چرا برخی نمیخواهند موفقیت آموزش و پرورش کهگیلویه و بویراحمد را ببینند؟
رتبههای ملی آموزش و پرورش کهگیلویه و بویراحمد؛ از موفقیتهای ثبتشده تا نقدهای غیرمستند

به گزارش «صبح خرد» آیت الله ظفری فعال رسانه ای و فرهنگی در یادداشتی به روایت برخی اخبار نادرست درباره موفقیت آموزش وپرورش در پروژه مهر اشاره کرده و چنین آورده است:
در سالهای اخیر کمتر نهادی به اندازه آموزش و پرورش زیر ذرهبین افکار عمومی قرار داشته است. هر کاستی، هر تأخیر و هر ضعف مدیریتی به سرعت به تیتر رسانهها تبدیل میشود و این موضوع از یک منظر، نشانه حساسیت جامعه نسبت به مهمترین نهاد تربیتکننده نسل آینده است. اما روی دیگر این ماجرا نیز قابل تأمل است؛ آیا همان اندازه که ضعفها برجسته میشوند، موفقیتها نیز دیده میشوند؟ آیا معیار قضاوت ما درباره عملکرد دستگاههای اجرایی، دادهها و مستندات رسمی است یا پیشفرضها و داوریهای از پیش شکل گرفته؟
انتشار نتایج ارزیابی ملی پروژه مهر وزارت آموزش و پرورش درباره عملکرد استانها، بار دیگر این پرسش را به میان آورده است. بر اساس نتایج رسمی اعلام شده، آموزش و پرورش کهگیلویه و بویراحمد با کسب امتیاز ۹۳.۵۷ در سطح «خوب» قرار گرفته و در بسیاری از شاخصهای تخصصی جزو استانهای برتر کشور شناخته شده است. همچنین دبیرخانه پروژه مهر استان موفق به کسب رتبه پنجم کشوری شده و در بخشهای مختلف آموزشی، فناوری، فرهنگی و برنامهریزی رتبههای قابل توجهی را به دست آورده است.
با این حال، آنچه بیش از خود این نتایج جلب توجه میکند، واکنش برخی منتقدان به این دستاوردهاست. بخشی از این واکنشها نه بر مبنای بررسی شاخصها و مستندات، بلکه بر پایه تردیدافکنی درباره اصل نتایج شکل گرفته است؛ گویی برخی پیش از آنکه گزارش رسمی را مطالعه کنند، نتیجه مطلوب خود را از قبل انتخاب کردهاند.
شاید امروز پرسش اصلی این نباشد که آموزش و پرورش کهگیلویه و بویراحمد چه رتبهای کسب کرده است. پرسش مهمتر آن است که چرا در برابر هر گزارش رسمی از پیشرفت، گروهی بیش از آنکه به بررسی دادهها بپردازند، در پی بیاعتبار کردن اصل خبر هستند؟ آیا این رویکرد به شفافیت کمک میکند یا برعکس، اعتماد عمومی به نظامهای ارزیابی و اطلاعرسانی را تضعیف میکند
البته هیچ دستگاهی فراتر از نقد نیست و آموزش و پرورش نیز از این قاعده مستثنا نیست. مشکلات زیرساختی مدارس، کمبود نیروی انسانی در برخی مناطق، چالشهای مالی و دغدغههای فرهنگی همچنان وجود دارد و نمیتوان با استناد به چند رتبه برتر، همه این مسائل را نادیده گرفت. اما در مقابل، نمیتوان موفقیتهای ثبتشده را نیز صرفاً به دلیل ناسازگاری با برخی سلایق سیاسی، اداری یا شخصی انکار کرد.
نکته مهم اینجاست که ارزیابی پروژه مهر یک قضاوت شخصی یا رسانهای نیست. این ارزیابی در قالب شاخصهای مشخص، فرآیندهای تعریفشده و توسط وزارت آموزش و پرورش انجام میشود. اگر قرار باشد نتایج چنین فرآیندهایی تنها زمانی معتبر تلقی شوند که با خواستهها و برداشتهای ما همخوانی داشته باشند، اساساً فلسفه ارزیابی و نظامهای سنجش عملکرد زیر سؤال خواهد رفت.
پرسش مهم اینجاست که اگر این نتایج معتبر نیستند، چه سازوکار جایگزینی برای سنجش عملکرد وجود دارد؟ آیا باید ارزیابیهای ملی وزارت آموزش و پرورش را کنار گذاشت و قضاوتها را بر اساس برداشتهای فردی و روایتهای غیرمستند انجام داد؟
نگاهی به جزئیات نتایج نیز تصویر قابل توجهی را نشان میدهد. رتبه نخست کشور در معاونت آموزش ابتدایی، رتبه نخست مرکز فناوری، رتبه نخست سازمان پرورش استعدادهای درخشان، رتبههای سوم و چهارم در بخشهای مختلف فرهنگی، پرورشی و برنامهریزی و قرار گرفتن در میان پنج استان برتر کشور در بخش عمده شاخصها، مجموعهای از موفقیتها را شکل داده که نمیتوان آنها را صرفاً حاصل یک اتفاق یا خطای آماری دانست.
