طایفه گرایی، واپسگرایی و نفرت پراکنی حاصل ۲۵ سال حاکمیت مطلق موحد و تفکر موحدی بر سرزمین کهگیلویه /آرش نیکخو

پایگاه خبری تحلیلی صبح خرد(sobhekherad.ir) با توجه به تجزیه و تحلیل آرای ۲۵ سال گذشته مردم این نواحی در انتخابات مجلس شورای اسلامی، به زرس قاطع میتوان گفت سید محمد موحد در طول تمامی ۲۵ سال گذشته با کسب جائز اکثریت آرا این مناطق توانست خودش را بر کرسی مجلس بنشاند و چنان قدرتمند بود
پایگاه خبری تحلیلی صبح خرد(sobhekherad.ir)
با توجه به تجزیه و تحلیل آرای ۲۵ سال گذشته مردم این نواحی در انتخابات مجلس شورای اسلامی، به زرس قاطع میتوان گفت سید محمد موحد در طول تمامی ۲۵ سال گذشته با کسب جائز اکثریت آرا این مناطق توانست خودش را بر کرسی مجلس بنشاند و چنان قدرتمند بود که حتی آبدارچی سازمان های فرهنگی و آموزشی آموزش و پرورش، سازمان تبلیغات اسلامی و ادارات مختلف را هم تعیین و تعویض میکرد؛ ولی حاصل چه شد؟ چرا هیچ تغییری در کسب امکانات، آموزش نوین فرهنگی، آموزش فرای طایفه گرایی، سواد آموزی مدرن، ایجاد کسب و کارهای نوین اتفاق نیفتاد؟ مگر غیر از این است که منطقه دیشموک یکی از بهترین مراکز گردشگری با جنگلهای انبوه می باشد که با توسعه زیرساخت ها مث راههای ارتباطی، اینترنت پرسرعت، ایجاد صنایع پایدار میتواند تغییرات عظیم فرهنگی و آموزشی را به خود ببیند.
یادداشتی که می خوانید از سری یادداشت ارسالی مخاطبان”صبح خرد” می باشد و انتشار آن به معنی تایید تمام یا بخشی از آن نیست می توانید با ارسال یادداشت آن را پاسخ یا نقد کنید.
طایفه گرایی، واپسگرایی و نفرت پراکنی حاصل ۲۵ سال حاکمیت مطلق موحد و تفکر موحدی بر سرزمین کهگیلویه.
آرش نیکخو؛ در روزهای گذشته شاهد رد و بدل شدن کلیپ هایی در فضای مجازی از سوی برخی افراد ضعیف، کم سواد، پر از کینه توزی و نفرت برعلیه دو طایفه بزرک بهمئی و طیبی در کهگیلویه بودیم. این جنجنال با دو ویدئوی خواننده محلی از دو طیف که عمدتا موسیقی های کم عمق، بدون محتوا، سطحی و بی پایه و اساس منتشر میکنند، شروع شده و دو طرف به بطور متقابل در فضای مجازی همدیگر را نواختند و سلاح های سرد و گرمشان را به رخ کشاندند. همین حملات لفظی و سخیف باعث شد طرفداران هر دو خواننده که اتفاقا آنها هم درک درستی از موسیقی، فرهنگ اصیل، ارتباطات قومی دو ایل آگاهی ندارند با جبهه گیری متعصبانه و خالی از منطق آتش بیار معرکه شوند و چند روزی فضای دو طایفه ایل بهمئی و طیبی که از لحاظ سرزمینی همسایه همدیگر هستند را متشنج کردند.
