برای او که در رهگذار باد، نگهبان لاله است(قسمت سوم) / بنیامین صباغی

پایگاه خبری تحلیلی”صبح خرد”(جمانیوز) ( برای او که در رهگذار باد، نگهبان لاله است) اخرین مبحث که مهمترین ان نیز هست پرداختن به تقلیل مرارت از دیدگاه مصطفی ملکیان است. او گرچه اثبات وجود خداوند را در عالم فلسفه کاری بعید می داند اما این نکته را یاد اور می شود که در این دنیا
پایگاه خبری تحلیلی”صبح خرد”(جمانیوز)
اخرین مبحث که مهمترین ان نیز هست پرداختن به تقلیل مرارت از دیدگاه مصطفی ملکیان است.
او گرچه اثبات وجود خداوند را در عالم فلسفه کاری بعید می داند اما این نکته را یاد اور می شود که در این دنیا پدیده ای به نام راز وجود دارد و؛
کار ما نیست شناسایی راز گل سرخ ، کار ما اینست، که در افسون گل سرخ شناور باشیم.
او همچنین بین ایمان و یقین تفکیک قایل می شود و داشتن ایمان را بی نیاز از یقین می داند و در این راه به این ایه قرانی استناد می کند که حضرت ابراهیم نیز خداوند را خطاب قرار داد که ایمان دارم اما یقین ندارم.
او این گفته کی یر کگور را یاد اور می شود که اثبات وجود خداوند اگر هم ممکن باشد مطلوب نیست زیرا ایمان را به یقین تبدیل می کند و کاری که با یقین انجام شود دیگر جبرا انجام گرفته و نه از روی اختیار فلذا کاری که جبرا انجام پذیرد دیگر صفا و لطفی و عشقی در ان راه ندارد. گویی ملکیان می خواهد از حکمتی خبر دهد که خداوند انرا عمدی و خود خواسته برای غیر قابل اثبات بودن خویش در مناسبات این عالم قرار داده است. و از همین رهگذر کار متکلمان اسلامی را در طول قرون برای اثبات وجود خداوند و … نامطلوب می داند.
داشتن یقین از جنس این گزاره است که ۲ به اضافه ۲ مساوی است با ۴ و در نتیجه قابل ازدیاد نیست و جبرا ما را به پذیرش وجود خداوند وا می دارد اما ایمان در فضایی مه الود سیر می کند و در نتیجه قابل ازدیاد است و گوهر عشق در ان نقشی اساسی ایفا می کند. اما این همه گوهر تعالیم ایشان نیست.
گوهر تعالیم ایشان اقناع مخاطب خویش است برای زیستنی اخلاقی.
اگر امانوئل کانت همچون مولوی پای استدلالیان را برای رسیدن به خداوند چوبین و بی تمکین دانست و وجود دین و ضرورت انرا از راه پشتوانگی اخلاق به اثبات رساند، کار سترگ ملکیان در این است که فارغ از اعتقاد به دینی خاص، اخلاقی زیستن را جایز و لازم می داند و در این راه نخست بر پایه قواعد منطقی ضرورت، بردن فایده را یاد اور می شود و اما سود و لذت واقعی را در زیستنی اخلاقی می داند و فایده انرا از راه گذری روانشناختی ایجاد تعادل در ساحتهای درونی ما. ایشان به درستی معتقد است ما به لذت و ارامشی واقعی نمی رسیم مگر از طریق ایجاد تعادل بین ساحتهای درونی خویش و این میسر نمی شود مگر از طریق زیستنی اخلاقی.
پر واضح است که بزرگی و بلندای اندیشه ایشان در این نوشتار پر از نقص و کوتاه نمی گنجد و قصد، فقط، معرفی ایشان بود به اجمال و اختصار. پایان نوشتار حاضر را با گفتاری از ایشان ازین می بخشم:
من نه دل نگران سنتم،نه دل نگران تجدد،نه دل نگران تمدن،نه دل نگران فرهنگ و نه دل نگران هیچ امر انتزاعی از این قبیل.
من دل نگران انسانهای گوشت و خون داری هستم که می ایند،رنج می برند و می روند.
سعی کنیم که اولا: انسانها هر چه بیشتر با حقیقت مواجهه یابند، به حقایق هر چه بیشتری دست یابند؛ثانیا هر چه کمتر درد بکشند و رنج ببرند و ثالثا هر چه بیشتر به نیکی و نیکوکاری بگرایند و برای تحقق این سه هدف از هرچه سودمند میتواند بود بهره مند گردند، از دین گرفته تا علم، فلسفه،هنر،ادبیات و …
تلاشها و اثار مصطفی ملکیان، راهی است به رهایی و پاسخی است در خور به مشتاقی و مهجوری انسان متجدد و دردمند امروزی از طرف روح لطیفی که در رهگذار باد، نگهبان لاله است.
پایگاه خبری تحلیلی”صبح خرد”(جمانیوز)
- نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
- نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
- نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.
ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : 0