تاریخ انتشار : شنبه ۹ اسفند ۱۴۰۴ - ۸:۵۹

دکتر محمدهادی تقوی دستیار ارشد مذاکرات بین‌المللی معاون سیاسی وزیر امور خارجه؛

دو ناو دو ماموریت؛ شمشیر در جنوب سپر در مدیترانه!

دو ناو دو ماموریت؛ شمشیر در جنوب سپر در مدیترانه!
استقرار هم‌زمان دو ناو هواپیمابر آمریکا در دو جغرافیای متفاوت، یک جابه‌جایی ساده نظامی نیست؛ این یک پیام راهبردی است. قرار گرفتن «فورد» در سواحل اسرائیل در کنار آرایش تهاجمی «لینکلن» در جنوب، نشان می‌دهد واشینگتن سناریوی درگیری را نه فقط در سطح عملیات، بلکه در سطح پیامدهای سیاسی آن طراحی کرده است؛ معماری‌ که هر پاسخ احتمالی را از پیش در چارچوبی بزرگ‌تر تعریف می‌کند.

دکتر محمد هادی تقوی نژاد-صبح خرد؛ ناو هواپیمابر «یو‌اس‌اس جرالد آر. فورد» در نزدیکی ایران پهلو نگرفته است؛ بلکه در سواحل اسرائیل مستقر شده است. و هیچ‌کس تنها پرسش مهم را نمی‌پرسد: چرا؟

جواهر ۱۳.۳ میلیارد دلاری نیروی دریایی آمریکا، بزرگ‌ترین کشتی جنگی ساخته‌شده در تاریخ، درست مقابل حیفا موضع گرفته است.

نه در دریای عرب، جایی که ناو «لینکلن» در فاصله ۸۵۰ کیلومتری سواحل ایران و آماده عملیات هجومی مستقر است. نه در خلیج فارس، جایی که برد ضربتی در بهینه‌ترین حالت خود قرار دارد. بلکه در سواحل اسرائیل؛ برای دفاع از اسرائیل.

این یک اقدام موازی و تکراری نیست؛ این یک «معماری» است.

دو ناو هواپیمابر. دو مأموریت.
دو کارکرد استراتژیک کاملاً متفاوت.

ناو «لینکلن» همان «شمشیر» است؛ مستقر برای پرتاب بسته‌های تهاجمی به حریم هوایی ایران، ظرف چند ساعت پس از صدور فرمان.
ناو «فورد» اما «سپر» است؛ سامانه‌های دفاع موشکی «ایجیس» (Aegis) آن چتری بر فراز مراکز جمعیتی اسرائیل ایجاد می‌کنند تا در برابر واکنشی که پس از نخستین موشک «تاماهاوک» رخ می‌دهد، مقابله کنند.

تئوریسین‌های آمریکایی به‌خوبی می‌دانند که ایران در شلیک و حجم آتش بلوف نمی‌زند و در صورت درگیری، پاسخی سخت‌تر از جنگ ۱۲ روزه خواهد داد. ازاین‌رو، تصمیمات خود را بر صفحه زُمخت شطرنج خاورمیانه با حوصله چیده‌اند و تا حدی دست ایران را نیز از پیش خوانده‌اند.

از سوی دیگر، با توجه به تحرکات سیاسی و نظامی ایران در منطقه و رصد آرایش نیروهای آن، آمریکا نیز دکترین ناوهای هواپیمابر خود را به‌صورت هم‌زمان به دو بخش آفندی و پدافندی تقسیم کرده است.

چنین آرایشی از زمان نبردهای اقیانوس آرام در سال ۱۹۴۵ تاکنون بی‌سابقه بوده است.

اما این موقعیت‌سنجی، چیزی عمیق‌تر از یک تاکتیک را آشکار می‌کند. اگر ایران دست به تلافی بزند — و تمام بازی‌های جنگی چنین احتمالی را پیش‌بینی می‌کنند — موشک‌ها و پهپادهایش به سمت اسرائیل پرواز خواهند کرد. آن‌ها از همان حریمی عبور می‌کنند که اکنون گروه ضربت ناو هواپیمابر آمریکا در آن مستقر است.

هر موشکی که تل‌آویو یا حیفا را هدف بگیرد، باید از پوشش دفاعی ناو فورد عبور کند. شلیک به اسرائیل، به‌معنای شلیک به سمت، اطراف و از میان یک گروه ناو آمریکایی است.

ایران نمی‌تواند علیه اسرائیل تلافی کند، بی‌آنکه با دارایی‌های دریایی آمریکا درگیر شود. موقعیت ناو فورد این پیوند را به‌صورت عملیاتی ایجاد کرده است. این ناو برای لطف به اسرائیل در آنجا نیست؛ بلکه به‌گونه‌ای مستقر شده که هر پاسخ ایران به حملات آمریکا، بالقوه به درگیری مستقیم با نیروهای آمریکایی منجر شود؛ امری که می‌تواند وزن کامل پاسخ نظامی ایالات متحده را فعال کند، بدون نیاز به تصمیم سیاسی جدید.

این یک «بیمه تنش» است که با فولاد و آب دریا نوشته شده است. اگر کارزار فراتر از کنترل پیش برود، اگر مهمات ظرف ۷ تا ۱۰ روز کاهش یابد، یا حتی اگر متحدان دچار تردید شوند، موقعیت ناو فورد تضمین می‌کند که تلافی ایران، همان کار سیاسی را انجام دهد که واشینگتن به‌تنهایی قادر به انجام آن نیست: تبدیل یک حمله محدود به اقدامی در قالب «دفاع از خود» که همراهی متحدان را اجتناب‌ناپذیر می‌سازد.

شما یک ناو ۱۳.۳ میلیارد دلاری را در نقطه‌ای مستقر نمی‌کنید که آتش برگشتی دشمن بتواند به آن برسد، مگر آنکه از پیش، تمام سناریوهای آن را پذیرفته باشید.

ناو فورد آنجا نیست تا صرفاً از تشدید تنش جلوگیری کند؛ بلکه آنجاست تا اگر تنش بالا گرفت، تحت شرایطی باشد که خویشتن‌داری آمریکا از نظر سیاسی دشوار و همراهی متحدان از نظر سیاسی محتمل شود.

ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : 0
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.

رفتن به نوار ابزار