تاریخ انتشار : سه شنبه ۲۱ آذر ۱۴۰۲ - ۱۱:۴۱

دردنامه رنج آور "حسن غفاری" از شرح درد مردم "توگبری چرام"؛

برگرد و به دولت و نماینده بگو که صندوق رای را اینجا نیاورند!» 

برگرد و به دولت و نماینده بگو که صندوق رای را اینجا نیاورند!» 
"حسن غفاری" هنرمند عکاس توانمند کهگیلویه وبویراحمدی در سفری به منطقه "توگبری" در شهرستان چرام با رویدادی روبه رو شده که قابل تامل و تفکر فراوانی است؛ داستان تلخ مردمی که عدم توجه مسئولان و نمایندگان مجلس را به پای هنرمند می دانند و فکر می کنند حتی یک هنرمند هم در ایجاد شرایط نامناسب مقصر است و بدتر اینکه مسئولان شهرستان نیز با غفاری برخوردی خوبی نداشتند...

نگارش زیر دردنامه رنج اوری است که غفاری دیده و شرح می دهد؛ 

«مرتب یادآور می شدند که برگرد و به دولت و نماینده بگو که صندوق رای را اینجا نیاورند!!» 

گزارش اختصاصی هنری “صبح خرد”؛ براین باور تاریخی هستیم که ایران مهد فرهنگ، هنر و ادب است و کورش کبیر در دعایش خواستار درامان ماندن این سرزمین از دروغ است.  

این روزها نمایندگان مجلس درآمد وشد جای جای استان هستند که خودی نشان دهند و از شرایط موجود، طرح، برنامه و وعده‌هایشان سخن می گویند. سخن وادبیات نوآورانه و تازه‌ای ندارند، آنچه را که می‌گویند و می‌پوشند و رفتارمی‌کنند همه وهمه به تکرار در وجود نمایندگان ادواری پیشین دیده شده است. 

نزدیک به سی سال است که به صورت پراکنده در استان نظاره گر مسائل فرهنگی ایلات و طوایف از نگاه دوربین عکاسی با گرایش مردم نگاری هستم. تا کنون عکس‌های زیادی از طوایف ومردم استان تهیه کرده‌ام. اسنادی ماندگار و یادگار از نحوه زیست ومعیشت امروز برای آیندگان، زندگی در استان کهگیلویه وبویراحمد آمیخته‌ای از سه فرهنگ روستایی، عشایری و شهری است، به شدت همه چیز درحال تغییر است و متاسفانه در مسئله‌ی انتخابات بیشتر از انکه احزاب و شایستگی افراد مهم باشد، غیرت سازی طایفه‌ای بر انتخابات کارگر است، این مسئله به همراه نزدیک شدن به حاکمیت وقدرت درتهران مانع از عملکردصحیح نماینده در منطقه می‌شود. 

اگر کمی ریزتر نگاه کنیم می بینیم که در برخی از خانواده های کهگیلویه وبویراحمدی پدر یا پدر بزرگ در فضای عشایری زندگی می کنند و برخی از فرزندان در روستا و برخی از نوه‌ها یا فرزندان کوچکتر و امروزی تر در شهرهازندگی می‌کنند، مردم استان غالبا درهرسه فضا رابطه و رفت و آمد دارند، بسیاری از مناسبت‌های اجتماعی هنوز بر مدار قوانین ایلی و عشیره‌ای در استان جاری است. 

کاری به خوب و یابد بودن این قضیه نداریم، من و بسیاری از دوستان عکاس و مستند سازم وقتی که با دوربین عکاسی وارد محیط روستایی یا عشایری جهت عکسبرداری می شویم تا از روزمرگی ها،آیین ها، دل مشغولی ها و سایر موضوعات زندگی به عنوان سندی از نحوه معیشت این دهه‌ی زمانی عکسبرداری کنیم با مطالبه گری از نمایندگان و برخی مسئولان روبه رو می‌شویم، معمولابه چشم فرد پاسخگو به ما نگاه میکنند و زهر دلشان را برما خالی می کنند، گاهی هم صفت دروغگو را برایمان به کار می برند. 

