تاریخ انتشار : سه‌شنبه 14 مهر 1405 - 10:38 - سه‌شنبه 6 اکتبر 2026 - 10:38

گرامی داشت روز جهانی معلم به نگارش محمد نوروزی نیا؛

معلم؛ فقط مجری سیاست آموزشی نیست

معلم؛ فقط مجری سیاست آموزشی نیست
«در کنار معلمان بایستیم: ۶۰ سال حفاظت از حرفه معلمی، ارتقای جایگاه آن و شکل‌دهی آینده‌های ما»

صبح خرد / محمد نوروزی‌نیا ـ دیشموک؛ ممکن است در روز معلم از معلم بسیار تجلیل کنیم، اما اگر همان معلم در طول سال با فشار اقتصادی، حجم بالای کار، کمبود امکانات، فرسودگی و بی‌ثباتی حرفه‌ای روبه‌رو باشد، باید بپذیریم که میان شعار درباره مقام معلم و واقعیت زندگی معلم فاصله وجود دارد.

هر سال در روز معلم، از مقام معلم سخن می‌گوییم؛ از اینکه معلم آینده‌ساز است، چراغ دانایی را روشن می‌کند و جامعه بدون معلم آینده‌ای نخواهد داشت. این جملات زیبا و البته درست‌اند؛ اما یک پرسش ساده و جدی پشت همه این حرف‌ها وجود دارد:

اگر معلم تا این اندازه برای آینده جامعه مهم است، چرا در تصمیم‌گیری درباره آینده آموزش، صدای خود او همیشه به اندازه کافی شنیده نمی‌شود؟

شاید اهمیت شعار روز جهانی معلم در سال ۲۰۲۶ نیز دقیقاً از همین‌جا آغاز می‌شود.

شعار امسال یونسکو:

«در کنار معلمان بایستیم: ۶۰ سال حفاظت از حرفه معلمی، ارتقای جایگاه آن و شکل‌دهی آینده‌های ما»

این شعار در شصتمین سالگرد توصیه‌نامه سال ۱۹۶۶ سازمان بین‌المللی کار و یونسکو درباره وضعیت معلمان مطرح شده است؛ اما به نظر می‌رسد پیام آن فقط مربوط به گذشته نیست. اتفاقاً پرسشی بسیار امروزی را پیش روی ما می‌گذارد:

آیا معلم را فقط برای اجرای تصمیم‌هایی که دیگران گرفته‌اند می‌خواهیم، یا او را یک متخصص می‌دانیم که باید در ساختن همان تصمیم‌ها نیز نقش داشته باشد؟

معلم؛ یک شغل نیست، یک حرفه است

معلمی را نمی‌توان فقط یک شغل اداری دانست.

معلم برای انجام درست وظیفه خود به دانش تخصصی، تجربه، استقلال حرفه‌ای، فرصت یادگیری و رشد، امنیت شغلی و البته احترام اجتماعی نیاز دارد.

اگر جامعه از معلم انتظار دارد نسل آینده را تربیت کند، باید شرایطی فراهم شود که خود معلم نیز احساس کند در حرفه‌اش دیده می‌شود، فرصت رشد دارد و تخصصش مورد اعتماد است.

اینجاست که میان «احترام به معلم» و «حفظ منزلت حرفه‌ای معلم» تفاوت ایجاد می‌شود.

ممکن است در روز معلم از معلم بسیار تجلیل کنیم، اما اگر همان معلم در طول سال با فشار اقتصادی، حجم بالای کار، کمبود امکانات، فرسودگی و بی‌ثباتی حرفه‌ای روبه‌رو باشد، باید بپذیریم که میان شعار درباره مقام معلم و واقعیت زندگی معلم فاصله وجود دارد.

احترام واقعی فقط در سخنرانی و تقدیرنامه خلاصه نمی‌شود؛ باید در ساختار حرفه‌ای و زندگی روزمره معلم نیز دیده شود.

مشکل معلم فقط حقوق نیست

وقتی از مشکلات معلمان صحبت می‌شود، معمولاً نخستین موضوعی که مطرح می‌شود حقوق و دستمزد است. طبیعی است که وضعیت اقتصادی اهمیت زیادی دارد؛ اما مسئله معلم بزرگ‌تر از فیش حقوقی اوست.

یک معلم به حقوق مناسب نیاز دارد، اما در کنار آن به مدرسه مناسب، امکانات آموزشی، امنیت شغلی، فرصت آموزش و ارتقای حرفه‌ای، حمایت مدیریتی، امکان خلاقیت و استقلال در کلاس درس نیز نیازمند است.

به همین دلیل، اگر بخواهیم وضعیت معلم را اصلاح کنیم، نباید همه چیز را به افزایش حقوق محدود کنیم.

