تاریخ انتشار : یکشنبه 17 خرداد 1405 - 18:40

یادداشت کیوان ضرغامی کارشناس؛

کریدورهای فراموش‌شده زاگرس؛ آیا حفاظت از حیات‌وحش به مرز مناطق چهارگانه ختم می‌شود!؟

کریدورهای فراموش‌شده زاگرس؛ آیا حفاظت از حیات‌وحش به مرز مناطق چهارگانه ختم می‌شود!؟
حفاظت از حیات‌وحش با رنگ‌آمیزی چند لکه روی نقشه و نام‌گذاری آنها به عنوان «منطقه حفاظت‌شده» محقق نمی‌شود. زیستگاه زمانی معنا پیدا می‌کند که پشت آن نیروی انسانی، پایش مستمر، بودجه، برنامه مدیریتی و اراده سیاسی وجود داشته باشد. در غیر این صورت، حفاظت به مفهومی کاغذی تبدیل می‌شود و گونه‌هایی که هزاران سال بخشی از میراث طبیعی زاگرس بوده‌اند، بی‌سروصدا از این سرزمین حذف خواهند شد.

کیوان ضرغامی-صبح خرد؛ حفاظت از حیات‌وحش با رنگ‌آمیزی چند لکه روی نقشه و نام‌گذاری آنها به عنوان «منطقه حفاظت‌شده» محقق نمی‌شود. زیستگاه زمانی معنا پیدا می‌کند که پشت آن نیروی انسانی، پایش مستمر، بودجه، برنامه مدیریتی و اراده سیاسی وجود داشته باشد. در غیر این صورت، حفاظت به مفهومی کاغذی تبدیل می‌شود و گونه‌هایی که هزاران سال بخشی از میراث طبیعی زاگرس بوده‌اند، بی‌سروصدا از این سرزمین حذف خواهند شد.

پرسش اینجاست که آیا در کهگیلویه و بویراحمد، حفاظت از تنوع زیستی صرفاً به محدوده چند منطقه رسمی محدود شده است؟ آیا اداره‌کل حفاظت محیط‌زیست استان تصویری جامع از تمام زیستگاه‌های ارزشمند منطقه دارد یا بخش بزرگی از سرمایه طبیعی استان عملاً خارج از دایره توجه و حفاظت باقی مانده است؟ آیا حفاظت از طبیعت در کهگیلویه و بویراحمد بر اساس واقعیت‌های اکولوژیک انجام می‌شود یا بر اساس نقاطی که روی نقشه دارای عنوان و تابلو هستند؟ اگر کوه‌های سیلوم، برفکون، پنبه، سیاه‌وسفید و ده‌ها زیستگاه ارزشمند دیگر فاقد ارزش حفاظتی هستند، آیا اداره‌کل محیط‌زیست حاضر است به‌صورت رسمی این موضوع را اعلام کند؟ و اگر دارای ارزش حفاظتی‌اند، چرا حتی حداقل ظرفیت حفاظتی در آنها مستقر نشده است؟ چند مطالعه میدانی طی ده سال گذشته برای شناسایی کریدورهای حیات‌وحش خارج از مناطق چهارگانه در کهگیلویه و بویراحمد انجام شده و نتایج آن کجاست؟ اگر فردا جاده‌ای جدید، معدن دیگری یا پروژه‌ای عمرانی در این زیستگاه‌های کمتر شناخته‌شده اجرا شود، چه نهادی و بر اساس چه داده‌ای قرار است از آخرین جمعیت‌های پلنگ، خرس سیاه و سایر گونه‌های حساس دفاع کند؟

در شهرستان کهگیلویه، بخش عمده امکانات و ظرفیت حفاظتی بر کوه خائیز متمرکز شده است؛ اما آیا ارزش‌های اکولوژیک در همین نقطه خلاصه می‌شود؟ کوه سیاه و سفید، کوه پنبه، سیلوم و برفکون چه جایگاهی در برنامه‌های حفاظتی استان دارند؟ آیا ارزیابی دقیقی از تنوع ژنتیکی، تنوع گونه‌ای و نقش این مناطق در پایداری اکوسیستم زاگرس انجام شده است؟ آیا مدیران محیط‌زیست می‌دانند که هنوز گزارش‌هایی از حضور پلنگ ایرانی و حتی خرس سیاه آسیایی در برخی از این ارتفاعات وجود دارد؟ اگر پاسخ مثبت است، چرا بخش بزرگی از این زیستگاه‌ها حتی از حداقل حضور محیط‌بان نیز محروم مانده‌اند؟

