‌های حکیم توس استناد کرده است؟

ما چنان به بزرگان خویش بی‌مهری کرده‌ایم که امروز بخشی از نسل نوجوان نه تنها نگاه محبت‌آمیزی به آنان ندارند، بلکه گاه از خدمات دانشمندان و ادبای این سرزمین بی‌خبرند و حتی برخی آنان را دستمایه‌ی تمسخر قرار می‌دهند. این بی‌خبری، نتیجه‌ی سال‌ها غفلت فرهنگی است؛ غفلتی که اگر ادامه یابد، رشته‌ی پیوند نسل‌های آینده با هویت و میراثشان را سست خواهد کرد.

عظمت فردوسی چنان است که جهانیان او را می‌شناسند و بزرگ می‌دارند، اما در سرزمین خودش کمتر به او پرداخته می‌شود. این بی‌توجهی زخمی بر پیکره‌ی فرهنگ ماست.

امروز، به جای آنکه تنها به محکوم کردن یک اهانت بسنده کنیم، باید از خود بپرسیم: چه کرده‌ایم برای زنده نگاه داشتن میراث فردوسی؟ آیا سزاوار است چنین دریای خرد و حکمت در کنج کتابخانه‌ها خاک بخورد و نسل‌های جوان از آن بی‌بهره بمانند؟

بیاییم فردوسی را آن‌گونه که شایسته است پاس بداریم؛ نه فقط با واکنش‌های مقطعی، بلکه با بازگشت به شاهنامه، با تدریس آن در مدارس و دانشگاه‌ها، با ساخت فیلم‌ها و سریال‌ها، و با دمیدن روح اندیشه‌های او در زندگی امروزمان.

فردوسی حکیم توس است؛ مردی که با سرودن شاهنامه، زبان ما را جاودانه کرد و هویت ما را استوار ساخت. او نه تنها شاعر ایران، که وجدان بیدار تاریخ ماست.

ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 20 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : 20
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.

ناشناس پنجشنبه , ۶ شهریور ۱۴۰۴ - ۱۴:۱۶

فردوسی فاشیست اشنا

سپهر شنبه , ۸ شهریور ۱۴۰۴ - ۲۲:۳۶

نمیدونم شما چه جور مدرسی هستید اما کوروش بزرگ رو تمام دنیا به دادخواهی و دادگر بودن می شناسند و پدر ایران زمین هستند و حکیم ابوالقاسم فردوسی در زمانی که گرد آفرید را به عنوان پهلوان دژ سپید نام بردند و کسی که در برابر فرزند رستم پایداری کرده نشان دادند به حرمت زن احترام گذاشتند و یا در داستان بیژن و منیژه زنان را سمبل عشق و وفاداری قرار دادند لطفا اگر سواد ندارید دهن خود را ببندید کسی مجبور نکرده درباره همه نظر بدهید

مدرس دانشگاه و محقق تاریخ جمعه , ۷ شهریور ۱۴۰۴ - ۱۱:۱۵

شوخی با یک شاعر دون پایه موجب جریه دار شدن منحرفین و نزاد پرستان تندرو ملی گرای تمامیت خواه پاک فارسیسم شده.و گرنه اگر کسی واقعا دارای فهم فرهنگی مناسب باشد فردوسی را یک زن ستیز و نزاد پرست بیش نمی شناسد . و متاسفانه او را و کوروش را مقدس می پندارند . کی ها همان تندروهای افراطی کخ از تاریخ واقعی این سرزمین بی اطلاع هستند و پیرو کودتای انگلیسی رضا خانی هستند

سپهر شنبه , ۸ شهریور ۱۴۰۴ - ۲۲:۳۵

نمیدونم شما چه جور مدرسی هستید اما کوروش بزرگ رو تمام دنیا به دادخواهی و دادگر بودن می شناسند و پدر ایران زمین هستند و حکیم ابوالقاسم فردوسی در زمانی که گرد آفرید را به عنوان پهلوان دژ سپید نام بردند و کسی که در برابر فرزند رستم پایداری کرده نشان دادند به حرمت زن احترام گذاشتند و یا در داستان بیژن و منیژه زنان را سمبل عشق و وفاداری قرار دادند لطفا اگر سواد ندارید دهن خود را ببندید کسی مجبور نکرده درباره همه نظر بدهید

