به بهانه حاشیه اخیر سریال سووشون؛
ريشه واكنش ها به تحريف هويت اقوام در قاب شيشه اى

“صبح خرد”؛زهرا وصالى در ابتكارجنوب نوشت : در روزهایی که سریال سووشون به کارگردانی نرگس آبیار، بهعنوان یکی از مهمترین اقتباسهای ادبی، در صدر بحثهای فرهنگی قرار گرفته، آنچه بیش از همه جلب توجه کرده، نه کیفیت هنری اثر است و نه وفاداریاش به رمان سیمین دانشور؛ بلکه واکنشهای تند و گستردهی قوم لر به بازنماییشان در یکی از صحنههای سریال است. واکنشی که اگرچه در ظاهر به یک دیالوگ یا تصویر محدود میشود، اما در عمق، ریشه در سالها تجربهی تحقیر، کلیشهسازی و حذف دارد.
اما این اعتراضها را نباید صرفاً واکنشی احساسی یا هیجانی دانست. آنها نشانهایاند از شکاف عمیق میان روایتهای رسمی و حافظهی جمعی اقوام ایرانی. و شاید مهمتر از همه، نشانهای از آنکه ما هنوز در بازنمایی تاریخ و هویت، گرفتار سطحنگری هستیم و البته یک نکته دیگر را هم متذکر می شود و آن اینست ما کتاب نمی خوانیم.
وقتی رمان خوانده نمیشود، سریال تنها میماند
رمان سووشون، نخستین رمان بلند نوشتهشده توسط یک زن ایرانی، در سال ۱۳۴۸ منتشر شد و به سرعت به یکی از پرخوانندهترین آثار ادبیات معاصر ایران تبدیل شد. سیمین دانشور، با نگاهی انسانی، شاعرانه و ضد استعماری، داستانی را روایت میکند که در دل بحرانهای تاریخی، نماد مقاومت، مظلومیت و بیداریست.
در این رمان، «یوسف» نماد آرمانگرایی و ایستادگی در برابر اشغالگران است. او حاضر نیست آذوقهی مردم را به نیروهای بیگانه بفروشد، حتی اگر این تصمیم برای خانوادهاش خطرساز باشد. در مقابل، «زری» همسر او، با نگاهی محافظهکارانهتر، تلاش میکند خانواده را از گزند حوادث حفظ کند. این تضاد، نه نشانهی ضعف، بلکه بازتابی از واقعیت روانی و اجتماعی زنان آن دوره است.
اما مهمتر از همه، دانشور در سووشون میخواهد نشان دهد که چگونه یک زن، در دل ترسها و تردیدها، به آگاهی و کنشگری میرسد. زری، در پایان رمان، دیگر آن زن خاموش نیست؛ او صدای خود را پیدا کرده، و این صداییست که دانشور میخواست به زنان ایرانی بدهد.
رمان سووشون، برخلاف برداشتهای سطحی، نه اثری ضد قوم لر است و نه تصویری تحقیرآمیز از جنوب ایران ارائه میدهد. سیمین دانشور، با نگاهی انسانی و ضد استعماری، شخصیتهایی را خلق کرده که در دل بحرانهای تاریخی، نماد مقاومت، مظلومیت و بیداریاند. «یوسف» در رمان، نه یاغی، بلکه قهرمانیست که در برابر اشغالگران و سازشکاران داخلی ایستاده. «زری»، راوی زن داستان، با صدایی آرام اما عمیق، روایتگر تحول درونی و اجتماعیست.
در بخشهایی از رمان، یوسف شخصیت روشنفکر، اخلاقمدار و منتقد قدرت از قوم لر با احترام یاد میکند. او آنان را مردمی میداند که حاضر نیستند گندم خود را به ارتش اشغالگر انگلیس بفروشند، و ترجیح میدهند آن را برای مردم خود نگه دارند. این نگاه، آنان را نماد مقاومت، استقلالطلبی و وفاداری به خاک و فرهنگ بومی معرفی میکند.
یوسف خطاب به مقامات حکومتی (و در واقع روایت دانشور از تحریف تاریخ):«شما اسم این مردم را یاغی گذاشتهاید چون نمیخواهند گندمشان را بدهند. اگر دفاع از حق خود و نان خانوادهشان یاغیگریست، پس شرافتمندترین یاغیان همینها هستند.»در جایی دیگر، یوسف به زری میگوید:«این لرها با همهی سختیشان، به هیچکس باج نمیدهند. گندمشان را نمیفروشند، چون میدانند نان مردم است، نه خوراک سرباز اجنبی.
در مقابل، مقامات حکومتی و وابستگان قدرت، این مردم را «راهزن» و «یاغی» مینامند. این برچسبزنی، ابزاری برای توجیه سرکوب و مصادره منابع است. دانشور با قرار دادن این دو روایت در کنار هم، نشان میدهد که چگونه قدرت سیاسی میتواند با تحریف واقعیت، مقاومت مردمی را به تهدید امنیت تعبیر کند.
اما وقتی مخاطب سریال، بدون خواندن رمان، تنها با تصویر تلویزیونی مواجه میشود، لایههای نمادین، پیچیدگیهای تاریخی و ظرافتهای روایی از دست میروند. و آنچه باقی میماند، تصویری تکبعدیست که میتواند زخم بزند.