مسئله فقط حفاظت از یک کوه یا یک منطقه نیست؛ مسئله «عدالت در حکمرانی محیط‌زیست» است. هنگامی که منابع حفاظتی تنها در چند نقطه متمرکز می‌شوند، بخش‌های دیگر سرزمین عملاً به مناطق فراموش‌شده تبدیل می‌شوند؛ مناطقی که ارزش‌های طبیعی آنها نه به دلیل فقدان اهمیت، بلکه به دلیل فقدان توجه مدیریتی از چرخه تصمیم‌گیری حذف شده است.

از سوی دیگر، حیات‌وحش مرزهای اداری را به رسمیت نمی‌شناسد. پلنگ، خرس، کل و بز و بسیاری از گونه‌های دیگر برای بقا ناچار به جابه‌جایی هستند. این جابه‌جایی‌ها امکان دسترسی به منابع غذایی، تولیدمثل، تبادل ژنتیکی و سازگاری با تغییرات اقلیمی را فراهم می‌کند. در شرایطی که زاگرس همزمان با خشکسالی، آتش‌سوزی‌های گسترده و تغییرات اقلیمی روبه‌روست، اهمیت این کریدورهای طبیعی بیش از هر زمان دیگری آشکار شده است.

با این حال، جاده‌سازی، توسعه زیرساخت‌ها، گسترش اراضی کشاورزی، حصارکشی‌ها و پروژه‌های عمرانی، چشم‌اندازهای پیوسته را به قطعاتی منفصل تبدیل کرده‌اند. در بسیاری از نقاط، زیستگاه هنوز وجود دارد اما دیگر کارکرد اکولوژیک گذشته را ندارد. مسیرهای مهاجرت باریک‌تر شده‌اند، ارتباط جمعیت‌های جانوری قطع شده و جزایری از حیات‌وحش شکل گرفته‌اند که هر روز آسیب‌پذیرتر می‌شوند. نتیجه روشن است؛ افزایش تلفات ناشی از برخورد با خودروها، کاهش تنوع ژنتیکی و افت تدریجی توان بقا در جمعیت‌های حیات‌وحش.

پرسش اصلی این است که آیا برنامه حفاظت در کهگیلویه و بویراحمد بر مبنای اکولوژی گونه‌ها طراحی شده یا صرفاً بر اساس مرزهای اداری مناطق چهارگانه؟ اگر هدف، حفظ واقعی تنوع زیستی است، حفاظت باید از حصار مناطق رسمی فراتر رود و کریدورهای حیات‌وحش، زیستگاه‌های کمتر شناخته‌شده و مناطق فاقد پوشش حفاظتی نیز در اولویت قرار گیرند. مدیریت حیات‌وحش در قرن بیست‌ویکم دیگر به معنای حفاظت از چند جزیره پراکنده نیست؛ حفاظت از شبکه‌ای از زیستگاه‌های به‌هم‌پیوسته است که بقای گونه‌ها به آنها وابسته است.

تا زمانی که کوه‌های فاقد عنوان رسمی از نگاه برنامه‌ریزان غایب باشند، خطر نه فقط برای پلنگ و خرس، بلکه برای کل پایداری اکولوژیک زاگرس پابرجاست.

امروز مطالبه از اداره‌کل حفاظت محیط‌زیست کهگیلویه و بویراحمد تنها افزایش تعداد مناطق حفاظت‌شده نیست؛ مطالبه اصلی، شناسایی، پایش و حفاظت از کریدورهایی است که حیات‌وحش هنوز در آنها جریان دارد، زیرا انقراض، از جایی آغاز می‌شود که حکمرانی، دیدن را متوقف می‌کند.

ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : 0
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.

رفتن به نوار ابزار