چه کسی می خواهد من وتو ما نشویم!؟ / بقلم آیت شفائی

پایگاه خبری – تحلیلی “جمانیوز”(jamanews.ir) چه کسی می خواهد من و تو ما نشویم خانه اش ویران باد ! من اگر ما نشوم، تنهایم تو اگر ما نشوی، خویشتنی کهگیلویه ! ای شهر زجر کشیده ام ، امروز جور دیگه ای با تو سخن میگویم . امروز که به هر سو می نگرم جز نارفیقی و
پایگاه خبری – تحلیلی “جمانیوز”(jamanews.ir)
من و تو ما نشویم
خانه اش ویران باد !
من اگر ما نشوم، تنهایم
تو اگر ما نشوی، خویشتنی
کهگیلویه ! ای شهر زجر کشیده ام ، امروز جور دیگه ای با تو سخن میگویم .
امروز که به هر سو می نگرم جز نارفیقی و جنگ بر سر قدرت چیز دیگه ای نمی بینم ، اما چهره تو چقد قدر زشت تر شده است !! دقیقا به زشتی برخی نامزدهای انتخاباتی که زشت خو و زشت کردارند.
آنهایی که می خرند،فردای تو به سان فروشندگان به کله پاچه و کلگ می فروشند، باور نداری باورش برای خودم هم دشوار است و اصلا هم دوس ندارم که تجربه شود !!
اما من امروز بسار خسته ام . خسته از شهری که فقر و مظلومیت سراسر ان را گرفته است . به مادران چشم انتظار نگاه میکنم که به کارزار انتخابات چشم دوخته اند و با هزاران ارزو به امازداه ها متوسل شده اند تا شاید او برنده شود و بخت فرزند را بگشاید!
همان بختی که اگر ناجی امروزش نبسته باشد،به بسته شدن آن کمک کرده است.
میدانی چرا؟
کمی دقت کن
این سفره های شبه ناک را با کدام دستمزد حلال می توان گشود که خروجی اش بنرهای چند متری بر بالای تیرهای برق و راه اندازی کاروان هایی با ماشین های لوکس،سوء استفاده از فقر و سیر کردن یک شب شکم فقرا کمک به مساجد و بازی با اعتقادات ،دادن کادوهای آنچنانی و کاغذ دیواری کردن شهر، به چهره های زشتی که با زور خود را به اندیشه مردم تحمیل می کنند.
آزادی کجاست؟تکلیف ما با آزادی انتخاب چه میشود ؟ فرصت انتخاب را کدامین نجات دهنده به من هدیه خواهد داد ؟ یکی میگفت پول بگیر و رای نده اما راهش را برایم تشریح نکرد، چگونه برادرم؟ من تا شناسنامه ام را ندادم نتوانستم برای فرزندم کفش بخرم.
تا برایش حرف نزدن رو نزدم به کس و بی کس التماس نکردم نگفت برایت کار پیدا میکنم .
بغض گلویم را میگیرد که بگویم سهم من از انتخابات چیست،
قصد ازردگی خاطر ندارم .
من به دنبال فرصت حقی هستم که از آن دریغ شده ام .
میدانم برادرم ، یک رای هم اهمیت دارد، میدانم نباید رایم را تقدیم کسانی کنم که پول و زور، تنها هنر ارتباطاتی آنهاست ؟
اما دخترم لباس ندارد…
تو بگو من چه کنم ؟که بعد از انتخابات دیگر منی وجود ندارد تا چهار سال دیگه و در همین موقع.
اما بزار من هم بگویم
برادرم این شهر و قانون نانوشته انتخاباتی اش اصلاح می خواهد ، نماینده ای صادق می خواهد ، بیایید اصلاحات را از خودمان شروع کنیم .
از شیوه رای دادنمان. از نحوه انتخاب کردنمان . بیایید به شکم هایمان سنگ ببندیم و گرد بخوابیم ، دل کباب شده و جگر سوخته را لای نان مفت نگذاریم ،مدیون فردای خود و فرزندانمان نباشیم
.بیایید یک بار هم که شده اصلاح طلبی را امتحان کنیم ،
چه نیک گفت عشق اصلاحات دکتر لاهوتی(اگر نتوانستیم خوب عمل کنیم دور بعد به شما رای خواهیم داد،شهد شیرینی دولت اصلاحات را چشیده اید ،بکلوی تلخ خوردمان دادید )
من می نویسم کامرانی تو بخوان توسعه و اشتغال،
من می نویسم کامرانی تو بخوان مقابله با زیاده خواهی،رانت،دروغ…
گر خدا یار است یک سلطان بس است گر خدا یار نیست صد سلطان به هیچ
اصلاحات را از خودمان شروع کنیم ،دروغ نگوییم.
هم راه شو عزیز که این درد مشترک جدا جدا درمان نمیشود.
.من اگر برخیزم ،تواگر برخیزی ،همه بر می خیزند.
به قلم سید آیت شفائی
برچسب ها :آیت شفائی،جمانیوز،لاهوتی،کامرانی
- نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
- نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
- نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.
ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : 0