مسئله اصلی، کیفیت زندگی حرفه‌ای معلم است.

معلمی که دائماً نگران مسائل اقتصادی، فشار کاری یا آینده شغلی خود است، بخش قابل توجهی از انرژی ذهنی خود را صرف مسائلی می‌کند که ارتباط مستقیمی با تدریس ندارد.

این مسئله فقط مشکل معلم نیست؛ در نهایت، مشکل مدرسه و دانش‌آموز نیز خواهد بود.

اما شاید مسئله مهم‌تر، «صدای معلم» باشد

به نظر من، یکی از مهم‌ترین بخش‌های پیام امسال یونسکو همین است: معلم باید شنیده شود.

معلم هر روز در کلاس درس با واقعیت‌هایی مواجه است که ممکن است در گزارش‌های اداری دیده نشوند.

او دانش‌آموزی را می‌بیند که به دلیل مشکلات اقتصادی نمی‌تواند مانند دیگران درس بخواند.

دانش‌آموزی را می‌بیند که درگیر مسائل خانوادگی است.

با تفاوت‌های فرهنگی و اجتماعی دانش‌آموزان روبه‌رو می‌شود.

افت تحصیلی، آسیب‌های اجتماعی، مشکلات ارتباطی، تغییرات فرهنگی، فناوری‌های جدید و امروز حتی هوش مصنوعی را از نزدیک لمس می‌کند.

این تجربه‌ها برای سیاست‌گذار آموزشی یک منبع ارزشمند است.

بنابراین، وقتی از مشارکت معلم در تصمیم‌گیری صحبت می‌کنیم، منظور فقط دفاع از یک مطالبه صنفی نیست؛ مسئله، استفاده از دانش و تجربه‌ای است که در متن واقعی مدرسه شکل گرفته است.

گاهی تصمیمی در سطح اداری بسیار منطقی به نظر می‌رسد، اما وقتی به کلاس درس می‌رسد، با مشکلاتی روبه‌رو می‌شود که اگر از ابتدا نظر معلمان شنیده می‌شد، شاید قابل پیش‌بینی بود.

به زبان ساده:

کسی که قرار است یک سیاست را در میدان اجرا کند، باید در طراحی آن سیاست نیز سهمی داشته باشد.

«نظرخواهی» با «مشارکت» فرق دارد

البته یک نکته مهم را نباید فراموش کرد.

گاهی تصور می‌کنیم چون از معلمان نظر خواسته‌ایم، پس آنها در تصمیم‌گیری مشارکت داشته‌اند.

اما مشارکت واقعی چیز دیگری است.

اگر از معلم نظر بگیریم و بعد تصمیمی کاملاً متفاوت بگیریم، بدون اینکه توضیح دهیم چرا نظر او نادیده گرفته شده است، نمی‌توان این فرایند را مشارکت واقعی نامید.

مشارکت زمانی معنا دارد که صدای معلم بتواند بر تصمیم اثر بگذارد.

از این منظر، تفاوت بزرگی میان «سیاست برای معلم» و «سیاست با مشارکت معلم» وجود دارد.

در اولی، معلم بیشتر مجری است؛ در دومی، او بخشی از فرایند تصمیم‌سازی است.

و شاید نظام آموزشی امروز بیش از هر زمان دیگری به حرکت از اولی به دومی نیاز داشته باشد.

معلم، فقط کتاب را تدریس نمی‌کند

یکی از اشتباهات رایج این است که نقش معلم را به انتقال محتوای کتاب درسی محدود کنیم.

واقعیت این است که معلم در مدرسه فقط ریاضی، علوم، ادبیات، تاریخ یا جامعه‌شناسی تدریس نمی‌کند.

او به دانش‌آموز چگونه گفت‌وگو کردن، چگونه همکاری کردن، چگونه مسئولیت پذیرفتن و چگونه مواجه شدن با دیگران را نیز می‌آموزد.

دانش‌آموز بخش مهمی از نگرش خود نسبت به جامعه، قانون، عدالت، مسئولیت اجتماعی، کار، تلاش و حتی آینده را از تجربه زندگی در مدرسه به دست می‌آورد.

از این جهت، معلم فقط انتقال‌دهنده دانش نیست؛ یکی از عوامل مهم شکل‌گیری فرهنگ و سرمایه اجتماعی جامعه است.

پس اگر منزلت حرفه‌ای معلم کاهش پیدا کند، نباید تصور کنیم که این اتفاق فقط برای یک گروه شغلی رخ داده است. پیامدهای آن دیر یا زود خود را در کیفیت مدرسه و تربیت نسل آینده نشان خواهد داد.

