“تهمینه”

“تهمینه”

تهمینه (قسمت بیستم) “صبح خرد” /صدای جیغ‌وداد همچنان بلند بود. هرچه می دویدیم، نمی رسیدیم. پابرهنه وهراسون خودمونو رسوندیم. حلیمه داشت جیغ می‌زد و دایی صورتش سیاه و کبود شده بود. هرچه آب پاشیدیم به صورتش که به هوش بیاد، سودی نداشت. دهنش کف کرده بود و دست‌وپاش می‌لرزید. من و خاله تهمینه هم شروع