محمدحسین‌حسینی دوشنبه , ۱۰ شهریور ۱۴۰۴ - ۱۵:۰۹

بله تازی ومغول وتاتارنژاد هااز فردوسی بزرگ خوششان نمی آیدچون اینها ژن ایران ندارند اگر فردوسی نبود اکنون ایران هم مانند ۳۰کشور دیگرکه تازی نبودند وتاز شدندایرانیان هم تازی بودند ونویسندگان وسروده سرایان ایرانی همه کتاب هاوجزوات خود را به تازی م ی نوشتندو دشداشه می پوشیدنداما زینب بتو دروغ گفته اندکه اگر مردات ایرانی دشدشه پوشبودند سهم توبیشتر می شداگر نمی پذیری برو درعربستانودر یک هتل مدتی زندگی کن پس از آن بیا وخاطرات هزار گانه ات را بنویس تا بدانی بتو دروغگفته اند من هم می خوانمش

محمد جمعه , ۷ شهریور ۱۴۰۴ - ۱۹:۲۹

چو شیران برفتا گرفتا به دست آتشی.گزندی بزد در لواسان بزی چیره دست.به غفلت سفید کرد چشم خویش.نه زینب بلکه رازی بلند.شمردش به تسبیح و گفتا به خیر.روان کرد از زبان خرد را به مهر .نمک بر دلش هی نزن مردمک.از این آسمان نیفتاده قطره ای زان سرشت.به گرمی دلش را به دست ار ملک بلند.قده پر کنو ابروش کن کمند.

گوروش شنبه , ۸ شهریور ۱۴۰۴ - ۱۰:۱۴

عجب غریبی ،جابی نموده در مناطق غیر شهر فردوس حکیم کوچه ،خبابن پاساژ،سینما،پارک ،کتابخانه، و…بنام فردوسی غریبه باشد .بیچاره سعدی که از شما خبری در مقابل این حکیم قصه سرا خبری نیست.

محسنفردوسی شاعری نژادپرست فاشیست ترک ستیز عرب ستیز وزن ستیز می باشد بی جهت گنده ش مکنید چهارشنبه , ۱۲ شهریور ۱۴۰۴ - ۱۵:۱۳

تمام شهرهای ایران ذکر شده در شاهنامه درافغانستان کنونی قرار دارد لازم به ذکراست شهر زابل درایران به دستور رضاشاه ازنصرت آباد به زابل تغییر نام یافته وولایت زابل درافغانستان قراردارد.

ایران شنبه , ۸ شهریور ۱۴۰۴ - ۲۰:۴۳

پان ترک مغولی چی می فهمد

رضا شنبه , ۸ شهریور ۱۴۰۴ - ۲۱:۳۳

متأسفانه باز هم دچار افراط و تفريط شديم همةتخريبش كرديم و هم بت ساختيم ،

ناشناس یکشنبه , ۹ شهریور ۱۴۰۴ - ۱۸:۲۱

فردوسی شعر نظر ایران وایرانی فردوسی ک ایران با ادبیات نهگدار داشته

ایرج بندری یکشنبه , ۹ شهریور ۱۴۰۴ - ۲۳:۳۷

فردوسی نامدار فرا تر از ژرژ سارتن که در سال ۱۹۲۳میلادی کتاب تاریخ سپیده دم علم را نوشت با پروراندن صفحه تاریک و ابهام آمیز نیستی در ذهن تیز بین خویش راز آفرینش علم و آدم را سرود
از آغاز باید که دانی درست & سرمایه گوهران از نخست
که یزدان ز ناچیز چیز آفرید & بدان تا توانایی آمد پدید

