تاریخ انتشار : پنجشنبه ۲۱ اسفند ۱۳۹۹ - ۲۲:۵۴

دیدار “آندیا” دختر کهگیلویه ای با پهلوان بانوهای شاهنامه

دیدار “آندیا” دختر کهگیلویه ای  با پهلوان بانوهای شاهنامه

پایگاه خبری تحلیلی”صبح خرد”(sobhekherad.ir) در سالهای اخیر علاوه بر مردان، زنان و دختران نیز به شاهنامه علاقه مند شده و به قول معروف؛ هرآن کو که شهنامه خوانی کند/ اگر زن بود پهلوانی کند به گزارش“صبح خرد”، شاهنامه یکی از مهمترین پایه های زبان و ادبیات فارسی و سند هویت مردمان ایران زمین است. این

پایگاه خبری تحلیلی”صبح خرد”(sobhekherad.ir)

در سالهای اخیر علاوه بر مردان، زنان و دختران نیز به شاهنامه علاقه مند شده و به قول معروف؛ هرآن کو که شهنامه خوانی کند/ اگر زن بود پهلوانی کند

به گزارش“صبح خرد”، شاهنامه یکی از مهمترین پایه های زبان و ادبیات فارسی و سند هویت مردمان ایران زمین است. این کتاب ارزشمند شاهکار شاعر بزرگ؛ حکیم ابوالقاسم فردوسی و سرشار از قصه ها، تمثیل ها، داستان های اساطیری و حماسی، سرگذشت پهلوانان و تلاش برای حفظ وطن از هجوم دشمنان است. اقبال کودکان و نوجوانان به این کتاب ارزشمند روز به روز بیشتر می شود.
در این میان بد نیست بدانید مردم لر همواره شهنامه را ارج گذاشته و مجالس شاهنامه خوانی همواره برقرار و مورد استقبال قرار می گیرد.

در سالهای اخیر علاوه بر مردان، زنان و دختران نیز به شاهنامه علاقه مند شده و به قول معروف؛
هرآن کو که شهنامه خوانی کند/ اگر زن بود پهلوانی کند

یکی از دلایل اقبال و علاقه زنان و دختران به شاهنامه شاید حضور پهلوان بانوها و زنان تاثیر گذار در شاهنامه است.
امید آرین مهر؛شاعر و فعال فرهنگی به علاقه دخترش برای دیدار با این پهلوان بانوها در این شعر اشاره کرده است؛

دیشب برای آندیا شهنامه خواندم/

رخش خیالش را به سمت توس راندم/

با ضربه های سم اسبش بر سر خاک/
گردی ز غیرت ریخت بر سیمای افلاک/
آن گاه کنار بارگاه شاعر توس/
دیدم نشسته روی خاک آن دختر لوس/
دل خون بود از دست این عصر و زمانه/
از ظلم از بیداد از مکر و بهانه/
در بازوانش خون آرش بود جاری/
آن پهلوان بانو؛ مه دشمن زیاری/
سیمرغ زیبا را در اوج آسمان دید/
از زال و از عشقش به بی رودابه پرسید/
*
اندیشناک آنگه روان شد سوی کاووس/
گفتا بدا بر تو شها! افسوس افسوس/
حال سیاوش را ز کی کاووس پرسید/
کاووس سیمای فرنگیس را در او دید/
آن گه خبر آمد کتایون بی قرار است/
او داغدار پهلوان اسفندیار است!/
در سر به شوق دیدن بیژن هوایی/
همچون منیژه داد زد بیژن کجایی؟/
تهمینه صبح زود آمد تا لب رود/
همراه او سهراب جان هم آمده بود/
**
آن شب تمام بانوان را آندیا دید/
از عشق، از افسانه از اسطوره پرسید/
تهمینه و رودابه و بانو کتایون/
سودابه و بی بی فرنگیس همایون/
تا صبح با او داستان ها باز گفتند/
از داستان های سراسر راز گفتند/
از تهمتن اسطوره تاریخ ایران/
از خشم او گاه نبردش با انیران/
از ماجرای کشتن سهراب بی پاک/
از هفت خوان و لطف های ایزد پاک/
جنگی که در آن اهرمن آشفته می شد/
صبحی که بیداد و تباهی کشته می شد/
رودابه و عشقش به زال آن مرد آن پیر/
سودابه ی دلگیر از نیرنگ و تزویر/
**
تهمینه گفتا آندیا رستم شمایی/
هرگز نگو یک لحظه از رستم جدایی/
رستم قیام و بعثت و بغض و رشادت/
آیینه زیبای ایثار و شهادت/
رستم همین معنای ناب سرفرازی/
آوازه ی سوداگران ترک و تازی/
رستم دماوند و دنا و زردکوه است/
نام بلند او همیشه باشکوه است!/
امروز در ایران ما ای دختر من/
روییده صدها و هزاران ها تهمتن/
بیدار باش بیداری ایران از تواست/
دریافت کن هشیاری ایران از تو است/

امید آرین مهر
۲۱ اسفندماه۹۹
دهدشت

پایگاه خبری تحلیلی”صبح خرد”(sobhekherad.ir)

ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : 0
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.

رفتن به نوار ابزار