تاریخ انتشار : یکشنبه ۳ خرداد ۱۴۰۵ - ۹:۳۹

تراژدی پسماند زباله‌ها در دهدشت؛

وقتی «انسداد تدبیر» به آتش‌سوزی و فاجعه پهلو می‌زند

وقتی «انسداد تدبیر» به آتش‌سوزی و فاجعه پهلو می‌زند
نکته هولناک که نباید از دیده پنهان بماند، قریب‌الوقوع بودن یک فاجعه تمام‌عیار است. در فصول گرم و با وجود وزش بادهای محلی، کوچک‌ترین جرقه‌ای در این سایت غیراصولی، می‌تواند آتش را به قلب جنگل‌کاری‌ها و دسترنج کشاورزان (قوت لایموت مردم) سرایت دهد. در آن صورت، خاکستری که بر جای می‌ماند، تنها محصول آتش نیست، بلکه نشانی از سوختن اعتماد عمومی و نابودی منابع ملی و پارک‌های دست کاشت اطراف است.

کیوان ضرغامی-صبح خرد؛ آنچه امروز در حاشیه شهر دهدشت و در سایت پسماند این منطقه می‌گذرد، فراتر از یک سوءمدیریت ساده شهری، نمودی از یک «بحران ساختاری» در نگاه به حقوق عامه و محیط‌زیست است. در حالی که پیرامون این سایت را صدها اصله درخت بیداکالیپتوس، بادام، گونه‌های گون و کتیرا، و مزارع دیم گندم و جو فراگرفته، انباشت غیراصولی زباله‌های خانگی و عفونی، چون انبار باروتی است که هر لحظه انتظار یک جرقه را می‌کشد.

از منظر تحلیل ساختاری، مشکل اصلی نه در کمبود منابع، بلکه در نوعی «بی‌مسئولیتی نهادینه شده» میان دستگاه‌های متولی است. شهرداری به عنوان مدیر اجرایی، فرمانداری در مقام ناظر عالی و اداره محیط‌زیست به عنوان پاسدار سلامت عمومی، گویی در نوعی تعلیق حمایتی گرفتار شده‌اند. سوزاندن زباله‌ها که دودی سرطان‌زا را همیشه بر آسمان شهر مستولی کرده، نه یک راهکار، بلکه «پاک کردن صورت‌مسئله» به بدترین شکل ممکن است.

نکته هولناک که نباید از دیده پنهان بماند، قریب‌الوقوع بودن یک فاجعه تمام‌عیار است. در فصول گرم و با وجود وزش بادهای محلی، کوچک‌ترین جرقه‌ای در این سایت غیراصولی، می‌تواند آتش را به قلب جنگل‌کاری‌ها و دسترنج کشاورزان (قوت لایموت مردم) سرایت دهد. در آن صورت، خاکستری که بر جای می‌ماند، تنها محصول آتش نیست، بلکه نشانی از سوختن اعتماد عمومی و نابودی منابع ملی و پارک‌های دست کاشت اطراف است.

پرسش اساسی اینجاست: تا کی می‌توان چشم بر این کانون عفونت و حریق بست؟ آیا دستگاه‌های مسئول منتظرند تا پس از وقوع فاجعه و تبدیل شدن مراتع به تلی از خاکستر، کمیته‌های حقیقت‌یاب تشکیل دهند؟ تدبیر حکم می‌کند که پیش از آنکه شعله‌های آتش، حصارها را درنوردد و خساراتی جبران‌ناپذیر به بار آورد، نسبت به ساماندهی علمی این سایت و تفکیک پسماندهای بیمارستانی اقدام عاجل صورت گیرد. سلامت مردم و بقای طبیعت، موضوعی نیست که بتوان با بروکراسی‌های فرسوده و وعده‌های میان‌تهی به بازی گرفت.

عبور از این بن‌بست محیط‌زیستی، نه نیازمند معجزه، که مستلزم بازگشت به عقلانیت در مدیریت شهری است. نخستین گام در این مسیر، پایان دادن به بدعتِ «امحا از طریق آتش» است؛ چرا که نمی‌توان به بهای پاکیزگی ظاهری معابر، ریه‌های شهروندان را به سموم سرطان‌زا آلوده کرد. شهرداری باید با فوریت، روش‌های دفن بهداشتی و لایه‌گذاری با خاک را جایگزین سوزاندن زباله کند و همزمان، با ایجاد نوار آتش‌بُر در پیرامون سایت، مانع از سرایت جرقه‌های احتمالی به مزارع و جنگل‌های همجوار شود.

از سوی دیگر، تفکیک پسماندهای عفونی در مبدأ، نه یک انتخاب، بلکه یک ضرورت قانونی است که اهمال در آن توسط شبکه بهداشت، بازی با جان مردم محسوب می‌شود. در سطحی کلان‌تر، راه حل پایدار در گروی خروج از نگاه‌های کوتاه‌مدت و حرکت به سمت ایجاد واحدهای بازیافت و کمپوست است تا زباله به جای آنکه تهدیدی برای امنیت غذایی و کشاورزی منطقه باشد، به چرخه‌ی تولید بازگردد. در نهایت، تا زمانی که نهادهای نظارتی و در رأس آن‌ها دادستانی، به عنوان مدعی‌العموم وارد کارزار نشوند و برای این ترک فعل‌های مستمر، هزینه‌ی قانونی تعیین نکنند، این کانون عفونت و حریق همچنان بر سر دهدشت سایه خواهد افکند. تدبیر حکم می‌کند که پیش از تبدیل شدن این بحران به یک فاجعه‌ی اجتماعی و زیست‌محیطی، اراده‌ای برای اصلاح ساختار دفع پسماند شکل بگیرد.

@kayvanzarghami
«کانال طبیعت دوستان زاگرس»
https://ble.ir/tabiatzagros

ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : 0
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.

رفتن به نوار ابزار