انتشار چنین خبر مقاله انتقادی بسیار ضروری است. احسنت
دکتر خسرو شفیعی مطلق، پژوهشگر و متخصص حوزه هیدروژئولوژی و ژئوتکنیک؛
دو ایراد مهم ژئوتکنیکی و زیست محیطی جانمایی بیمارستان جدید دهدشت
“صبح خرد”؛ بیمارستانها به عنوان شریانهای حیاتی و پناهگاههای ایمن در زمان بحران، نیازمند جانمایی بر بستری استوار، پایدار و عاری از
هرگونه مخاطره زیستمحیطی هستند؛ با این حال، بررسیهای دقیق فنی و مطالعات میدانی گروه مهندسی عمران دانشگاه آزاد اسلامی واحد دهدشت به سرپرستی دکتر خسرو شفیعی مطلق، پژوهشگر و متخصص حوزه هیدروژئولوژی و ژئوتکنیک و دانشیار گروه مهندسی عمران دانشگاه آزاد اسلامی واحد دهدشت از بروز یک خطای استراتژیک و نگرانکننده در مکانیابی بیمارستان جدید این شهر پرده برمیدارد. نتایج این تحقیقات علمی مدعی است که اصرار بر احداث این سازه حساس بر پهنه لغزنده و انحلالپذیر “سازند گچساران” از یک سو، و استقرار در بالادست “سد مخزنی سرپری” از سوی دیگر، پارادوکسی خطرناک میان توسعه عمرانی و امنیت جانی ایجاد کرده است؛ انتخابی که نهتنها پایداری سازه را در برابر نشستهای مخرب و حفرههای کارستی زیرسطحی به چالش میکشد، بلکه با تهدید جدی ورود پسابهای عفونی و شیمیایی به مخزن سد، سلامت منابع آبی و امنیت بهداشتی آینده منطقه را با چالشی جبرانناپذیر مواجه خواهد ساخت.
از دیدگاه زمینشناسی کارست و هیدروژئولوژی مهندسی، جانمایی بیمارستان در شهری مانند دهدشت، واقع در پهنه فعال و پیچیده زاگرس چینخورده، نمیتواند صرفاً بر مبنای دسترسی زمین یا ملاحظات اجرایی انجام شود؛ زیرا هرگونه خطا در شناخت بستر زمین، بهویژه در حضور سازندهای تبخیری و انحلالپذیر، میتواند به مخاطراتی پنهان اما پرهزینه منجر شود. سازندی که به دلیل وجود گچ، انیدریت، مارن و سایر واحدهای تبخیری، مستعد توسعه کارست تبخیری، انحلال زیرسطحی، ایجاد حفرات پنهان، نشست تفاضلی و ناپایداری پی است. از سوی دیگر، قرارگیری این سایت در بالادست سد مخزنی سرپری، از منظر هیدروژئولوژی آلودگی نیز نگرانکننده است؛ زیرا در محیطهای انحلالپذیر و دارای شکستگی، مسیرهای جریان زیرسطحی میتوانند انتقال آلایندههای بیمارستانی، دارویی، شیمیایی و میکروبی را تسریع کرده و امنیت کیفی منابع آب منطقه را تهدید کنند. از اینرو، پیش از هرگونه تصمیم قطعی، انجام مطالعات مستقل کارستشناسی، ژئوفیزیک، ژئوتکنیک، هیدروژئولوژی و ارزیابی زیستمحیطی، نه یک توصیه تشریفاتی، بلکه ضرورتی فنی و اخلاقی برای حفاظت از جان مردم و منابع آب آینده دهدشت است.
