پایگاه خبری تحلیلی”صبح خرد”(sobhekherad.ir)

گفته میشود یکی از معاونین پرقدرت و پرنفوذ استانداری کهگیلویه وبویر احمد که بر اساس برخی گمانه زنی وشایعه  ها قرار است  استاندار کهگیلویه وبویر احمد شود با هماهنگی با یکی از روحانیون شاخص کهگیلویه ای مقیم شیراز که از دوستان صمیمی وی است و اتفاقا در انتخابات اخیر کهگیلویه بزرگ همراه و پر تلاش در کنار نماینده فعلی کهگیلویه بزرگ بود اسباب رابطه نزدیک معاون با سید موحد نماینده باسابقه کهگیلویه را فراهم کرده و عملا در کهگیلویه بزرگ هم نقش نظارتی و بیشتر نظر اجرایی وی اعمال می شود و موید این مدعا هماهنگی و همسویی قریب به اتفاق مدیران کهگیلویه بزرگ  به فرماندهی فرمانداران چهار شهرستان با نظر نماینده کهگیلویه است.

گروه سیاسی“صبح خرد”؛ دولت تدبیر و امید ثمره تلاش جریان سیاسی اصلاح طلب و اعتدالیون  در سال آخر خود همچنان بر مدار و محور بی توجهی به پایگاه ۲۴ میلیونی رای خود قرار دارد و میراث شومی که به هر دلیلی تیم مدیریتی حسن روحانی در انتصاب مدیران اجرایی با مشورت و نظر نمایندگان اتخاذ کرده همچنان ادامه و ساری وجاری است.

هر چند بر این باوریم که نمره تیم مدیریتی دولت تدبیر و امید در برخی سیاست ها از جمله سیاست خارجی و تعامل با دنیا به ویژه برجام موفق بوده و توانست در اقدامی تاریخی چند بار دولت آمریکا را در مجامع بین المللی به چالش بکشاند و اروپای همیشه طلبکار و مدعی را به دایره قدرتی بدهکار ایران که در نتیجه پایبندی کامل و تام به برجام به عنوان یک معاهده بین المللی مورو قبول و وثوق دول دنیا بوده تبدیل کرده و در این حوزه نمره بالایی کسب می کند اما در سیاست داخلی و بی توجهی به جریانات سیاسی که خود باعث و بانی به قدرت رسیدن دولت شده نمره مردوی داده میشود که در واقع میشود گفت حسن روحانی و حلقه نزدیک به وی درختی که توسط ۲۴ میلیون نفر یک دل و همراه کاشته شده و ثمره داده اما میوه آن در سبد دیگران قرار گرفت که ذکر این فاجعه مدیریتی بارها گفته شده و بی پایان نگاشته شده ؛ مگر نه این است که در رقابت حسن روحانی با ابراهیم رئیسی تقریبا تمامی ظرفیت و پتانسیل جریان سیاسی اصلاح طلب حامی روحانی بوده و تمام انرژی و ظرفیت جریان موسوم به اصولگرا در کنار و همراه رئیسی ! حالا چه اتفاقی است که خواست و نظر ۲۴ میلون نفر دیده نمیشود و عملا هوادران و همفکران ابراهیم رئیسی که خود هم اکنون ریاست قوه قضائییه را بر عهده دارد و رفیق همفکر وی یعنی قالیباف قدرت دیگرقوه یعنی مقننه را در دست گرفته عملا حتی بدنه اجرایی قوه مجریه را از نزدیکان خود انتخاب می کنند ؟

در کهگیلویه وبویر احمد حداقل در دوران تصدی دو استاندار هم استانی اخیر یعنی علی محمد احمدی و حسین کلانتری هیچگاه صدای اصلاح طلبی از ساختمان استانداری و فرمانداری ها و بخشداری ها به گوش نرسید یعنی هیچ کس به خاطر نمی آورد این دو و مدیران انتصابی آنها کی و کجا اسمی از جریان سیاسی که صندلی مدیریت آنها مدیون تلاش آنهاست آورده باشند.

اگر علی پرواز مدیر کل سیاسی انتخابات سابق استانداری را استثنا قرار دهیم که بارها و بارها در هر تریبونی در اختیار داشت از اصلاح طلبی گفت و اصلاحات و معلوم نشد چگونه رفت و کجا رفت دیگران همه محافظه کارانه تلاش کردند خود را از دایره اصلاح طلبی خارج بدانند و این اتفاق زمانی جالب تر میشود که گاها دیده شده مدیرانی که تا زمان مدیریت خود را فرسنگ ها از اصلاح طلبی دور میکردند به ناگاه و پس از عزل به هر دلیلی شگفت وار اصلاح طلب شده و به خیمه گروه ها و کانال های اصلاح طلبی بر می گشتند.

برای تایید این مدعا لازم است به مواضع ابراهیم میر محمدی فرماندار اسبق کهگیلویه نگاه کنید یا به انفعال آزار دهنده دارا کریمی نژاد ،مواضع چند پهلوی رضا دهبانی پور و خیلی های دیگر تا بیشتر و عمیق تر به مظلومیت سبد رای ۲۴ میلیون نفر در استان پی ببرید.

