یادداشت فوتبالی بقلم سیدابوصالح دانشفر
نوستالوژی استادیوم آزادی دهدشت/عصرطلایی فوتبال دهدشت در دهه شصت

صبح خرد؛ایستگاه خاطره؛ بازگشتی به عصر طلایی فوتبال دهدشت
بقلم: سیدابوصالح دانشفر
دهه شصت، عصر طلایی فوتبال کهگیلویه؛ روزهایی که استادیوم آزادی دهدشت، قلب تپنده هیجان و شادی مردم بود. ورزشگاهی که سکوهای سرد سیمانیاش با طبل و شیپور و پلاکاردها جان میگرفت و فریادهای پرشور هواداران، آسمان شهر را به لرزه درمیآورد.
صفهای طولانی مقابل باجه کوچک بلیطفروشی، ازدحام جمعیت، خیابانهای قفلشده و هیاهوی مردمانی که از روستاها و شهرهای اطراف خود را به آزادی میرساندند، تصویری فراموشنشدنی از روزهایی است که فوتبال تنها یک مسابقه نبود؛ بلکه جشن بزرگ همدلی و رفاقت بود.
شادروانان ملاغلامرضا بازیار، حسین پاد و دستیار با صبوری و جدیت وظیفه کنترل و فروش بلیط و حفظ نظم را برعهده داشتند و نامشان برای همیشه در خاطره ورزش این دیار جاودانه شد.
درون مستطیل سبز اما ستارگان محبوبی میدرخشیدند؛ از لطفالله اروانه، بهرام فلاحتپیشه، قلندر سخنسنج، غلام مرادی و حمزه بخشی گرفته تا شهیدان جلال موسویان، حسین عادلزاده، سیدحمدالله جنگلی، ابوالفتح دلنسب و بسیاری دیگر که هر یک بخشی از هویت ورزشی کهگیلویه را شکل دادند. دریبلها، سانترها، پروازها و شوتهایشان هنوز هم در ذهن هزاران تماشاگر زنده است.
روی سکوها، «اندک اندک جمع مستان میرسد» سرود همیشگی بود و تماشاگران با پرچمها و بوقهای رنگی، استادیوم را به دیگی جوشان بدل میکردند. حتی فروشندههای تخمه ژاپنی، یخدربهشت و پسته کوهی «بُن»، بخشی جدانشدنی از این شور بودند.
امروز اما بسیاری از آن ستارگان و هواداران پرشور در میان ما نیستند. یادشان گرامی و روحشان قرین آرامش. مرور خاطراتشان تنها یک دلخوشی ساده نیست؛ بلکه تلنگری است برای ما که زندگی کوتاه است و باید قدر یکدیگر را دانست.
بیایید تا زندهایم، به هم مهر بورزیم و برای هم احترام قائل شویم؛ چرا که فردا شاید بسیار دیر باشد.
سیدابوصالح دانشفر – دهدشت، شهریور ۱۴۰۴
برچسب ها :
ناموجود- نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
- نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
- نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.
ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : 0