بیمارستان از مهمترین سازههای حیاتی هر شهر به شمار میرود؛ سازهای که باید در شرایط عادی، زلزله، سیلاب، بحرانهای بهداشتی و حوادث غیرمترقبه، بدون وقفه به مردم خدمترسانی کند. از اینرو، انتخاب محل احداث بیمارستان باید با سختگیرانهترین معیارهای زمینشناسی مهندسی، ژئوتکنیک، هیدرولوژی، محیطزیست، پدافند غیرعامل و سلامت عمومی انجام شود. در خصوص جانمایی بیمارستان بزرگ دهدشت، دو اشکال اساسی و نگرانکننده مطرح است که نمیتوان آنها را با توضیحات کلی یا وعدههای اجرایی نادیده گرفت:
- قرارگیری محل پیشنهادی بر روی سازند گچساران و سنگهای تبخیری
- قرارگیری سایت در بالادست سد مخزنی سرپری و احتمال ورود فاضلاب بیمارستانی به مخزن سد
این دو موضوع، از منظر علمی و فنی، ایرادهای معمولی نیستند؛ بلکه هرکدام بهتنهایی میتوانند صلاحیت یک سایت را برای احداث بیمارستان بزرگ بهطور جدی زیر سؤال ببرند. وقتی این دو عامل همزمان در یک جانمایی وجود داشته باشند، ضرورت بازنگری جدی در انتخاب محل، دوچندان میشود. اهمیت ویژه بیمارستان بهعنوان سازه حیاتی بیمارستان، ساختمان اداری یا تجاری معمولی نیست. این نوع سازه باید پس از زلزله و در زمان بحران، قابل بهرهبرداری باقی بماند. در استانداردهای مهندسی، بیمارستانها جزو ساختمانهای با اهمیت بسیار زیاد محسوب میشوند؛ زیرا خرابی، نشست، ترکخوردگی، اختلال در تأسیسات یا آلودگی محیطی ناشی از آنها، فقط یک خسارت ساختمانی نیست، بلکه مستقیماً با جان بیماران، کادر درمان و مردم منطقه ارتباط دارد. بنابراین برای چنین پروژهای، محل احداث باید از نظر زیر بررسی شود: – پایداری زمین؛ – قابلیت اطمینان ژئوتکنیکی؛ – نبود خطر نشست و فرونشست؛ – نبود خطر انحلال و ایجاد حفره زیرسطحی؛ – ایمنی در برابر زلزله؛ – ایمنی در برابر سیلاب و آبراههها؛ – امکان دفع ایمن فاضلاب؛ – عدم تهدید منابع آب سطحی و زیرزمینی؛ – دسترسی ایمن در شرایط بحران؛ – امکان توسعه آینده. ، ودو ایراد اصلی جانمایی مورد بحث را میتوان دقیقتر بررسی کرد
ایراد اول: احداث بیمارستان روی سازند گچساران و سنگهای تبخیری
- سازند گچساران چیست و چرا مهم است؟ سازند گچساران یکی از شناختهشدهترین و در عین حال مسئلهسازترین واحدهای زمینشناسی در زاگرس است. این سازند معمولاً شامل تناوبی از مصالح زیر است: – گچ؛ – انیدریت؛ – مارن؛ – نمک در برخی نواحی؛ – رسوبات تبخیری؛ – لایههای ریزدانه و گاه سست؛ – سنگهای با قابلیت انحلال بالا. ویژگی اصلی سنگهای تبخیری، حلالیت بالا در برابر آب است. گچ، انیدریت و نمک در تماس با آب میتوانند دچار انحلال شوند. این انحلال بهمرور باعث ایجاد فضاهای خالی، کاهش مقاومت زمین، نشست موضعی، نشست نامتقارن و در موارد شدید، فروچاله و ناپایداری پی میشود. برای یک ساختمان معمولی، چنین مسئلهای قابل توجه است؛ اما برای بیمارستان، این موضوع بسیار حساستر است
۲. خطر انحلال و ایجاد حفرههای زیرسطحی وقتی سازهای روی سنگها یا خاکهای تبخیری ساخته میشود، نفوذ آب باران، نشت شبکه آب، فاضلاب، آبیاری فضای سبز، شکستگی لولهها یا تغییر مسیر زهکشی میتواند فرآیند انحلال را تشدید کند. در چنین شرایطی، در زیر پی ساختمان ممکن است بهتدریج فضاهای خالی ایجاد شود. پیامدهای این موضوع عبارتاند از: – نشست موضعی؛ – نشست تفاضلی؛ – ترک در دیوارها و کفها؛ – آسیب به تأسیسات حساس بیمارستان؛ – اختلال در عملکرد اتاقهای عمل، آزمایشگاهها و تجهیزات تصویربرداری؛ – افزایش خطر شکست لولههای آب و فاضلاب؛ – تشدید چرخه نشت آب و انحلال بیشتر؛ – کاهش ایمنی سازه در زمان زلزله. نشست تفاضلی برای بیمارستان بسیار خطرناک است، زیرا بیمارستان پر از تجهیزات دقیق و حساس است. دستگاههایی مانند MRI، CT Scan، تجهیزات آزمایشگاهی، اتاقهای عمل، سیستم اکسیژنرسانی، آسانسورها و تأسیسات برقی و مکانیکی، نسبت به تغییرشکل زمین و ساختمان حساساند
. مشکل تورم، واگرایی و ضعف مارنها سازند گچساران فقط به دلیل وجود گچ و نمک مسئلهساز نیست. بخشهای مارنی و رسی این سازند نیز میتوانند مشکلات ژئوتکنیکی ایجاد کنند. برخی مارنها در برابر تغییر رطوبت دچار کاهش مقاومت، تورم، واگرایی یا نرمشدگی میشوند. در صورت وجود مارنهای حساس، مشکلات زیر محتمل است:
کاهش ظرفیت باربری خاک؛ – تغییر مقاومت در اثر رطوبت؛ – ناپایداری شیبها و ترانشهها؛ – لغزشهای سطحی یا عمیق؛ – افزایش فشار جانبی بر دیوارهای حائل؛ – آسیب به محوطهسازی، جادههای دسترسی و تأسیسات زیرزمینی.