فارغ از تمامی این شاخ و شانه کشیدن ها، جامعه شناسان و فرهنگیان باید بدنبال علل چرایی و چگونگی این دست تفرقه افکنی ها، نفرت پراکنی ها، تعصب گیری ها و طایفه گرایی ها باشند. آنچه که مسلم و مبرم است این است که این افراد قطعا در اقلیت مطلق قرار دارند و این دو طایفه افراد تحصیل کرده فراوان و مسئولانی در رده بالای مملکتی دارند ولی چند سوال ذهن همگان را درگیر خواهد کرد که چه کسی از این نفرت پراکنی طایفه ای سود خواهد برد و در گذشته برده اند؟ چه کسانی در طول سالیان گذشته مسئولان این مناطق را تعیین میکردند؟ حاکمیت ۲۵ ساله محمد موحد و پایگاه سنتی آرای موحد چه دستاوردی بجز قوم گرایی و عقب ماندگی برای این مناطق داشته است؟
با توجه به تجزیه و تحلیل آرای ۲۵ سال گذشته مردم این نواحی در انتخابات مجلس شورای اسلامی، به ضرس قاطع میتوان گفت سید محمد موحد در طول تمامی ۲۵ سال گذشته با کسب جائز اکثریت آرا این مناطق توانست خودش را بر کرسی مجلس بنشاند و چنان قدرتمند بود که حتی آبدارچی سازمان های فرهنگی و آموزشی آموزش و پرورش، سازمان تبلیغات اسلامی و ادارات مختلف را هم تعیین و تعویض میکرد؛ ولی حاصل چه شد؟ چرا هیچ تغییری در کسب امکانات، آموزش نوین فرهنگی، آموزش فرای طایفه گرایی، سواد آموزی مدرن، ایجاد کسب و کارهای نوین اتفاق نیفتاد؟ مگر غیر از این است که منطقه دیشموک یکی از بهترین مراکز گردشگری با جنگلهای انبوه می باشد که با توسعه زیرساخت ها مث راههای ارتباطی، اینترنت پرسرعت، ایجاد صنایع پایدار میتواند تغییرات عظیم فرهنگی و آموزشی را به خود ببیند.
مگر غیر از این است که چاروسا میتواند با دارا بودن امکانات بومگردی، صنایع دستی و کسب و کارهای زودبازده بهترین عملکرد در توسعه اقتصادی و فرهنگی کهگیلویه را داشته باشد. بزرگترین سرمایه این دو طایفه نیروی انسانی فعال و تحصیل کرده می باشد که متاسفانه بالا بودن آمار بیکاری و افزایش اختلالات روانی باعث شده که افراد به حرکت های سخیف قوم گرایی روی آورده و آمار خودکشی، خودسوزی و دعواهای طایفه ای روز به روز در حال گسترش باشد در حالی که با توجه به پیشرفت های نوین در عرصه فناوری اطلاعات می بایست این آمارها برعکس میشد.
در طول ۲۵ سال گذشته همواره افرادی با قدرت جادویی موحد بر سرکار آمده اند که اکثرا توانایی و تحصیلات مرتبط با حوزه کاری خود را نداشته و همین باعث شده که معظلات منطقه چاروسا و دیشموک نه تنها کاسته نشود که روز به روز نیز افزایش یابد. اگر به تجزیه و تحلیل سبد رای موحد نگاهی بندازیم و بدون تعصب و واقع گرایانه این سبد را خالی و بشماریم، مگر غیر از این است که منفعت طلبان، برخورداران سابق و اسبق، افرادی دنبال بدست آوردن مشاغل شغلی فراقانونی، بدنبال موفقیت موحده بوده و هرگز درد و رنج مردم محروم این مناطق را نداشته اند. برای اثبات این موضوع نیازی نیست که حتما به دیشموک یا چاروسا سفر کرد بلکه به پتروشیمی ها، شرکت های پالایشگاهی و کارخانجات سنگین در خوزستان باید نگاهی انداخت. بجای راه اندازی صنایع کوچک و بزرگ و ایجاد شغل برای عموم جوانان، افراد خاصی را راهی صنایع نفت و پتروشیمی خوزستان کرد؛ یعنی در واقع ساده ترین و کم بهینه ترین راه ممکن را انتخاب کرد.
یک دلیل دیگر بر عقب نگاه داشتن این مناطق، حضور حداکثری مردم در انتخابات فرای هر کاندید می باشد که متاسفانه در سالیان گذشته همواره صدرصد مردم و در سالیان دورتر حتی بیشتر، این نواحی در انتخابات شرکت کردند. به عقیده مفسران این دلیل بر رضایت مردم نیست بلکه دلیل متقنی بر عقب ماندگی، زورآزمایی طایفه ای و تلاش برای کسب منفعت شخصی افراد بوده است. پس طایفه گرایی و دو قطبی این نواحی شاید در مواقعی برای حاکمیت بحران آفرینی کند ولی حضور حداکثری پای صندوق رای، میوه تلخ این گزاره می باشد که متاسفانه باعث رضایت حاکمیت نیز می باشد. براستی چرا فعالان فرهنگی، معلمان، فعالان اجتماعی، جوانان تحصیل کرده و افراد مطلع تر تلاش نمیکنند این وضعیت در دیشموک، چاروسا و لیکک تغییر کند؟
وقتش رسیده که تیشه ها، اره ها و چماق های پدران در این مناطق را برداشته و بت بزرگ قوم گرایی در این مناطق را خرد و ریشه کن کنیم.
پایگاه خبری تحلیلی صبح خرد(sobhekherad.ir)
- نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
- نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
- نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.
ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : 0