تا زمان قدرت داشتن غلام رضا تاجگردون حداقل گاهی به پشتوانه همراهی و همگامی با وی برخی مدیران به سبب امنیت خاطر گاهی جسته و گریخته شجاعت و جسارت نصف و نیمه ای داشتند که با کنار زدن وی همین کورسوی امید هم خاموش شد و عملا میشود گفت قدرت اجرایی استان با همراهی و نظر دو نماینده استان مدیریت میشود هر چند برخی مدیران منصوب شده در حوزه انتخابیه گچساران و باشت تا حدی مصون مانده  ولی در کهگیلویه و بویراحمد هیچ انتصابی و عزلی بدون نظر سید محمد موحد و مهدی روشنفکر صورت نمی گیرد ؛ البته ذکر این نکته لازم است که سبد رای مهدی روشنفکر عموما متعلق به اصولگرایان نیست و عمده رای اصلاح طلبی و قومی وی نظرش را در انتصاب برخی مدیران موجه جلوه می دهد ولی داستان تلخ شهرستان های کهگیلویه بزرگ مثنوی پردردی است که خاطر می آزارد.

گفته میشود یکی از معاونین پرقدرت و پرنفوذ استانداری کهگیلویه وبویر احمد که بر اساس برخی گمانه زنی وشایعه  ها قرار است  استاندار کهگیلویه وبویر احمد شود با هماهنگی با یکی از روحانیون شاخص کهگیلویه ای مقیم شیراز که از دوستان صمیمی وی است و اتفاقا در انتخابات اخیر کهگیلویه بزرگ همراه و پر تلاش در کنار نماینده فعلی کهگیلویه بزرگ بود اسباب رابطه نزدیک معاون با سید موحد نماینده باسابقه کهگیلویه را فراهم کرده و عملا در کهگیلویه بزرگ هم نقش نظارتی و بیشتر نظر اجرایی وی اعمال می شود و موید این مدعا هماهنگی و همسویی قریب به اتفاق مدیران کهگیلویه بزرگ  به فرماندهی فرمانداران چهار شهرستان با نظر نماینده کهگیلویه است.

البته ادعای غلطی است اگر مدعی شویم فرمانداران باید با نمایندگان با هر گرایش فکری تقابل کنند اما فاجعه زمانی رخ می دهد که چهار فرماندار کهگیلویه بزرگ حتی بدون نظر سید محمد موحد آب هم نمیخورند و هیچ عزل و نصبی بدون نظر وی صورت نمی گیرد که نشان می دهد ظاهرا  معاون همه کاره استانداری این مشی که خود بدان معتقد است را به فرمانداران ابلاغ شفاهی کرده و تقریبا به لحاظ ساختار سیاسی اجرایی کهگیلویه بزرگ یک دست و هماهنگ شده است و پایگاه اجتماعی رای حسن روحانی در کهگیلویه که در چهار سال دوم دولت به حاشیه رفته در دوسال اخیر عملا نادیده گرفته شد.

فرماندار شخص اول اجرایی شهرستان است یعنی رئیس شورای اداری است و نماینده وظابف جداگانه ای دارد موضوع هم پیچیده و کلاف سر درگم نیست که برای توضیح آن مطلب نوشت اما در ادبیات سیاسی کهگیلویه بزرگ فرماندار کسی است که فرمان اجرایی را به ظاهر در دست دارد اما فرمانبردار نماینده است که هم خط تعیین می کند و هم مسیر را مشخص به گونه ای که نه تنها حامیان اصلاح طلب کهگیلویه بزرگ دیده نمی شوند که از ذکر خدمات دولت و تدبیر هم می ترسند و هر اتفاق و رویدادی چه افتتاح چه کلنگ زنی و بهره برداری به اسم و نام نماینده زده میشوند و فرمانداران فقط در تصاویر با لبخند ملیح و نگاهی خاضعانه به نماینده و اطرافیان وی دیده میشوند و در کوتاه سخانی به ذکر ویژگی های طرح و تشکر وقدرانی از نماینده می پردازند و دیگر هیچ.

در تمامی سیستم های مدیریتی دنیا که برگرفته از رای و نظر مردم باشد اساسا کار سیاسی یعنی رسیدن به قدرت و این تفاوتی نمی کند کجا و در چه کشوری باشد چه در آمریکا چه روسیه و و اروپا وایران  که نظام های دو جزب و چند حزبی دارند احزاب برای رسیدن به قدرت تلاش می کنند و پس از رسیدن به قدرت اجزاب پیروز مدیریت اجرایی و هر آنچه قانون به آنها اختیار داده را در دست می گیرند ؛ولی در ایران چنین اتفاقی روی نمیدهد چرا که  ساختار حزبی به معنای کلمه وجود ندارد.

به هر روی انتخابات ریاست جمهوری ایران خرداد سال آینده برگزار خواهد شد و مردم باید برای انتخاب دولت بعدی پای صندوق های رای بیایند ولی امیدواریم دولت بعدی هر مشی سیاسی که داشته باشد ولی شفاف و با مردمی که حمایتش می کنند صادق و روراست باشد و تجربه تلخ جریانات سیاسی حامی دولت تدبیر به ویژه در دور دوم درس عبرتی برای آنها باشد.

پایگاه خبری تحلیلی”صبح خرد”(sobhekherad.ir)

این خبر را به اشتراک بگذارید :