تاریخ انتشار : جمعه ۷ شهریور ۱۴۰۴ - ۲۱:۲۶

یادداشت فوتبالی بقلم سیدابوصالح دانشفر

نوستالوژی استادیوم آزادی دهدشت/عصرطلایی فوتبال دهدشت در دهه شصت

نوستالوژی استادیوم آزادی دهدشت/عصرطلایی فوتبال دهدشت در دهه شصت
به یاد روزهایی که مستطیل سبزاستادیوم ازادی دهدشت درمحاصره سیل عظیم جمعیتی بودکه جهت تماشای رقابتهایربسیارداغ ودیدنی وپرهیجان درکناررفاقتهای به یادماندنی سکوهای سردسیمانی رابه تسخیرخود دراورده ودورتادورزمین وبین فنس وسکوهاوحتی کوچه های پشتی استادیوم که تعدادی زبادی ماشین بنز ده تن خاور کنارهم پارک شده بودند

صبح خرد؛ایستگاه خاطره؛ بازگشتی به عصر طلایی فوتبال دهدشت

بقلم: سیدابوصالح دانشفر

دهه شصت، عصر طلایی فوتبال کهگیلویه؛ روزهایی که استادیوم آزادی دهدشت، قلب تپنده هیجان و شادی مردم بود. ورزشگاهی که سکوهای سرد سیمانی‌اش با طبل و شیپور و پلاکاردها جان می‌گرفت و فریادهای پرشور هواداران، آسمان شهر را به لرزه درمی‌آورد.

صف‌های طولانی مقابل باجه کوچک بلیط‌فروشی، ازدحام جمعیت، خیابان‌های قفل‌شده و هیاهوی مردمانی که از روستاها و شهرهای اطراف خود را به آزادی می‌رساندند، تصویری فراموش‌نشدنی از روزهایی است که فوتبال تنها یک مسابقه نبود؛ بلکه جشن بزرگ همدلی و رفاقت بود.

شادروانان ملاغلامرضا بازیار، حسین پاد و دستیار با صبوری و جدیت وظیفه کنترل و فروش بلیط و حفظ نظم را برعهده داشتند و نامشان برای همیشه در خاطره ورزش این دیار جاودانه شد.

درون مستطیل سبز اما ستارگان محبوبی می‌درخشیدند؛ از لطف‌الله اروانه، بهرام فلاحت‌پیشه، قلندر سخن‌سنج، غلام مرادی و حمزه بخشی گرفته تا شهیدان جلال موسویان، حسین عادل‌زاده، سیدحمدالله جنگلی، ابوالفتح دلنسب و بسیاری دیگر که هر یک بخشی از هویت ورزشی کهگیلویه را شکل دادند. دریبل‌ها، سانترها، پروازها و شوت‌هایشان هنوز هم در ذهن هزاران تماشاگر زنده است.

روی سکوها، «اندک اندک جمع مستان می‌رسد» سرود همیشگی بود و تماشاگران با پرچم‌ها و بوق‌های رنگی، استادیوم را به دیگی جوشان بدل می‌کردند. حتی فروشنده‌های تخمه ژاپنی، یخ‌دربهشت و پسته کوهی «بُن»، بخشی جدانشدنی از این شور بودند.

امروز اما بسیاری از آن ستارگان و هواداران پرشور در میان ما نیستند. یادشان گرامی و روحشان قرین آرامش. مرور خاطراتشان تنها یک دل‌خوشی ساده نیست؛ بلکه تلنگری است برای ما که زندگی کوتاه است و باید قدر یکدیگر را دانست.

بیایید تا زنده‌ایم، به هم مهر بورزیم و برای هم احترام قائل شویم؛ چرا که فردا شاید بسیار دیر باشد.

 سیدابوصالح دانشفر – دهدشت، شهریور ۱۴۰۴

برچسب ها :

ناموجود
ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : 0
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.

رفتن به نوار ابزار