از سوی دیگر، این موفقیتها به پروژه مهر محدود نیست. آموزش و پرورش کهگیلویه و بویراحمد برای نخستین بار موفق به کسب رتبه چهارم کشور در ارزیابی شوراهای آموزش و پرورش شده است. همچنین کسب رتبه دوم کشوری در جشنواره شهید رجایی، نشان میدهد که نتایج مثبت در چندین نظام ارزیابی مختلف تکرار شدهاند. هنگامی که چند مرجع ارزیابی مستقل به نتایجی نزدیک میرسند، دشوار است که همه آنها را صرفاً با تکیه بر گمانهزنیهای رسانهای نادیده گرفت.
شاید در این میان لازم باشد به پدیدهای فراتر از نقد نیز توجه شود؛ پدیده پیشداوری. پیشداوری زمانی شکل میگیرد که نتیجهگیری پیش از بررسی شواهد انجام شود. در چنین شرایطی، دادهها نه برای کشف حقیقت، بلکه صرفاً برای تأیید باورهای قبلی مورد استفاده قرار میگیرند. نتیجه آن نیز چیزی جز شکلگیری فضایی آکنده از سوءظن، بیاعتمادی و داوریهای یکطرفه نخواهد بود.
واقعیت این است که وقتی یک نتیجه از سوی مرجع رسمی و متولی قانونی یک حوزه اعلام میشود، آن نتیجه مبنای معتبر قضاوت قرار میگیرد؛ مگر آنکه اسناد و شواهدی مستند برای رد آن وجود داشته باشد. در غیر این صورت، مخالفت با نتایج بیش از آنکه به نقد حرفهای شباهت داشته باشد، به نوعی مواجهه سلیقهای با واقعیت تبدیل میشود.
این پرسش همچنان پابرجاست: اگر هر خبر رسمی که مطابق میل ما نباشد فاقد اعتبار تلقی شود، چه چیزی جایگزین آن خواهد شد؟ آیا باید ارزیابیها را بر اساس سلایق فردی انجام داد؟ آیا برداشتهای شخصی از گزارشهای رسمی معتبرتر هستند؟ پاسخ به این پرسشها تعیین میکند که جامعه تا چه اندازه به اصول حرفهای، شفافیت و سازوکارهای قانونی پایبند است.
رسانهها وظیفه دارند عملکرد نهادهای عمومی را نقد کنند، اما نقد زمانی ارزشمند است که بر پایه واقعیت باشد. همانگونه که ضعفها باید بدون ملاحظه بازگو شوند، موفقیتها نیز نباید قربانی رقابتهای اداری، اختلافات شخصی یا فضای سیاسی شوند. جامعهای که تنها اخبار منفی را میبیند و هر موفقیتی را با سوءظن مینگرد، به تدریج توانایی تشخیص واقعیت از پیشداوری را از دست خواهد داد.
هیچکس ادعا نمیکند آموزش و پرورش کهگیلویه و بویراحمد به نقطه مطلوب نهایی رسیده است. مسیر توسعه آموزشی همچنان ادامه دارد و چالشها نیز پابرجاست. اما آنچه امروز در برابر افکار عمومی قرار دارد، مجموعهای از نتایج رسمی، رتبههای ملی و شاخصهای قابل سنجش است که از بهبود وضعیت و عملکرد این مجموعه حکایت میکند. نادیده گرفتن این واقعیتها نه کمکی به اصلاح امور میکند و نه خدمتی به حقیقت.
در نهایت شاید مسئله اصلی نه رتبه «خوب» پروژه مهر باشد و نه رتبههای برتر در سایر ارزیابیها. مسئله اصلی این است که آیا در مواجهه با واقعیت، حاضر هستیم دادهها را معیار قضاوت قرار دهیم یا همچنان ترجیح میدهیم واقعیت را با عینک پیشداوری،حب وبغض و رفتار خصمانه ببینیم؟ پاسخ به این پرسش، تنها درباره آموزش و پرورش نیست؛ بلکه درباره کیفیت گفتوگوی عمومی و میزان انصاف ما در داوری درباره عملکرد نهادهای عمومی است.
- نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
- نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
- نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.
ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 2 در انتظار بررسی : 2 انتشار یافته : 0