این شعار برای معلمان ایران چه معنایی دارد؟

وقتی پیام روز جهانی معلم ۲۰۲۶ را کنار شرایط معلمان ایران می‌گذاریم، به نظر می‌رسد سه کلمه بیشتر از همه اهمیت پیدا می‌کنند:

منزلت، معیشت و مشارکت.

منزلت

در فرهنگ ایرانی، معلم هنوز از احترام اجتماعی قابل توجهی برخوردار است. بسیاری از خانواده‌ها همچنان معلم را انسانی اثرگذار در زندگی فرزندان خود می‌دانند.

اما سؤال این است:

آیا این احترام فرهنگی در ساختار اداری و اقتصادی نیز به همان اندازه دیده می‌شود؟

اگر معلم را «آینده‌ساز» می‌نامیم، باید این عنوان در سیاست‌گذاری نیز معنای واقعی پیدا کند.

معیشت

معیشت معلم موضوع کوچکی نیست؛ اما نباید آن را فقط به میزان حقوق ماهانه تقلیل داد.

معلم به زندگی با ثبات، امنیت شغلی، محیط کاری مناسب، امکانات آموزشی، فرصت رشد و آرامش نسبی نیاز دارد.

آموزش باکیفیت از معلمی آغاز می‌شود که بتواند با تمرکز و آرامش کار کند.

مشارکت

و شاید مهم‌تر از همه، مشارکت است.

معلمان باید درباره موضوعاتی که مستقیماً با زندگی حرفه‌ای آنها ارتباط دارد، صدای مؤثرتری داشته باشند؛ از برنامه درسی و ارزشیابی گرفته تا فناوری آموزشی، هوش مصنوعی، آموزش ضمن خدمت، شرایط مدرسه و آینده حرفه معلمی.

قرار نیست همه تصمیم‌ها را معلمان بگیرند؛ اما منطقی نیست تصمیم‌هایی که مستقیماً زندگی حرفه‌ای آنان و کیفیت آموزش دانش‌آموزان را تحت تأثیر قرار می‌دهد، بدون استفاده جدی از تجربه آنان گرفته شود.

یک سرمایه فراموش‌شده؛ معلمان بازنشسته

در این میان، نباید از معلمان بازنشسته غافل شد.

بازنشسته شدن به معنای از بین رفتن تجربه نیست.

معلمی که بیست، سی یا بیشتر سال در مدرسه کار کرده، سرمایه‌ای از تجربه، شناخت دانش‌آموز، شناخت مدرسه و شناخت جامعه با خود دارد؛ سرمایه‌ای که به آسانی قابل جایگزینی نیست.

چرا نباید از این تجربه در تربیت معلمان جوان، مشاوره آموزشی، پژوهش‌های مدرسه‌ای، انتقال تجربه و آموزش نسل جدید معلمان استفاده کرد؟

شاید بهتر باشد بازنشستگی را پایان رابطه معلم با آموزش و پرورش ندانیم؛ بلکه آن را ورود به مرحله دیگری از خدمت حرفه‌ای تلقی کنیم.

معلم بازنشسته می‌تواند همچنان معلم باشد؛ فقط شکل معلم بودن او تغییر کرده است.

سخن آخر

شعار روز جهانی معلم ۲۰۲۶ یک پیام ساده اما مهم دارد:

آینده آموزش را نمی‌توان بدون معلم ساخت.

بنابراین، اگر قرار است درباره آینده مدرسه، آموزش و نسل آینده تصمیم بگیریم، باید کسانی را که هر روز در کلاس درس با این نسل زندگی می‌کنند نیز در این تصمیم شریک کنیم.

معلم فقط مجری بخشنامه نیست.

فقط انتقال‌دهنده کتاب درسی نیست.

فقط کارمند یک دستگاه اداری نیست.

معلم صاحب دانش، تجربه و سرمایه‌ای اجتماعی است که می‌تواند در ساختن آینده آموزش نقش داشته باشد.

به همین دلیل، احترام واقعی به معلم فقط این نیست که سالی یک‌بار از او تقدیر کنیم.

احترام واقعی یعنی:

منزلت او را در جامعه ببینیم؛
معیشت او را در زندگی جدی بگیریم؛
استقلال او را در حرفه به رسمیت بشناسیم؛
و صدای او را در تصمیم‌گیری بشنویم.

شاید بتوان پیام روز جهانی معلم امسال را برای ایران در یک جمله خلاصه کرد:

اگر می‌خواهیم آموزش را تغییر دهیم، باید جایگاه معلم را تغییر دهیم؛ و اگر می‌خواهیم آینده را بسازیم، باید کسانی را که هر روز آینده را در کلاس درس می‌سازند، در تصمیم‌گیری درباره آن آینده شریک کنیم.

معلم، فقط مجری سیاست آموزشی نیست؛
معلم، یکی از شرکای ساخت آینده است.

ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : 0
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.