یکی آتشی بر شده تابناک & میان آب و باد از ابر تیره خاک

ازو مایه آمد چهار & برآورده بی رنج و بی روزگار

نخستین که آتش ز جنبش دمید & ز گرمایش پس خشکی آمد پدید

وز آیین ز آرام سردی نمود &ز سردی همان باز تری فزود

چو این چهار گوهر بجای آمدند & ز بهر سپنجی سرای آمدند

پدید آمد این گنبد تیز رو & شگفتی نماینده نو به نو

چو دریا و چون کوه و چون دشت راغ & زمین شد بکردار روشن چراغ

ستاره بسر بر شگفتی فزود & به خاک اندرون روشنایی فزود

آب ده و دو شد کدخدای & گرفتند هریک سزاوار جای

چنین است فرجام کار جهان & نداند کس آشکار و نهان

ایرج بندری دوشنبه , ۱۰ شهریور ۱۴۰۴ - ۰:۱۱

اهمیت اهمیت شاهنامه فقط در جنبه های شاعرانه و حماسه ای آن خلاصه نمی‌شود سخن فردوسی صندوقچه نیک سرشتی ها و بد سرشتی ها و بحرانهایی است که نوع بشر از بدو خلقت با آنها در گیر بوده است شاهنامه فردوسی کتابی جهانی ؛ فرهنگ پرور ؛ انسان ساز ؛ گرانمایه تمرین سند هویت ما ایرانیان است فردوسی در بدو امر اشتراکات خونی و پیوند خویشاوندی سه قوم ایرانی و ترک و تازی (عرب )را بیان داشته است نمونه
سر تازیان سرو شاه یمن & می آورد و می خواره کرد انجمن
سه پور فریدون سه داماد اوی & بخوردند می هر سه با یاد اوی
سبک بر سر آبگیر گلاب & بفرمودشان ساختن جای خواب

کیقباد در پاسخ نامه آشتی جویانه پشنگ شاه ترکان میگوید
ز کردار بد گر پشیمان شوید & به نوی ز سر باز هم پیمان شوید
شما را سپارم از آنسوی آب & مگر یابد آرامش افراسیاب
نبیر فریدون فرخ ؛ پشنگ & به سیری همی سر به پیچد ز جنگ
درستکاری کارنامه فردوسی بیشتر از آن روست که وی از بزرگنمایی بیهوده ایرانیان و خوار داشتن غیر ایرانیان پرهیز نموده
فردوسی با زبان ارجاسب شاه ترکان گشتاسب شاه ایران را اندرز نموده
نوشتم یکی نامه دوست وار & که هم دوست بودند هم نیک یار
بخواند آن زمان نزد خود نام خواست & دگر بیدرفش آنکه او نام خواست
که گشتاسب لهراسب را بگوی & کزین سان چه ریزی همی ابروی
میفکن تو آیین شاهان خویش & بزرگان گیتی که بودند پیش
ار ایدونگه بپذیری این نیک پند & ز ترکان به جانت نیاید گزند
زمین کسانی و ترکان و چین & ترا باشد آن همچون ایران زمین

محمدحسین‌حسینی دوشنبه , ۱۰ شهریور ۱۴۰۴ - ۱۴:۳۰

بادرود.بله اگر فردوسی بزرگ شاهنامه را نسروده بوداکنون ایران هم مانند ۳۰ کشور دیگرکه تازی نبودندوتازی شدند به تازی سخن می گفتندکلیه سروده سرایان ونویسندگان در ایران هم بزبان تازی کتاب ها وسروده های خود را نوشته ومی نوشتند این یک زره از ارزش فردوسی اما زنی مانند زینب کوزکو فکرمی کند اگر مردان دشداشه می پوشیدندچیز بزرگتری به او می رسید برود در عربستان مدتی در یک هتل زندگی کند وبیایدخاطرات هزار گانه اش را برای ما بنویسدتا بداند که به اودروغ گفته اند