خطر حمله سولفاتی به بتن و خوردگی تأسیسات یکی دیگر از مسائل بسیار مهم در سازندهای گچدار و تبخیری، وجود سولفاتهاست. خاک و آب زیرزمینی غنی از سولفات میتوانند به بتن، ملات، لولهها و تأسیسات زیرزمینی آسیب برسانند. در محیط سولفاتی، بتن معمولی ممکن است دچار تخریب شیمیایی شود. این پدیده میتواند موجب: – کاهش دوام فونداسیون؛ – ترکخوردگی بتن؛ – پوستهشدن و کاهش مقاومت؛ – تخریب کانالها و منهولها؛ – خوردگی آرماتورها در صورت نفوذپذیری بتن؛ – افزایش هزینه نگهداری و تعمیرات در طول عمر پروژه. برای بیمارستانی که باید دهها سال با عملکرد پایدار خدمت کند، قرارگیری در محیط سولفاتی یک ریسک جدی و پرهزینه است..
ایراد دوم: قرارگیری سایت در بالادست سد مخزنی سرپری و تهدید آلودگی مخزن .
چرا بالادست سد بودن اهمیت دارد؟ سد مخزنی، فقط یک سازه آبی نیست؛ بلکه بخشی از امنیت آبی، کشاورزی، زیستمحیطی و گاه شرب یک منطقه است. هرگونه آلودگی در بالادست سد، با جریان آب سطحی، زهکشها، رواناب بارندگی، نشت فاضلاب یا تخلیه غیرمجاز، میتواند به مخزن منتقل شود. وقتی یک بیمارستان در بالادست یک سد مخزنی جانمایی میشود، حساسیت چند برابر میشود؛ زیرا بیمارستان تولیدکننده فاضلاب معمولی نیست. فاضلاب بیمارستانی دارای ترکیبات خاص و بالقوه خطرناک است. خطر ورود آلایندهها به مخزن از مسیرهای مختلف حتی اگر گفته شود بیمارستان دارای سیستم تصفیه فاضلاب خواهد بود، باز هم نگرانی بهطور کامل برطرف نمیشود. زیرا مسیرهای آلودگی فقط تخلیه مستقیم نیستند. آلودگی میتواند از مسیرهای متنوع وارد مخزن شود.
بیمارستان باید جایی ساخته شود که در روز بحران به کمک مردم بیاید، نه اینکه خود به منبع بحران ژئوتکنیکی یا زیستمحیطی تبدیل شود. اگر این دو ایراد با مطالعات دقیق، مستقل و شفاف برطرف نشوند، ادامه پروژه در این محل از منظر فنی، محیطزیستی و سلامت عمومی قابل دفاع نخواهد بود. هیچکدام از این دو ریسک را نباید سادهسازی کرد. اگر محل جایگزین امنتر وجود داشته باشد، عقل مهندسی حکم میکند ابتدا گزینههای کمریسکتر بررسی شوند.
در جمعبندی نهایی، جانمایی بیمارستان بزرگ دهدشت، با توجه به حساسیت عملکردی این سازه حیاتی و ملاحظات زمینشناسی، ژئوتکنیکی، کارستشناسی، هیدروژئولوژیکی و زیستمحیطی منطقه، نیازمند بازنگری جدی و کارشناسانه است. انتخاب محل احداث بیمارستان نباید به محدودهای محدود و از پیش تعیینشده تقلیل یابد، بلکه ضروری است گستره وسیعتری از فضای سرزمینی پیرامون شهر دهدشت مورد ارزیابی علمی قرار گیرد تا پهنههایی با رسوبات و رخنمونهای زمینشناسی کمخطرتر، پایدارتر و فاقد مشکلاتی نظیر انحلالپذیری، نشست، و دیگر خطرات زیست محیطی مرتفع گردد.
برآیند ملاحظات فنی نشان میدهد که جانمایی بیمارستان بزرگ دهدشت نیازمند بازنگری جدی است. برای چنین سازه حیاتی، بررسی چند گزینه در گستره وسیعتری از اراضی پیرامون شهر و اولویتدادن به پهنههایی با رسوبات و رخنمونهای زمینشناسی کمخطر و غیرمسئلهساز ضروری است. استفاده از ظرفیت متخصصان بومی در حوزههای زمینشناسی، ژئوتکنیک، هیدروژئولوژی، محیطزیست و شهرسازی میتواند به تصمیمی علمیتر، ایمنتر و پایدارتر برای آینده درمانی دهدشت منجر شود.
برچسب ها :خسرو شفیعی مطلق ، صبح خرد،بیمارستان دهدشت
- نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
- نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
- نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.
ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 1 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : 1