سیمین دانشور چه میخواست بگوید؟
بر اساس تحلیلهای ادبی، سووشون نه فقط یک داستان تاریخی، بلکه یک روایت نمادین است. عنوان رمان برگرفته از آیین سوگ سیاوش است. قهرمان مظلوم اسطورههای ایرانی. یوسف، با سرنوشتی مشابه، قربانی آرمانگراییاش میشود. و زری، همچون سوگواران سیاوش، حامل پیام مقاومت و بیداریست.
دانشور در این رمان به نقد استعمار و سازشکاری داخلی میپردازد و نقش زن را از حاشیه به متن میآورد و فرهنگ ایرانی را در برابر فرهنگ تحمیلی غربی قرار میدهد و از طریق نمادها، به مخاطب یادآوری میکند که تاریخ، تکرار مظلومیتهاست اما میتواند تکرار بیداریها هم باشد.
قوم لر: از تاریخ تا رسانه
قوم لر، از مشروطه تا دفاع مقدس، همواره در صف اول ایستادگی بودهاند. نادیده گرفتن این سابقه، نه فقط بیانصافی، بلکه تحریف تاریخ است. این قوم، با ریشههای عمیق فرهنگی، زبان غنی، موسیقی پرشور و سنتهای مقاوم، بخشی جداییناپذیر از هویت ملی ایراناند.
اعتراض امروز قوم لر، نه فقط به یک تصویر، بلکه به روندیست که سالهاست در رسانهها تکرار میشود: بازنمایی تکبعدی، کلیشهسازی، و حذف پیچیدگیهای فرهنگی و می طلبد که این ریشه عمیق فرهنگی در مجموعه هایی به تصویر کشیده شود . در ادبیات فارسی نیز، آثار متعددی به این قوم پرداختهاند از کلیدر محمود دولتآبادی تا تنگسیر صادق چوبک.
البته دانشور در سووشون تلاش میکند این قوم را از کلیشههای رایج خارج کند و نشان دهد که «راهزن» بودن، نه یک ویژگی ذاتی، بلکه برچسبی سیاسی است. او با صدای یوسف، این برچسب را نقد میکند و با صدای زری، آن را به چالش میکشد.
رسانهها و مسئولیت روشنگری
در عصر کلیپهای ۳۰ ثانیهای، روایتها نه از دل متن، بلکه از دل ترندها شکل میگیرند. و این یعنی مسئولیت رسانهها، سنگینتر از همیشه است. وقتی یک صحنهی کوتاه، جدا از زمینهی روایی، در شبکههای اجتماعی وایرال میشود، مخاطب با تصویر مواجه میشود نه با معنا.
رسانهها باید بهجای دامن زدن به هیجانات، زمینهی تاریخی رمان، نیت نویسنده، و تفاوت میان روایت ادبی و تصویری را برای مخاطب روشن کنند. شاید وقت آن رسیده باشد که بهجای واکنشهای فوری، به مطالعهی دقیقتر، گفتوگوی عمیقتر و بازخوانی آثار کلاسیک روی بیاوریم و مردم را به خواندن رمان سووشون دعوت کنیم.
در برخی اثار در تلویزیون به دلیل محدودیتهای بودجه، ممیزیهای سلیقهای، نبود مشاوران فرهنگی و تاریخی، و فشارهای تولید سریع، باعث میشود که آثاری دچار سطحی نگری شوند و روح آثار ادبی از بین رود و فقط پوستهای از آن باقی بماند.
وقتی اقتباس، به جای بازآفرینی، به بازسازی سطحی تبدیل میشود نهتنها معنا از دست می رود بلکه مخاطب هم از حقیقت دور میماند.
صدای قوم لر: فراتر از اعتراض
یکی از فعالان فرهنگی قوم لر در واکنش به سریال گفته بود:
«ما خستهایم از اینکه همیشه نقش منفی برای ما نوشته میشه، بدون اینکه کسی از ما بپرسه واقعاً کی هستیم.»
این جمله، نه فقط اعتراض، بلکه مطالبهایست برای دیده شدن، برای بازنمایی منصفانه، و برای شکستن کلیشههایی که سالهاست در رسانهها تکرار میشوند.
پیشنهادهایی برای آینده
- برگزاری نشستهای فرهنگی با حضور پژوهشگران، هنرمندان و نمایندگان اقوام
- تولید مستندهای مکمل برای سریالهای اقتباسی
- راهاندازی کمپین «بازخوانی سووشون» برای آشنایی بیشتر مردم با رمان
- تقویت مشاورههای قومشناسی و تاریخی در تولیدات تصویری
- آغاز یک گفتوگوی ملی دربارهی بازنمایی اقوام در رسانهها
- تدوین منشور اخلاقی برای بازنمایی اقوام در آثار تصویری
نتیجهگیری
ما در عصری زندگی میکنیم که تصویر، سریعتر از متن منتشر میشود؛ اما عمق، هنوز در کلمههاست. اگر *سووشون* خوانده میشد، شاید مسیر واکنشها تغییر میکرد. شاید بهجای خشم، گفتوگویی شکل میگرفت دربارهی اینکه چگونه میتوان تاریخ را منصفانهتر روایت کرد. و شاید، این زخم، به نقطهی آغاز درمانی فرهنگی تبدیل میشد درمانی که سیمین دانشور، سالها پیش، با قلمش آغاز کرده بود.
اگر امروز سووشون خوانده میشد، شاید نه فقط تاریخ، بلکه وجدان جمعیمان بیدارتر بود؛ کتابی که هنوز هم میتواند صدای عدالت، زن، و آگاهی باشد.
برچسب ها :سووشون،صبح خرد،قوم لر
- نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
- نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
- نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.
ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : 0