محمدحسین‌حسینی دوشنبه , ۱۰ شهریور ۱۴۰۴ - ۱۵:۳۳

بادرود. اگر فردوسی جنت مکان نبوداکنون ما و تمام فارسی زبانان جهان عربی سخن می گفتیم وسعدی وحافظ و…همه کتاب هایشان را به عربی نوشته بودند وما هم عربی می نوشتیم دشمن هر چند گاه تاکتیک ولباس سربازانش وخائنین به ایران را تغییر می دهد گاه با هجوم نظامی وگاهی با هجوم به فرهنگ وگاهی باپوشاندن پوست سگ به تن شغال ها تا مردم ما را به اشتباه اندازدزینب کوزکو هم برای خودنمایی ودیده وشناخته شدن سگ پیاده نظام خائنین به ایران شد وپاچه فردوسی بزرگ را گرفت اوفکر می کند اگر مردان ایران دشداشه می پوشیدند چیز بیشتری به او می رسید اما چون می دانستن اوکودن وتوهم دانایی وخودنمایی داردر بهاو دروغ گفتند برای راستی آزمایی برود در عربستان در یک هتل مدتی ساکن شود وبیاید تجربیات هزارگانه اش را بنویسد ماهم تجربیاتش را می خوانیم سید

محمدحسین‌حسینی دوشنبه , ۱۰ شهریور ۱۴۰۴ - ۱۵:۳۵

زینب . بزرگش نخوانند اهل خرد که نام بزرگان به زشتی برد

Js سه شنبه , ۱۱ شهریور ۱۴۰۴ - ۱۳:۰۹

از ضعف فرهنگی و مظلومیت ایران همین بس که به راحتی به بنیانگذار ایران به تاریخ ۲۵۰۰کورش به تمدن ۳۷۰۰ساله زرتشت که شاه نامه از آن یاد میکند توهین میکنند و این مصداق بازر خیانت و اوج بی شرمی است . مگر میتوانی توی چین به مائو و توی ترکیه به مصطفی کمال و توی عربستان به عمر چیزی بگی ، هرگز هرگز، اما توی ایران میتونی به تاریخ و مفاخر و هر چه میتونی توهین کنی له کنی ، اوف بر این روحیه ضد ایرانی شرم بر شما باد خیانت از این بالاتر و بی شرمی از از افتضاح تر نیست

صادقی سه شنبه , ۱۱ شهریور ۱۴۰۴ - ۱۳:۱۰

از ضعف فرهنگی و مظلومیت ایران همین بس که به راحتی به بنیانگذار ایران به تاریخ ۲۵۰۰کورش به تمدن ۳۷۰۰ساله زرتشت که شاه نامه از آن یاد میکند توهین میکنند و این مصداق بازر خیانت و اوج بی شرمی است . مگر میتوانی توی چین به مائو و توی ترکیه به مصطفی کمال و توی عربستان به عمر چیزی بگی ، هرگز هرگز، اما توی ایران میتونی به تاریخ و مفاخر و هر چه میتونی توهین کنی له کنی ، اوف بر این روحیه ضد ایرانی شرم بر شما باد خیانت از این بالاتر و بی شرمی از از افتضاح تر نیست

ناشناس سه شنبه , ۱۱ شهریور ۱۴۰۴ - ۱۷:۴۹

فردوسی واقعاً زبان فارسی را زنده کرد و پهلوان بودن ایرانیان را به رخ دنیا کشید آفرین بر فردوسی پاکزاد…..

محسن چهارشنبه , ۱۲ شهریور ۱۴۰۴ - ۱۵:۱۰

تمام شهرهای ایران ذکر شده در شاهنامه درافغانستان کنونی قرار دارد لازم به ذکراست شهر زابل درایران به دستور رضاشاه ازنصرت آباد به زابل تغییر نام یافته وولایت زابل درافغانستان قراردارد.

رفتن به نوار ابزار