نتیجه‌ی درست عمل نکردن و وعده‌ها‌ی توخالی ویا کم کاری برخی مسئولین و نماینده ها موجب شده کسانی که در حوزه فرهنگ، هنر و رسانه استان مشغول هستند آسیب ببینند و چوب کم لطفی بخورند و از سیاست دروغ درامان نباشند. 

درفصل زمستان طایفه‌ی غیور و رشیدبایاری در شهرستانچرام، محدوده‌‌‌ای به نام توگبری زندگی می‌کنند، مطابق با تعاریف رایج وزارت کشور، تکلیف اهالی این منطقه مشخص نیست که عشایری هستند یا روستا نشین!؟

 چندسالی است که پایه وسیمبرق بدون ترانس و جریان الکتریسیته دارند منبع آب و لوله کشی بدون آب دارند، کانکس جای کلاس درس و مدرسه خودنمایی می‌کند، جاده آسفالت دارند و با کمترین بارش ها مسدود می‌شود.

به ضرورت زمانه درخانه‌های به اصطلاح محلی “کره‌بردی” یعنی سنگ روی سنگ که با کمترین رانش و زلزله امکان ریزش وجود دارد زندگی می‌کنند. خانه هایشان درمعرض خطر سیل بارندگی های شدید فصلی است.

هفته‌ی گذشته برای تهیه عکس از زاویه‌ی فرهنگی فارغ از نگاه و جریان های حزبی و سیاسی به فضای توگبری وارد شدم، مردان طایفه اجتماع کردند و جلسه گرفتندو ازشرایط سخت زندگی، محروم از حداقل های خدمات اجتماعی، شنیدن وعده های بسیار و تصمیم برای بی تفاوتی با صندوق رای سخن گفتند و درنهایت مانع از ادامه‌ی کار عکسبرداری شدند ، براین باور بودند که از طرف دولت یا نمایندگان حضور دارم که مجدد از محرومیت انهادر تصویر سواستفاده شود و این عکس ها شرایط بهرمندی برای کسانی غیراز خودشان ایجاد کند. 

مرتب یادآور می شدند که برگرد و به دولت و نماینده بگو که صندوق رای را اینجا نیاورند!!

داستان سفر عکاسی ما اینجا تمام نشد، مسئول ارشد فرهنگ و ارشاد شهرستان چرام پیام فرستادند که آیا شما مجوز عکاسی دارید!؟ 

فضا نگران کننده شد، مسئولی که انتظار می رفت در جایگاه حامی باشد همچون مردمی که حاضر به شنیدن هیچ سخنی نبودند در مقام بازدارنده ایستاده بود.

 برای رفتن به کوه، دشت، طبیعت و عکاسی در یک روستا باید مجوز داشته باشیم؟ در کجای دنیا چنین قاعده ای وجود دارد؟

فشارها مانع از ادامه‌ی عکاسی شد و از جمع حاضر خداحافظی کردم . صحبت و خواسته هایشان عقلانی بود و محترمانه برخوردکردند، بهتر است هرچه زودتر صحبت هایشان را شنید و مسیر خدمت رسانی برایشان هموار شود. درهمه‌ی این سال‌ها مردمی پرمنفعت وکم توقع و محروم تر از بایاری هاندیدم، نه تعریف قشلاقی و عشایری درستی دارند و نه مفهوم روستا بودن برایشان کامل است. بایاری های ساکن در محدوده‌ی توگبری برای هموارشدن شرایط بهتر زندگی احتیاج به مطالعه‌ی دقیق و تصمیم گیری ریشه ای و اساسی دارند قبل از آنکه دچار بحران وبلایای طبیعی شوند. 

حسن غفار

ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : 0
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.

رفتن به نوار ابزار